یکشنبه, ۲۱ تیر , ۱۴۰۵
درد دل مادری در رنج دوری فرزند اسیرش در اشرف 22 دی 1389

درد دل مادری در رنج دوری فرزند اسیرش در اشرف

به نظرم حتی نام زندان را هم نمی توان روی اشرف گذاشت چون باید گفت: صد رحمت به زندان! معمولا هر زندانی حق ملاقات را دارد و کسی نمی تواند این حق را از او سلب کند. اما ما چه کنیم که قانون پادگان اشرف با قوانین دنیا متغایر است و آن این است که: ملاقات ممنوع. قانونی که در فرقه حاکم است در کجای قانون دنیا جا دارد که یک مادر بعد از چندین سال حق ملاقات با فرزندش را ندارد.

گردهمایی جمعی از خانواده ها در دفتر انجمن نجات مازندران – قسمت سوم 22 دی 1389

گردهمایی جمعی از خانواده ها در دفتر انجمن نجات مازندران – قسمت سوم

از یک طرف در قرارگاه اعلام می کند که این ها خانواده شما نیستند و اینها مزدوران جمهوری اسلامی اند از یک طرف دیگر در اروپا اعلام می کند که دولت عراق نمی گذارد خانواده ها با بچه های خود ملاقات کنند واقعا آدم باید کدام موضع و حرفشان را باور کند راستی اگر دولت عراق نمی گذارد که خانواده ها با عزیزانشان ملاقات کنند پس شما بچه ها را بیاورید که در پشت سیاج خانواده ها بچه ها را ببیند مگر همین پیشنهاد را پدران و مادران پیر در پشت بلندگو و اطراف قرارگاه به شما ندادند

خاطرات حضور در درب اشرف به همراه خانواده ها – قسمت دوم 22 دی 1389

خاطرات حضور در درب اشرف به همراه خانواده ها – قسمت دوم

تعدادی از خانواده های گیلانی نیز که همان روز آمده بودند بطرف سیم توری بهداری رفته و با مهر و محبت از عزیزان خود سوال میکردند و نفرات رفت و آمد کننده به امداد پزشکی سازمان را مورد خطاب قرار داده و ضمن سلام از انها درمورد عزیزان خود سوال میکردند ولی به دستور سازمان آنها از ترس جرات نداشتند سرشان را برگردانند و ما نیز چندین بار دیدیم که نفرات اطلاعات سازمان پشت بوته ها و درختان به گوش ایستاده و ما را می پایند.

نشست خانواده های آذربایجانغربی با حضور محمود دشتستانی ـ قسمت پنجم 21 دی 1389

نشست خانواده های آذربایجانغربی با حضور محمود دشتستانی ـ قسمت پنجم

آقای محمود دشتستانی: این تیپ خانواده ها که برای رهایی فرزندانشان اصرار دارند. یکی از معضلات سیاسی سران مجاهدین شده اند. راهکارهای زیادی هم برای نجات بچه ها وجود دارد مثلاً از طریق صلیب سرخ می توان به سازمان فشار آورد. یعنی خانواده ها با صلیب سرخ در تماس باشند و خواسته های خودشان را به آنها بگویند و از صلیب بخواهند که به اشرف رفته و پیام و نامه های خانواده ها را به آنها برسانند. این راهکار خیلی خوبی است و جواب میدهد.

مجاهدین؛ فرقه ای که من در آن بزرگ شدم و از نزدیک با آن آشنایی دارم – قسمت اول 21 دی 1389

مجاهدین؛ فرقه ای که من در آن بزرگ شدم و از نزدیک با آن آشنایی دارم – قسمت اول

من در یک تشکیلات بسته فرقه ای به نام سازمان مجاهدین بزرگ شدم و عمرم را در یک کمپ به نام کمپ اشرف که مقر این فرقه بود سپری کردم. به خاطر القای فکری که زائیده یک انقلاب درونی از طلاق و ازدواج غیر عرفی رهبران معنوی بوجود آمده بود. همیشه زیر القای فکری رهبران و تحمیل نمودن افکار خودشان ساعت ها همایش، جلسه و نشست می گذاشتند طوری که آدم را وادار می کردند تا گفته های ایشان را قبول کند

خانواده ها مراتب تشکر خود را از دکتر نافع عیسی، ابراز داشتند 20 دی 1389

خانواده ها مراتب تشکر خود را از دکتر نافع عیسی، ابراز داشتند

خانواده های دردمند و رنج کشیده که نزدیک به یکسال است در برابر پادگان فرقه ای اشرف دست به تحصن زده و صرفا دیدار آزاد و مستقل با بستگانشان را میخواهند مراتب قدردانی و تشکر خود را از دکتر نافع و یارانش در کمیته حمایت از خانواده ها ابراز داشتند. زحمات دکتر نافع به هیچ عنوان قابل جبران نیست. او احترام و تحسین خانواده های ایرانی را بر انگیخته و تلاش های او هرگز فراموش نخواهد شد.

تجمع خانواده ها و درهم شکستگی رجویها 20 دی 1389

تجمع خانواده ها و درهم شکستگی رجویها

این خانواده ها علیرغم اینکه تا کنون موفق به ملاقات نشده اند اما از آنجاییکه هیچ خواستگاه سیاسی و منفعت طلبانه ای ندارند هر روز عزمشان جزمتر شده که با استقامت و پایداری خویش تور اختناق تشکیلاتی سازمان را از هم دریده که منجر به فرار تعدادی از اسرا گردیده؛ دیروز علی عینکیان، مهرداد امیری و حجت رفیعی و امروز ایرج عبدی و فردا احمد و رضا و علی و علی های دیگر از حصار تشکیلاتی گریخته. زندگی آزاد خود را به دست می آورند. اما آنچه به سران سازمان بر میگردد هر روز بر ادعای اسلام پناهی افزوده و ادعای دفاع از خلق در زنجیر را سر می دهند اما خودشان در داخل تشکیلات، نیرو ها و اسرای خود را از ابتدایی ترین حقوق خود که حق ارتباط با پدر و مادر است محروم نموده اند و هر روز در به زنجیر کشیدن افراد اسیر طرح و تدبیر جدیدی بکار می گیرند.

گردهمایی جمعی از خانواده ها در دفتر انجمن نجات مازندران – قسمت دوم 19 دی 1389

گردهمایی جمعی از خانواده ها در دفتر انجمن نجات مازندران – قسمت دوم

آقای حسن طوسی بخش نیز که پدرش در سال 68 اسیر جنگی صدام بود و از اردوگاه های عراق توسط مسئولین فریبکار فرقه به قرارگاه اشرف کشانده شد اظهار داشتند: اخیرا توانستم به همراه مادرم به قرارگاه بروم ولی آنچه که ما در ذهنمان تصور می کردیم و آنچه را که ما در این مدت می دیدیم کلا فرق داشت شاید برای شما هائیکه از نزدیک مجاهدین را دیده و یا در آنجا بودید مسائل همچون اختیار نداشتن افراد و ملاقات ندادن و… در سازمان روشن باشد ولی برای ما که از بیرون داریم قضیه را نگاه می کنم یک مقدار فهم قضیه سخت بود

صحنه جدید از مغز شوئی فرقه رجوی 18 دی 1389

صحنه جدید از مغز شوئی فرقه رجوی

. آیا این گناه است که به خاطر عزیزان خود به هر دری می زنند و آن رهبر منفور فرقه نام اجیر شدگان به آنها گذاشته است و یا در جلو درب اشرف هنگامی که با صدای بلند نام عزیزان خود را صدا می زنند به آن خانواده مظلوم نام زوزه کش می گذارد و بالا ترین ارزش ایدئولوژیکی خود را که به نفرات اسیر القا می کند نرفتن به ملاقات می داند و نام این را هم تراز جدیدی از مرزهای بالا بلند ایدئولوژیکی و سیاسی مجاهدین می نامند وای بر تو که ارزش ایدئولوژی خود را اینطور نمایان می کنید که در دستگاه فرقه گری به ملاقات نرفتن و دوری جستن از خانواده را ارزش می دانید.

خاطرات اعزام اولین اکیپ خانواده ها به اشرف 18 دی 1389

خاطرات اعزام اولین اکیپ خانواده ها به اشرف

ما به مقر بازگشتیم خانواده ها تاثیر به سزایی در روحیه افراد گذاشته بودند یک سری افراد در مقر بصورت محفلی به هم دیگر می گفتند که ای کاش خانواده ما به ملاقات ما بیاید. ارتباطی که چندین سال قطع بود مجددا وصل شد. این موضوع میز سازمان را چپه کرد در نشست های کله خوری علنا می گفتند که فکر نکنید خانواده دست از سر اشرف بر می دارد این رفت و آمدها تا زمانی که اشرف پا بر جاست ادامه دارد

نامه ای به ملک جمشید ده مرده از اعضای دربند فرقه رجوی 16 دی 1389

نامه ای به ملک جمشید ده مرده از اعضای دربند فرقه رجوی

جمشید جان. ما شما را از شبکه ماهواره دیدیم و فیلم و عکس گرفتیم شما جلو نشسته بودید و پشت سرت همان زنهای بدبختی که صحبتهای تکراری را برایتان می گفتند که خود نیز از قربانیان فرقه رجوی هستند. از دیدنت خیلی خوشحال شدیم. آبجی طاهره تصویر شما را روی صفحه تلویزیون مدام می بوسید و می گفت داداشی چرا نمی آیی و سپس گریه میکرد.

رجوی؛ جرثومه فساد اشرف به زباله دان تاریخ خواهد رفت 15 دی 1389

رجوی؛ جرثومه فساد اشرف به زباله دان تاریخ خواهد رفت

رجوی خود فروخته که از مقاومت و استقامت خانواده ها در جلوی درب اشرف به رعشه افتاده است هر روز با عناوینی سعی می کند که با شانتاژ و دروغ نیروهای خود را در مقابل خانواده ها قرار دهد ولی خانواده ها که خود به اشرف رفته و شاهد وضعیت اسفبار عزیزان خود شدند به خوبی متوجه آن گشته اند که او در صدد به تقابل کشاندن اسیران اشرف با آنان است و کوس رسوایی رجوی جلاد در مورد خانواده ها رو شده است و به همین دلیل بر تداوم حضور خود در جلوی درب اشرف اصرار دارند.

blank
blank
blank