قصه تلخ خانواده ها و فرقه ویرانگر رجوی – قسمت سوم
خانواده ها برای زمستان آماده میشوند. از قرار معلوم استقرار آنان تا رسیدن به خواسته هایشان طولانی خواهد بود. رجوی هنوز فکر میکند که خانواده ها بزودی خسته شده و بر میگردند. او قطعا نمیتواند و هرگز نخواهد توانست انگیزه و احساس یک مادر را درست درک کند. اعضای سابق فرقه رجوی نیز برای نجات دوستانشان و یاری رساندن به خانواده ها به جمع آنها پیوسته اند. آنان شرایط داخل اشرف را با تمام وجود لمس کرده و لذا به جای رفتن به دنبال زندگی و راحتی خود بدون کوچکترین چشمداشتی وقت خود را وقف خانواده ها نموده اند.
نقدی بر کتاب” خانواده مجاهدین یا مزدوران ارتجاع” – قسمت دوم
سخنانی که رجوی در این بخش از کتاب بکار برده برای شناخت این فرقه و نحوه برخورد شدید و خشن با مخالفین بسیار پر اهمیت می باشد و شایسته تحلیل و بررسی جداگانه از ماهیت این فرقه می باشد. در سراسر کتاب هیچگونه اثری از پاسخگوئی به هزاران سئوالی که خانواده های محروم بر اساس اولیه ترین نیازهای انسانی کرده اند داده نشده است. تمامی کتاب مملو از شعارها و مثالهائی است که باید قید خانواده در صورتی که در خدمت منافع سازمانی قرار نگیرد زده شود.
هذیانهای اخیر مزدور رجوی بی جهت نیست
پس بی دلیل نیست که رجوی در روز روشن به هذیان گویی، فحاشی و خط و نشان کشیدن افتاده است. یک روز خانواده ها را سگ و زنجیری و اطلاعاتی می نامد و روز دیگر به عجز و لابه افتاده و بفرمایید تو ملاقات کنید سر می دهد. یک روز کتاب تهدید آمیز چاپ میکند و روز دیگر برای اشرفی ها نوار دلداری پر میکند.یک روز نفس کش می طلبد و روز دیگر بزرگی کرده و از سر کرم می بخشاید.اما رجوی فراموش کرده است که با این حرف ها برای خانم و بچه ها نمی شود تنبانی دوخت!
به اندازه 15 سال پیر شدم با مشاهده ظلمی که در اشرف به شما می شود
. دیدم پدری را که نامه نوه اش را بعد از 10 سال دوری برای پسرش آورده بود و سازمان با بی شرمی و وقاهت تمام او را مزدور می نامید. چه ها که دیدم در این 15 روز. باور کن به اندازه 15 سال پیر شدم به خاطر ظلمی که به شما رفته و می رود دیدم قیافه های در هم شکسته، چشمهای بدون نور و عروسکهای بدون اراده ای را که منتظرند ببینند فردا سازمان برایشان چه ساز جدیدی کوک خواهد کرد.
نمایش تلویزیون مجاهدین و فشار برای به اصطلاح افشای خانواده
چند روز پیش یکی از اعضای در زنجیر را که خانواده اش به ملاقات او رفته بودند برای نمایش به تلویزیون آورده بودند تا حرف های دیکته ای فرقه رجوی را از زبان او به دیگران خرج کنند اما باید توجه شود که این عزیزان گرفتار فرقه ای هستند که تماماً روی نفرات کار کرده اند طوری که نفرات حتی نمی توانند آزادانه صحبت کنند و یا تصمیم بگیرند, اینکار در تمام فرقه ها وجود دارد
گردهمائی بزرگ خانواده های متحصن در برابر دروازه پادگان اشرف
روز شنبه 11 دسامبر 2010 (20 آذر 1389) هزاران تن از خانواده های اعضای گرفتار در فرقه رجوی در داخل پادگان اشرف، سران عشایر و مقامات و شخصیت های عراق، خبرنگاران عراقی و بین المللی و نمایندگان احزاب و گروه های عراقی که از نقاط مختلف کشور عراق گرد آمده بودند در برابر درب جنوبی پادگان اشرف تجمع نموده و نسبت به نقض اولیه ترین حقوق انسانی توسط فرقه اعتراض کردند.
اعتصاب ۱۵۰ خانواده ایرانی در برابر پادگان اشرف
150 خانواده ایرانی در مقابل پادگان اشرف تحصن کرده و خواهان متقاعد کردن فرزندانشان در اردوگاه اشرف جهت بازگشت به کشور هستند. این خانواده ها تاکید کردند تنها در صورتی به ایران بازخواهند گشت که فرزندانشان را همراه خود به کشور بازگردانند. این در حالی است که تعدادی دیگر از خانواده های ایرانی از 7 ماه پیش در برابر پادگان اشرف به سر می برند و اعلام کرده اند تا زمانی که فرزندانشان به همراهشان نیایند به ایران باز نخواهند گشت.
پیام سیروس غضنفری به دوستان در زنجیر فرقه رجوی
دوستان خانواده های شما بخصوص مادران و پدران و برادران و خواهرانتان منتظر دیدار شما هستند و مشتاق هستند تا شما را دیدار کنند و این رجوی است که تلاش دارد شما را از عاطفه آنها دور نگه دارد واین به خاطر ماهیت ضد انسانی است که شما را درآن عجین کرده و طوری القا کرده است که فکر کنید که روی پای خود نمی توانید بایستید واقعیت این نیست شما می توانید روپای خود به تمام خواسته خود با تلاش برسید
نقدی بر کتاب”خانواده مجاهدین یا مزدوران ارتجاع”
پس از استقرار تعدادی از خانواده های مجاهدین در پشت درب های بسته پادگان اشرف واقع در عراق که به عشق دیدار عزیزانشان رنج دوری از وطن و فشارهای عصبی را ماه ها است تحمل کرده اند، مجاهدین نیز بیکار ننشسته و در تلاشی شبانه روزی با عکس العمل های هیستریک مانورهای گوناگونی را در مقابله با خانواده ها سازمان دادند که بخشی کوچکی از آن را میشود در این کتاب ملاحظه نمود.
اطلاعیه برگزاری همایش کمیته حمایت از خانواده ها
به گفته پزشکان پارازیت های ارسالی فرقه برای مختل کردن ارتباطات خانواده ها بر سلسله اعصاب انسان اثر سوء می گذارد و خصوصا امواج قوی آنها برای افراد بیمار بسیار خطرناک است. هر چند اکثر خانواده ها مسن و بیمار هستند اما حاضر شده اند برای نجات فرزندانشان این اقدام ضد بشری را هم از جانب مسعود رجوی تحمل کنند.
چرا سران فرقه مجاهدین در اوج درماندگی بسر می برند؟
حضور چشمگیر و تحصن 10 ماهه خانواده های محترم اسیران در قلعه رجوی در جلوی درب این اسارتگاه تنها دلیل می باشد. همانطور که می دانید در این مدت 6 تن از اسیران موفق به فرار از اسارتگاه شده اند و سران فرقه در اوج عصبانیت ابتدا سعی کردند قربانیان را وادار به توهین به خانواده هایشان کنند اما این عمل بی شرمانه جواب نداد.
تاملی بر نقطه نظرات خانواده ها پس از سفر به اشرف ـ قسمت چهارم
باید سازمان را زیر فشار بگذارند تا ما خانواده ها امکان ملاقات با بستگانمان را داشته باشیم اگر نهادهای حقوق بشر بین المللی فقط شعار بدهند و از خانواده های حاضر در اشرف حمایت نکنند که این کار ارزش ندارد. به نظر من صلیب سرخ جهانی یا سازمان هایی که در رابطه با چنین مسائلی فعالیت دارند و با آن مرتبط هستند باید کاری کنند. وقتی که سازمان با آن همه بوق و کرنا همه خانواده ها را خائن خطاب می کند و یا پدر و مادرها را مزدور خطاب میکند باید سازمان های بین المللی به درب ورودی اشرف مراجعه کنند و از نزدیک ببینند که آیا این خانواده ها مزدور هستند؟