رجوی تروریست هم مانند پسر شاه در ایران مدفون شده است

وقتی می گوئیم که سازمان مجاهدین حاضر نیست حتی یک انتقاد و یا صدای یک مخالف را بشنود را دروغ نگفتیم چون ماهیت سازمان از ابتدا این گونه بنا نهاده شده است.
در دی ماه سال 96 به وسیله عوامل خارجی اعتراضاتی در داخل کشور انجام گرفت که بعضی از آنان شعار حمایت از حکومت قبلی می دادند. از همان موقع دستگاه تبلیغاتی فرقه رجوی پشت این مسئله رفته که این گونه نیست و چرا این شعار داده شده و یا اینکه عامل اصلی این اعتراضات ما بودیم و باید شعار به حمایت از ما داده می شد و تعدادی از این مدل اراجیف تکرار شده.
در ادامه عارف شیرازی که معلوم نیست سطح سواد او چقدر می باشد سعی نمود که یک مشت کلمات را کنار هم بگذارد تا پولی که از سازمان مجاهدین طلب دارد برسد. این فرد در مقاله ای به نام ” نه به سلطنت دینی و نه به سلطنت موروثی و” … عنوان می کند که سلطنت موروثی با تمرکز قدرت در دست یک فرد موجب دیکتاتوری و خود کامگی می شود. این حرف درست است و دقیقاٌ به خال زده اما برای فهم وی باید عنوان کنیم که اگر تمرکز قدرت در دست یک فرد موجب دیکتاتوری و خودکامگی می شود چرا در مورد رجوی و حاکمیت او بر سازمان خودکامگی و دیکتاتوری نیست؟ چرا در این سازمان هیچ وقت در مورد رهبری سازمان رای گیری نمی شود؟ آیا به نظر شما رجوی به سلطنت موروثی دست نیافته است؟ آیا با خیانتی که رجوی در دوران قدرت در سازمان انجام داده نشانه دیکتاتوری نیست؟ وقتی با دیکتاتور عراق علیه مردم خود سلاح به دست گرفته و به کشتار سربازان ایرانی اقدام می کند نشانه سرکوبگری و دیکتاتوری مطلق العنان وی نیست؟
عارف شیرازی این فیلسوف کودن در جای دیگری عنوان می کند که ” از طرفی سلطنت طلبها و شاه اللهی ها همواره طی ۴۰ سال گذشته علیه رشیدترین فرزندان مجاهد این میهن به لجن پراکنی مشغول بوده اند”. آیا به نظر شما رجوی در این چهل سال علیه کسی موضعگیری ننموده و به لجن پراکنی مشغول نبوده است؟ از کدام شخصیت می خواهید حرف بزنید که رجوی علیه او دست به قلم نبرده باشد از مهندس بازرگان گرفته تا افراد جدا شده از سازمان. هیچ وقت رجوی حاضر نبوده کسی را به غیر از خودش دوست داشته باشد در فرهنگ رجوی دوست داشتن معنایی ندارد و هر چه که هست نفرت و کشتن و لجن پراکنی علیه افراد است. اگر منظورتان رشیدترین فرزندان اعضای سازمان می باشند پس باید به شما تبریک گفت که درک غلطی از رشیدترین فرزندان مجاهد دارید آنان فقط اسم مجاهد را یدک می کشیدند و در جنایت و خیانت سر آمد همه بودند. رشیدترین فرزندان مجاهد کسانی بودند که در جنگ علیه دیکتاتور عراق شهید شدند نه رجوی زن باره.
ایکاش این فرد مدتی در مناسبات سازمان در اشرف بود تا متوجه می شد و معنی ماهیت فرقه ای و دیکتاتوری رجوی را درک می کرد که این قدر با آب و تاب از فرقه تروریستی حمایت نمی کرد و سنگ رجوی شیاد را به سینه نمی زد. او هم مانند اربابش رجوی شیاد سعی می کند که نفرات جدا شده را بریده بنامد ولی باید به او گفت که اولین کسی که از مبارزه برید خود رجوی زن باره بود. او از همان زمان شاه بخاطر ترس از مرگ تن به خیانت و سازش با ساواک داد و بعد هم شاهد بودیم که چگونه در کنار صدام به کشتار سربازان ایرانی پرداخت و اکنون هم در کنار جنگ طلبان غربی دستور کشتار مردم ایران را صادر می کند.
جالب این است که نامبرده از فقدان برنامه روشن، سازمان و تشکیلات پولادین و نیروهای جان برکف برانداز در مورد پسر شاه حرف می زند ولی سئوالی که وجود دارد آیا سازمان که برنامه روشنی دارد به کدام یک از آنها پایبند بوده است و از تشکیلات پولادین برخوردار بوده است مگر شاهد نبودیم که بعد از سرنگونی صدام و آمدن خانواده ها برای ملاقات فرزندان شان چگونه همین تشکیلات پولادین از هم فرو ریخت؟ اگر پسر شاه به فکر سلطنت می باشد رجوی شیاد از مدتها قبل به سلطنت موروثی رسیده است و حاضر نیست جایش را به کسی دیگر بدهد و اکنون هم مریم قجر به رده رئیس جمهوری مادام العمر ترقی یافته تا دیگر کسی جرات نکند که حرفی از ریاست جمهوری بزند.
اگر نویسنده مطلب قدری صراحت داشت این گونه به کاسه لیسی برای رجوی نمی پرداخت چون اکنون با توجه به افشاگری های نفرات جدا شده ماهیت رجوی زن باره برای همه روشن شد و برنامه هایی که مریم قجر آنرا مطرح می کند دروغی بیش نیست و اعتقادی به آنان ندارد پس زیاد خودتان را سرگرم دعوا با پسر شاه نکنید چون رجوی تروریست هم مانند بچه شاه در ایران جایی نداشته و مانند دیکتاتور قبلی در ایران مدفون شده است.
هادی شبانی

دیگر مطالب

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.