گردهمایی جمعی از خانواده ها در دفتر انجمن نجات مازندران – قسمت سوم

خانواده ها: چهره واقعی رجوی فریبکار را فقط در اشرف می توان خوب شناخت
آقای هادی شبانی یکی از اعضای سابق مجاهدین در اشرف در ادامه سخنان آقای طوسی بخش از چگونگی اجرای ضوابط سفت و سخت مسئولین فرقه برای افراد مسئله دار اشرف توضیح داد و گفت: اخیرا با چند تن از فراریان اشرف صحبتی داشتم آنان اظهار می کردند بعد از فرار یکی از بچه های اشرف که در تاریکی و در پناه شاخ و برگ درختان خود را به عراقی ها رسانده و از اشرف خارج شد مسئولین قرارگاه که متوجه شدند نفر فراری از لابه لای درختان فرار کردند دستور دادند تا ارتفاع 2 متر درختان اشرف را هرس کردند تا مبادا کسی دیگری بتواند از این امکان برای فرار استفاده کند.
در سری دوم فردی که فرار کرد نفر نگهبان همراه خود را در موتورخانه گذاشته و درب را قفل کرده و فرار کرد این بار هم مسئولین قرارگاه جمع بندی کردند که چون نفرات از اعضای پایین M جدید بودند فرار کردند و به این نتیجه رسیدند که پست ها بایستی چهار نفره و از بچه های M قدیم و اعضای بالای 15 سال سابقه در نگهبانی گذاشته شوند یعنی از همه شگردها و شیوه ها و جمع بندی ها استفاده می کنند تا کسی فرار نکند.

در همین همایش شیوخ عراقی در 20 آذر 89 آنها بچه ها را وادار کردند تا به خانواده ها فحش و ناسزا بگویند در گیر و دار این موضوع یکی از خانواده ها فرزندش را شناخت و او را صدا زد ولی به محض متوجه شدن مسئولین سازمان فرزند این خانواده را از جمع خارج کردند و مشخص نبود کجا بردند که عکس و فیلمش را دیدید.
بهتر از همه خود مسئولین سازمان می دانند که حضور شما در جلوی اشرف چه مشکلاتی برای افراد و اعضا ایجاد می کند و آنان را در مقابل موضعگیری و فحش ناسزا علیه خانواده هایشان مسئله دار تر می کند سازمان حتی نتوانست در مقابل شما موضع درستی بگیرد.
از یک طرف در قرارگاه اعلام می کند که این ها خانواده شما نیستند و اینها مزدوران جمهوری اسلامی اند از یک طرف دیگر در اروپا اعلام می کند که دولت عراق نمی گذارد خانواده ها با بچه های خود ملاقات کنند واقعا آدم باید کدام موضع و حرفشان را باور کند راستی اگر دولت عراق نمی گذارد که خانواده ها با عزیزانشان ملاقات کنند پس شما بچه ها را بیاورید که در پشت سیاج خانواده ها بچه ها را ببیند مگر همین پیشنهاد را پدران و مادران پیر در پشت بلندگو و اطراف قرارگاه به شما ندادند چرا آنها را مورد توهین و فحاشی قرار دادید؟.
در ادامه نشست خانواده ها برای تسریع رها سازی و چگونگی پی گیری کار و تعیین تکلیف عزیزانشان از قرارگاه اشرف سوالاتی از مسئول انجمن نجات نمودند که آقای نظری در پاسخ آنها اظهار داشتند:
همانطوری که خود شاهد بودید و هستید در کنار شما خانواده ها در داخل کشور انجمن نجات در تمام استان ها دایر گردید تا بتواند با تلاش و فعالیت شما رها سازی افراد اسیر اشرف سریع تر به نتیجه برسد انجمن سحر که متشکل از افراد جدا شده مستقر در خارج هستند در خارج ایران پشتیبان کار خانواده ها و هماهنگ کننده خیلی از کارهای خانواده هایند از طرف دیگر مشکلاتی که مجاهدین در طول سالیان در بی ثباتی در آن کشور ایجاد کردند و دولت عراق نیز تلاش دارد تا آنان را از قرارگاه اشرف جمع کنند و به همین دلیل به کمک شما خانواده ها پرداخته تا شاید عزیزان تان متقاعد به بازگشت به ایران شوند که در واقع این همسویی نوعی همکاری برای خانواده هاست که می تواند تلاشهای شما را در رها کردن عزیزانتان از جهنم قرارگاه اشرف تسریع کند. انشاالله در همین مسیر دولت عراق بتواند شرایطی را ایجاد کند که شما راحت تر با عزیزانتان ملاقات کنید.
در سال گذشته دولت عراق بحثی را به میان کشید که برای کم کردن تنش با همسایگان خود، قرارگاه اشرف را جمع کند و نفراتی که نخواهند از سازمان جدا شوند را به مکان دور دیگری در عراق منتقل کنند به نظر ما این نیز یک امکان جدید خواهد شد که تا شما خانواده راحت تر بتوانید عزیزان تان را ملاقات کنید و آنها را تعیین تکلیف نمائید.
ما جدا شدگان معتقدیم که اگر چنانچه سازمان در چنین شرایطی قرار گیرد که مجبور شود تا از اینجا منتقل شود و نفراتش از قرارگاه بیرون بزنند مطمئنا 60 تا 70 درصد از بچه ها از همین جا راه خود را از سازمان جدا خواهند کرد به دنبال کار خود خواهند رفت
آنان بدلیل اینکه سال ها در محیط بسته قرار داشتند و مستقلا افکار دیگری نداشتند به لحاظ ذهنی قفل شده اند و اگر چند ساعت در فضای آزاد و بدون حضور مسئولین با خانواده هم نشین و هم صحبت شوند یخ های چندساله ذهنشان آب خواهد شد و آن وقت فکر و تصمیم دیگری خواهند گرفت.
همدردی همه کسانی که در این سفر با هم بودند باعث گشته بود که فضای بسیار مثبت، جدی و صمیمی در این گردهمایی وجود داشته باشد و همه نفرات ضمن پهن کردن سفره دل خویش مسائل را مطرح کنند که برای همگان تازگی داشت.
خانم توران فکریان که خواهرش فاطمه فکریان از سال 60 در اسارت ذهنی و فیزیکی فرقه در منطقه و اشرف قرار دارد و اخیرا برای ملاقات به جلوی درب اشرف رفته بود پس از استماع صحبت های دوستان چنین بیان داشت:
راستش من تا قبل از اینکه بروم برای دیدار در جلوی درب اشرف نشریاتی را که انجمن برای ما می فرستاد نمی خواندم ولی الان که رفتم و وضعیت آنها را دیدم واقعا برایشان متاسفم که آنها چطور توانسته اند خودشان را در همچون محیطی که پرنده پر نمی زند محبوس کنند و چطور عمر و جوانی خودشان را سپری کردند به خاطر چی؟!! به خاطر کی؟!!! به خاطر مسعود رجوی خائن و زنش که توی کشورهای خارجی عیش و نوش می کنند و واقعا متاثر شدم آن صحنه را دیدم.
به جان دو بچه ام آن روزی از کربلا وارد ایران شدیم و به منزل رسیدیم با اینکه مهمان زیادی داشتم نشستم مو به مو کتاب و نشریه ای را که برایمان فرستادید خواندم و برای خودم متاسف شدم که چرا تا حالا افشاگری و نشریات شما را نخواندم و…
در ادامه سخنان خانم فکریان مسئول نشست اظهار داشت: ما کاملا شما را درک می کنیم. شاید در اوایل بازگشت بچه ها و تشکیل انجمن خیلی که از قبل شناخت نسبی که از سازمان یا حتی از عزیزانشان داشتند افشاگری جدا شدگان را باور نمی کردند و هنوز هم کسانی هستند که شاید باور تمامی افشاگری ما را نکنند چون دنائت رجوی آنقدر است که برای همگان قابل فهم نیست بعنوان نمونه وقتی مصاحبه خانم سلطانی عضو شورا باصطلاح رهبری را در رابطه عقد جمعی زنان (شورای رهبری) توسط رجوی را می خواستم برای خانواده ها بفرستیم در این فکر بودیم که آیا این موضوع برای خانواده ها قابل فهم است یا اینکه اهانت و جسارت به آنها نخواهد بود به همین دلیل در مشورتی که در همین جا با تعدادی از بازگشتی ها داشتیم به این نتیجه رسیدیم که بایستی برای آگاهی خانواده ها که رجوی چه بر سر فرزندانشان در اشرف آورده است این ملاتها را هر چند گزنده باشد برای آنان فرستاد و آنها را مطلع کرد.
خانم فکریان که تاثیرات زیادی از این سفر داشت در ادامه سخنان مجری اظهار داشت سال 62 که مادرم به ملاقات خواهرم به اشرف رفت خواهرم فاطمه تا صبح در نزد او صحبت می کرد و می گفت مادر مواظب خودت باش و خودت را خوب نگه داشته باش تا وضعیت خوب شود و من برگردم. مادرم به همراه خود عکس عروسی یکی دیگر از خواهرانم را برده بود تا او ببیند او وقتی عکس را دید خیلی تعجب کرد و گفت عزیز مگر شما می توانید عروسی هم بگیرید مادرم گفت آره مگه چیه؟ فاطمه گفت پس چی می‌گویند که مردم ایران نمی توانند عروسی بگیرند خیابان قدم بزنند و… همه معتاد هستند و وقتی مادرم این را تکذیب کرد خیلی تعجب کرد. اینجا آدم می فهمد که چقدر سازمان و رجوی خائن مغز بچه ها را شستشو داده است.
من خوب می دانم که همه اعضا و هواداران سازمان که در داخل اردوگاه اشرف هستند هیچ کدامشان راضی نیستند که در آنجا بمانند خوب جرات نمی کنند یا راه فرار ندارند همانطوری که خانم بتول سلطانی در مصاحبه شان گفتند بیشترین فشارها در اشرف روی خانم هاست.
ادامه دارد

دیگر مطالب

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.