چهارشنبه, ۳۱ تیر , ۱۴۰۵
هموطنان بی پناهمان را تنها نگذاریم 08 بهمن 1387

هموطنان بی پناهمان را تنها نگذاریم

علیرغم اینکه تعداد زیادی از این اعضای ناراضی فرقه تروریستی مجاهدین خلق، در کشور ترکیه خود را به پلیس این کشور و دفتر کمیساریای عالی پناهنده گان سازمان ملل متحد در شهر وان و حومه آنکارا معرفی کرده اما هیچ کمک و یاری به این افراد از جانب این دو نهاد نشده که هیچ، حتی در نمونه ای شاهد بودیم که یکی از این افراد در حین اخراج اجباری از کشور ترکیه به عراق در رودخانه مرزی دو کشور غرق شده و جان خود را از دست داد. و اما این ناراضیان و اسرای سابق فرقه که شرایط را در کشور ترکیه نامساعد و غیرانسانی دیدند به ناچار کشور ترکیه را به مقصد یونان که در جوار ترکیه واقع میباشد ترک کردند.

خاطرات خانم مرضیه قرصی – قسمت نوزدهم 08 بهمن 1387

خاطرات خانم مرضیه قرصی – قسمت نوزدهم

به پیش مرضیه غفاری که مرا تحت کنترل داشت، رفتم به او گفتم: می خواهم کمپ امریکا بروم. مرضیه گفت: تو عقل خودت را از دست دادی؟ گفتم: تصمیمم را گرفتم. او گفت: ببین آرزو (اسم مستعارم در اشرف) من هم بچه ام را اینجا آوردم تو هم می توانی فرزندت را به اشرف بیاری. چرا می روی؟ مرضیه سعی کرد با حرفهایش مرا از تصمیمی که گرفتم منصرف سازد. به مرضیه گفتم: من مثل تو نیستم. تحمل اینجا را ندارم به هر طریقی و ترتیبی باید از اشرف بروم.

مصاحبه با هادی شبانی – قسمت پایانی 08 بهمن 1387

مصاحبه با هادی شبانی – قسمت پایانی

بعد از تسلیم شدن رجوی نزد آمریکائیها و خلع سلاح ارتش برای همگان روشن شد که رجوی در استراتژی رنگارنگ مسلحانه چندین ساله اش شکست خورده است او که در توجیه عملیات فروغ خود را حسین گونه جلودار ارتش می دانست و می گفت این بار حتما چون امام حسین (ع) حتی یک نفر ما هم به ایران برسد باید این عملیات را انجام دهیم، ولی خودش به سوراخی خزیده که تا کنون کسی از آن اطلاعی ندارد، دیگر چطوری می توان به گفته هایش اعتماد کرد.

خاطرات کامبیز باقر زاده – قسمت پنجم 29 دی 1387

خاطرات کامبیز باقر زاده – قسمت پنجم

بعد که آن نفر روی حرف خودش مجدداً تکیه کرد که نفر من همین الان دو پا در یک کفش کرده که می خواهم بروم من چطور او را تا سه سال دیگر نگه دارم. رهبری یک دفعه چهره اش عوض شد. به قسمت جلوی سن آمد. [ رجوی ] آستینش را بالا برد وگفت: قرارگاه اشرف کاملاً مستقل است همان طور که نوشابه سازی، نانوایی و بیمارستان دارید. سردخانه و قبرستان هم داریم. حذف فیزیکی می کنیم

از تقدس خون تا تقدس سلاح 28 دی 1387

از تقدس خون تا تقدس سلاح

البته فکر جدائی از سازمان همیشه و همیشه وجود داشته منتها امکان بروز وجود نداشته و من همیشه در داخل هم با کارهای سازمان مشکل داشتم ولی همان تقدسها و خط قرمزها که در واقع خط تسلیم ها بودند مانع آزادی و رهائی من میشد و در واقع حلقات اسارت ذهنی و جسمی (روانی و فیزیکی) را تشکیل میداد این جدائی در سرفصلهای مختلف عمیقتر میشد مثل 30 خرداد و ترورها، ولی کنشهای سیاسی و شرایط آن دوره این امر و روند جدائی را توجیه و خنثی میکرد

مجاهدین اجازه نمی دهند فرد به جامعه بیرون فکر کند 28 دی 1387

مجاهدین اجازه نمی دهند فرد به جامعه بیرون فکر کند

سازمان خیلی حواس جمع کار می کند. یعنی یک چیزی که بحث سیاسی در آن باشد و از طرفی هم قیمتی هم برایش نداشته باشد از طرفی هم فرد با خانواده اش تماس پیدا نکند یعنی سازمان همه جانبه روی این موضوعات انرژی مکفی می گذارد که یک وقت فرد نتواند هوای جامعه عادی به ذهن اش بزند. یا در اصطلاح دیگر تشکیلاتی شان متوجه این هستند که فرد لب پر نخورد.

نامه خانم شادرام به سفیر آلمان در سوئد 24 دی 1387

نامه خانم شادرام به سفیر آلمان در سوئد

به اطلاع می رسانم که سازمان مجاهدین خلق (MKO) اخبار گسترده ای را در رابطه با سفر مریم رجوی به آلمان در سیستم رسانه ای خود منتشر کرده است. شما حتماً می دانید که سازمان مجاهدین به دلیل کشتار مردم ایران و عراق، در لیست گروه های تروریستی ایالات متحده، کانادا و اتحادیه ی اروپا قرار دارد. خانم مریم رجوی همچنین پرونده ی رسمی فعالی در رابطه با انجام فعالیت های تروریستی و سازمان دهی جرائم و کلاهبرداری و همچنین پولشویی در فرانسه دارد.

مصاحبه با آقای منصور نظری 14 دی 1387

مصاحبه با آقای منصور نظری

من منصور نظری فرزند علی متولد 1339 در تهران هستم. در سال 1358 در فعالیتهای سیاسی در تهران با سازمان آشنا شدم و در انجمن میثاق به فعالیت پرداختم و در تظاهرات و جلسات شرکت میکردم. روز 21 خرداد ماه سال 1360 یعنی قبل از تظاهرات 30 خرداد دستگیر شدم و تا سال 1364 در زندان بودم. شش ماه بعد از آزادی، از طریق پاکستان به عراق رفتم و به سازمان وصل شدم و تا سال 1382 در سازمان و در قرارگاه اشرف بودم که بعد از اشغال عراق و یافتن امکان آزادی یعنی شش ماه بعد از جنگ از سازمان جدا شده و به کمپ تحت کنترل آمریکایی ها رفتم.

جسله انجمن ایران باستان در مورد کمک به اسیران فرقه رجوی 14 دی 1387

جسله انجمن ایران باستان در مورد کمک به اسیران فرقه رجوی

اعضای انجمن” ایران باستان – آینده درخشان” که از اعضا و مسئولین قدیمی مجاهدین بوده و تا چند ماه پیش در عراق و در کمپ تیف حضور داشته و به تازه گی توانسته اند خودشان را به کشور فرانسه برسانند به بررسی شرایط جدید پس از حضور هیئت بلند پایه عراقی به سرپرستی اقای موفق الربیعی مشاور امنیت ملی دولت عراق در کمپ اشرف پرداختند.

خاطرات اسارت فواد بصری – قسمت دوم 12 دی 1387

خاطرات اسارت فواد بصری – قسمت دوم

با پذیرش قطعنامه، نفرات خیلی زیادی زن و مرد تحت پوش عملیات سرنگونی از خارج به عراق منتقل کردند در مقرها با کم بود جا مواجه بودند نفرات جدید شب ها در سالن غذا خوری استراحت می کردند. رجوی در رابطه با عملیات نشست توجیهی را در سالن اجتماعات برگزار کرد. در نشست گفت رژیم قطعنامه را پذیرفته وما هر چه زود تر بایستی به سمت ایران حرکت کنیم هماهنگی ها را با صاحبخانه (صدام) انجام دادم.

دیدار نجات یافتگان فرقه در سفارت عراق در پاریس 09 دی 1387

دیدار نجات یافتگان فرقه در سفارت عراق در پاریس

جهت حمایت قانونی برای ازادی نفرات در بند و اسیر در فرقه رجوی مستقر در پادگان اشرف، اقدامات قانونی و بشر دوستانه بعمل اورید که خوشبختانه امروز از طریق رسانه های خبری مطلع شدیم که هیئتی از دولت محترم عراق به ریاست آقای موفق الربیعی به پادگان اشرف در عراق مراجعه نموده ورسمأ خواهان بسته شدن اسارتگاه اشرف شدند

طعمه – قسمت اول 09 دی 1387

طعمه – قسمت اول

شیر کوهها، حماسه سازکردستان و کسی که از جان برای این افراد مایه گذاشته بود چگونه وفقط به خاطر بیان یک تناقض دررابطه با صحت ودرستی عملیات فروغ خائن و بریده و مزدور اطلاعات رژیم تلقی می گردد و به جای انداختن مدال افتخار به دورگردن، باران تف نثار سر و صورتش می شود آیا این امر معنی آزادی ودموکراسی است که سالها به ما نوید داده می شد و به خاطر آن از تمامی سرمایه، جوانی، از خاندان و عزیزان و پاک ترین عواطف خود گذشتیم

blank
blank
blank