جمعه, ۱۰ بهمن , ۱۴۰۴
یکسال پس از آغاز تحصن خانواده ها در برابر پادگان اشرف 06 بهمن 1389

یکسال پس از آغاز تحصن خانواده ها در برابر پادگان اشرف

حدود یکسال است که تعدادی از خانواده های اعضای سازمان مجاهدین خلق مستقر در پادگان نظامی اشرف در برابر دروازه اصلی و سایر دربهای ورودی این پادگان تحصن کرده و خواهان دیدار آزادانه و بدون واسطه با عزیزان خود بعد از سالها دوری از آنها هستند. داستان خانواده ها تا امروز و خصوصا ظرف یکسال گذشته درست نقطه مقابل دعاوی رجوی را نشان داده و او را حقا در برابر آزمایش خطیری تا جائی که به شعارهایش بر میگردد قرار داده است. بر کسی پوشیده نیست که رجوی و سران فرقه اش حق ارتباط آزاد با خارج از حیطه سلطه خود را به اعضا نمیدهند

خانواده ها و رویکرد فاشیستی فرقه ی مجاهدین 06 بهمن 1389

خانواده ها و رویکرد فاشیستی فرقه ی مجاهدین

طی روزهای اخیر در سیمای آزادی تبلیغات وسیع و سیستماتیک بر علیه حضور خانواده ها در درب اشرف جریان دارد. رهبران فرقه ی مجاهدین در صدد هستند تا بر موج جریان آزاد اطلاع رسانی سوار شده و با تحلیل ناراست و غیر واقعی مطالبات و خواسته های مشروع خانواده ها را تحت الشعاع قرار دهند. اما آیا آنها خواهند توانست حقیقت را وارونه جلوه دهند؟ آیا استفاده از ادبیات لمپنی، شانتاژ و یا تهمت و انگ زدن به خانواده ها راه به جایی خواهد برد؟

تاملی بر نقطه نظرات خانواده ها پس از سفر به اشرف ـ قسمت هفتم 03 بهمن 1389

تاملی بر نقطه نظرات خانواده ها پس از سفر به اشرف ـ قسمت هفتم

آقای محمدرضا محمد نژاد: به نظر من سازمان تمام تلاشش این است که بچه ها با خانواده ها ارتباطی نداشته باشند. بالاخره ارتباط نزدیک عاطفه های خفته را در بچه ها بیدار می کند احساساتی در درون افراد حاضر در اشرف بوجود میاورد. ظرف این بیست و چند سال این احساسات محصور شده است. آنهایی که در اشرف هستند مثل برادر من قادر نیستند احساساتشان را ابراز کنند. ولی وقتی آنها پدر، مادر یا خواهر یا زن برادر شان را می بینند یا هر کسی از نزدیکانشان را آن عاطفه ی خفته بیدار می شود.

مشکل رجوی با گفتن و بلند گفتن است نه با بلندگو ها 03 بهمن 1389

مشکل رجوی با گفتن و بلند گفتن است نه با بلندگو ها

آنچه رجوی و به درستی به شکنجه تعبیر می کند، به واقع آن صداهایی است که قریب به سه دهه توسط رجوی یا خفه شده، یا به انحاء مختلف سانسور و تحریف و تحقیر و تحریم و تعطیل شده است. از مرگ و میر بستگان ساکنین اشرف تا تولد و زایش های زندگی، تا سایر اتفاقات و تغییرات و تا هر اتفاق کوچک و بزرگ و حتی بعضاً تا مرگ والدین. تا دروغ هایی که رجوی در طی این همه سالها به خورد افراد سازمان داده است. این صداها در همین شکل و شمائل ابتدایی و حداقلی ارتباط با ساکنین اشرف پرده از بسیاری دروغ ها و فریب ها و نیرنگ بازی های رجوی ها بر می دارد

مصاحبه محمد حسین سبحانی با مهدی خوشحال ـ قسمت سوم 02 بهمن 1389

مصاحبه محمد حسین سبحانی با مهدی خوشحال ـ قسمت سوم

در اصل، دختر و پسر کسی در دست من اسیر نیست، من هم 20 سال است که دارم کوشش می کنم برای نجات هر کسی که آنجا اسیر است و به هر حال نزد وجدان خودم، فرزند و خانواده خودم مسئولم. به عنوان کسی که راه و چاه را بلده. به هر حال به عنوان کسی که تجربه بیشتری داره. مثلاً پیرمردی 80 ساله آمده یقه من را گرفته. به آقای رجوی، کسی بهش آدم نداده، بهش اعتماد نکرده، به ما اعتماد کردند، از ما خواستند و من هم دست یک پیرمرد 80 ساله را گرفتم و گفتم باشد، دختر شما که دست من اسیر نیست، با هم می رویم

شکست توطئه رجوی برای پایان دادن به تحصن خانواده ها 28 دی 1389

شکست توطئه رجوی برای پایان دادن به تحصن خانواده ها

انتشار کتاب از جانب پدر خوانده این فرقه بر علیه خانواده ها تا دادن اطلاعیه های دروغین از جانب شورای دست ساز رجوی و نامه نگاری برای مقامات امریکایی و اروپایی و همچنین گرفتن مصاحبه از اسیران اشرف بر ضد خانواده ها و… نتوانسته رجوی را از گوشه رینگی که خانواده ها قرارش دادند نجات بدهد و علاوه بر ان حضور خانواده ها در جلو درب اسارتگاه فرقه باعث شده نور امیدی برای فرار از جهنم رجوی در دل اسیران اشرف باشد که با وجوداین خانواده ها شاهد فرار اسیران فرقه و پیوستن شان به خانواده ها بودیم

گردهمایی جمعی از خانواده ها در دفتر انجمن نجات مازندران – قسمت چهارم 26 دی 1389

گردهمایی جمعی از خانواده ها در دفتر انجمن نجات مازندران – قسمت چهارم

یکی از دوستان تعریف می کرد زنی در سازمان پس از اعلام جدایی مورد ضرب و شتم قرار گرفت و مسئولین فرقه نمی گذاشتند او خارج شود به همین دلیل با مصرف تعداد زیادی قرص دست به خودکشی زد و در اتاق کار خود در حال جان دادن بود و وقتی که یکی از بچه ها متوجه موضوع می شود به مسئولین ستادش خبر می دهد با او برخورد کردند که او مریض است و چه حقی داشتید وارد اتاق او شوید و درب اتاق آن زن را بستند تا کسی وارد نشود تا شاید کسی متوجه خودکشی او نشود و او را نجات دهد آنقدر در بسته بود تا جان داده است.

مصاحبه محمد حسین سبحانی با مهدی خوشحال – قسمت اول 25 دی 1389

مصاحبه محمد حسین سبحانی با مهدی خوشحال – قسمت اول

به هر حال تا زمانی که صدام حسین زنده بود و حکومت می کرد، مسایل مجاهدین با امروز فرق می کرد. امروز درها باز شده. مردم می توانند بروند داخل خاک عراق، حتی شما می توانید بروید. خانواده ها می توانند بروند. قبلاً خانواده ها فکر می کردند نمی توانند و فکر می کردند آنجا امن است. زمان صدام حسین به هر حال امنیت بیشتر بود. این همه جنگ و کشتار و ناامنی و اخباری که منتشر میشه، نبود. الان روزانه هزاران هزار ناامنی برای شهروندان عراقی است، اینها همه را من و شما و مردم می شنوند و نگران کسانی که آنجا ماندند و حتی خانواده های ما در آنجا، هستیم.

خاطرات حضور در درب اشرف به همراه خانواده ها – قسمت دوم 22 دی 1389

خاطرات حضور در درب اشرف به همراه خانواده ها – قسمت دوم

تعدادی از خانواده های گیلانی نیز که همان روز آمده بودند بطرف سیم توری بهداری رفته و با مهر و محبت از عزیزان خود سوال میکردند و نفرات رفت و آمد کننده به امداد پزشکی سازمان را مورد خطاب قرار داده و ضمن سلام از انها درمورد عزیزان خود سوال میکردند ولی به دستور سازمان آنها از ترس جرات نداشتند سرشان را برگردانند و ما نیز چندین بار دیدیم که نفرات اطلاعات سازمان پشت بوته ها و درختان به گوش ایستاده و ما را می پایند.

درد دل مادری در رنج دوری فرزند اسیرش در اشرف 22 دی 1389

درد دل مادری در رنج دوری فرزند اسیرش در اشرف

به نظرم حتی نام زندان را هم نمی توان روی اشرف گذاشت چون باید گفت: صد رحمت به زندان! معمولا هر زندانی حق ملاقات را دارد و کسی نمی تواند این حق را از او سلب کند. اما ما چه کنیم که قانون پادگان اشرف با قوانین دنیا متغایر است و آن این است که: ملاقات ممنوع. قانونی که در فرقه حاکم است در کجای قانون دنیا جا دارد که یک مادر بعد از چندین سال حق ملاقات با فرزندش را ندارد.

گردهمایی جمعی از خانواده ها در دفتر انجمن نجات مازندران – قسمت سوم 22 دی 1389

گردهمایی جمعی از خانواده ها در دفتر انجمن نجات مازندران – قسمت سوم

از یک طرف در قرارگاه اعلام می کند که این ها خانواده شما نیستند و اینها مزدوران جمهوری اسلامی اند از یک طرف دیگر در اروپا اعلام می کند که دولت عراق نمی گذارد خانواده ها با بچه های خود ملاقات کنند واقعا آدم باید کدام موضع و حرفشان را باور کند راستی اگر دولت عراق نمی گذارد که خانواده ها با عزیزانشان ملاقات کنند پس شما بچه ها را بیاورید که در پشت سیاج خانواده ها بچه ها را ببیند مگر همین پیشنهاد را پدران و مادران پیر در پشت بلندگو و اطراف قرارگاه به شما ندادند

نشست خانواده های آذربایجانغربی با حضور محمود دشتستانی ـ قسمت پنجم 21 دی 1389

نشست خانواده های آذربایجانغربی با حضور محمود دشتستانی ـ قسمت پنجم

آقای محمود دشتستانی: این تیپ خانواده ها که برای رهایی فرزندانشان اصرار دارند. یکی از معضلات سیاسی سران مجاهدین شده اند. راهکارهای زیادی هم برای نجات بچه ها وجود دارد مثلاً از طریق صلیب سرخ می توان به سازمان فشار آورد. یعنی خانواده ها با صلیب سرخ در تماس باشند و خواسته های خودشان را به آنها بگویند و از صلیب بخواهند که به اشرف رفته و پیام و نامه های خانواده ها را به آنها برسانند. این راهکار خیلی خوبی است و جواب میدهد.

blank
blank
blank