دیدار با خانواده های اعزامی از استان فارس به اردوگاه اشرف
اعزام خانواده های دردمند استان فارس به اردوگاه اشرف و جنگ و تلاش برای رهایی فرزندان اسیر در اردوگاه اشرف از طریق انجمن نجات شیراز مطلع شدم که تعدادی از خانواده ها عازم درب اردوگاه اشرف هستند. از آن جا که همگی را می شناختم لذا تصمیم گرفتم در آخرین لحظات رفتن شان با آن ها صحبت کرده و آن ها را ببینم. خانواده هایی که آمده بودند از من سئوال می کردند که فلانی را می شناسی؟ و و قتی که می گفتم بله – چنان خوشحال می شدند که گریه شان می گرفت – و بعضی هم با چنان ذوق و شوقی گوش می دادند که خودم هم چشمم را اشک می گرفت.
تاملی بر نقطه نظرات خانواده ها پس از سفر به اشرف ـ قسمت ششم
چند روز در درب ورودی اشرف بودیم یکی از همراهانمان حدوداً پنجاه سال داشت از درد و ناراحتی و از فشاری که به ایشان به دلیل اجازه ندادن به ما برای ملاقات با بچه هایمان وارد آمد دچار سکته ی قلبی شد. من شخصاً ایشان را با ماشین ارتش عراق به بیمارستان رساندم با مشکلات بسیار زیاد و بعد از چند روز حالش خوب شد در هنگام بازگشت به ایران هم ناخوش بود. این صحنه ها واقعاً درد آور است، رقت انگیز است.
خاطرات حضور در درب اشرف به همراه خانواده ها – قسمت اول
چندین خانم بسیار مسن زحمت آشپزی را متقبل شده بودند در مراودات بعدی از خود آنها شنیدم که قسم یاد می کردند تا به آغوش کشیدن عزیزانشان در جلوی درب اصلی اشرف خواهند ماند و ترفندهای مسخره سازمان از جمله به جلوی دوربین بردن بچه هایشان برای مصاحبه های تشریفاتی چند دقیقه ای را نمی پذیرند و به ازای غلط های اضافی سازمان مصمم تر فشارهای خودشان را با بیان درد دل هایشان با عزیزشان از طریق بلند گوها را افزایش خواهند داد.
استفاده ابزاری از اعضاء ناراضی توسط سران شکست خورده فرقه رجوی
پخش تصاویر افراد ناراضی به عنوان کسانی که خانوادهها را به اصطلاح مزدور میخوانند از حیله هایی است که در چند روز گذشته فرقه جنایتکار رجوی به آن اقدام نموده است. این حرکات شیطانی فرقه هیچ چیز از حضور خانواده ها در جلوی قرارگاه مخوف رجوی کم نمی کند و تمامی خانواده ها با هم عهد بسته اند که تا مادامی که اشرف به روی مسعود و مریم رجوی خائن دفن نشود از این تجمع دست بر ندارند
خانواده های عضو انجمن نجات فارس عازم کمپ اشرف شدند
طبق اطلاع واصله40 نفر از خانواده های محترم انجمن نجات شیراز در تاریخ 8/10/89 عازم عراق شدند تا با پیوستن به دیگر خانوادها زمینه ساز آزادی فرزندانشان از یوغ فرعونیان این فرقه تروریستی باشند. دست مریزاد خانواده های شجاع و خستگی ناپذیر انجمن نجات، آنهایی که برای آزادی فرزندانشان از اسارتگاه فرقه تروریستی رجوی از هیچ کوششی مضایقه نمی کنند و همچنان استوار می مانند، تا نظاره گر آزادی فرزندانشان از سلطه مخوف رجوی باشند.
پیام فواد بصری به خانواده های مستقر در درب پادگان اشرف
من فواد بصری عضو جدا شده از فرقه فریب کار رجوی به مدت 19 سال بهترین دوران زندگی ام را در پادگان اشرف به هدر دادم. اگر از من سئوال کنید برای چه هدفی!! در جواب می گویم برای هیچ و پوچ!! شما خانواده ها با تمام سختیها و مشکلاتی که دارید به کشور عراق سفر می کنید که بعد از چندین سال با عزیزانتان ملاقات کنید. در مقابل رهبری فرقه و سرانش مانع ملاقات شما با فرزندانتان می شوند. ضدیت رهبری فرقه با خانواده تازگی ندارد. به کرات در نشست هایی که با ما برگزار می کرد شخصا می گفت نبایستی به خانواده وابستگی داشت چون اسم خانواده مناسبات ما را نابود می کند.
به بهانه موضع گیری حسن رضایی بر علیه خانواده اش
این را بدان همانطور که هر آدم عاقلی میداند،این عواطف خانوادگی است که باعث می شود خانواده ها آواره آن اسارتگاه بزرگ بشوند! این حس مهر و محبت است که برادری زندگی خود را رها کرده و برای دیدن تو راهی عراق می شود. من خوب میدانم که شما چطور تحت مغزشویی های قرون وسطایی رهبران باصطلاح عقیدتی آن خراب شده قرار گرفته اید چون خودم تجربه کرده ام!
خاطرات روزگار غریب اسارت در اشرف – قسمت نهم
اولین سری خانواده ها حدود یکی دو ماه پس از پایان جنگ بود که وارد اشرف شدند و سازمان به این ترتیب با یک حرکت انجام شده مواجه شد و شوکه شد. یادم می آید از قرارگـاه ما خانواده سعید حسینی آمده بودند که مادر و دایی اش برای دیدن او آمدند. تقریبا هفده الی هیجده ساعتی که مادر سعید با او بود همیشه دو نفر حداقل از مسئولین بالای سازمان از جمله فرزانه میدانشاهی که فرمانده قرارگاه بود در آنجا حضور داشت.
نشست خانواده های آذربایجانغربی با حضور محمود دشتستانی ـ قسمت سوم
مهمترین کاری که می توانید برای عزیزانتان در اشرف انجام دهید و تنها کسی که می تواند به بچه هایتان کمک کند تا آنها را از اشرف بیرون بیاورد از طریق خودتان است. یعنی هیچ راه دیگری نیست. من هم که توانستم از اشرف فرار کنم به خاطر ملاقات با خانواده ام و به خصوص مادرم در سال هشتاد و دو بود. تا قبل از اینکه مادرم و بستگانم به اشرف بیایند من هیچ وقت در فکر پدر، مادر و خانواده نبودم.
از میان خاطرات حجت رفیعی، عضو سابق فرقه رجوی
مرا بعد از یکی دو روز به ساختمانی بردند. منتظر ماندم تا نوبتم برسد چون نفرات زیادی برای تماس آمده بودند. قبل از تماس مجددا تاکید داشتند که در تماس اولیه درخواست پول را مطرح نکنید چرا که احتمال دارد که شک کنند و پول نفرستند. به من گفتند که به نفرات خانواده بگویم تا هر کدام مبلغی برابر با ده هزار دلار برایم بفرستند. با این پوش و محمل که اینجا خیلی وضع خراب است و ما اینجا وکیل داریم تا کارهایمان را برای رفتن به خارج درست کنند لذا به پول زیادی نیاز داریم.
فرقه ی مجاهدین ناقض آزادی های مدنی و حقوق دموکراتیک انسانها
ماده 30 اعلامیه جهانی حقوق بشر تصریح دارد:” هیچیک از مقررات اعلامیه حاضر را نمی توان به نحوی تفسیر کرد که برای دولتی یا گروهی یا فردی متضمن حقی شود که بنا بر آن، بتواند به فعالیتی دست زند یا کاری انجام دهد که هدف از آن از بین بردن حقی از حقوق و آزادی های مذکور در این اعلامیه باشد”. حال در تاملی ژرف بر نامه ی آقای عبدالله صفا بخش (گورکی) می توان بوضوح رفتار بازدارنده ی سران مجاهدین و اعمال محدودیت های تشکیلاتی از سوی آنان در راستای پایمال کردن حقوق انسانها را به سادگی دریافت.
ادعای جدید رهبری فرقه مجاهدین در مرتجع خواندن خانواده ها
این خانواده های محترم از پیر و جوان به واقع تنها خواسته شان ملاقات با عزیزان خود میباشد. وشرایط سخت و دشواری به سبب دستاوردهای مبارزات خانواده ها در پایداری آنان در انجام خواسته های قانونی شان از هر زاویه بابت تصمیمات موسسان سوم سازمان مبنی بر ممنوع ساختن ملاقات به هر عنوان و حتی درداخل قرارگاه اشرف برای فرقه مجاهدین نمایان و اجرایی خواهد شد. این همان حماقت ویژه مجاهدین بوده که آن را سبک می شمارند و از آن غافلند