چهار دهه خشونت و ترور کارنامه سیاه و ننگین مجاهدین
گروه تروریستی مجاهدین با بیش از چهار دهه تاریخ خشونتبار و فرقهای در اذهان عمومی از نفرت و انزجار غیر قابل تصوری برخوردار است.اقدامات تروریستی در به شهادت رساندن بیش از دهها هزار شهروند ایرانی توسط گروههای مختلف تروریستی از جمله گروه تروریستی مجاهدین هیچ گاه از ذهن و خاطر مردم ایران اسلامی پاک نمیشود.کوچه و خیابان شهرهای کشورمان در طی دهههای گذشته شاهد خونبارترین جنایات تروریستی دشمنان داخلی و خارجی این مرز و بوم بوده است.
اعلام رسمی جدایی آقای حمیدرضا سلمانی از مجاهدین
اینجانب حمیدرضا سلمانی متولد ۱۳۵۸ از استان خوزستان هستم که مدت ۹ سال در سازمان مجاهدین مستقر در عراق فعالیت می کردم، بطور رسمی جدایی خود از فرقه مجاهدین را در حمایت از خانواده های قربانیان اعلام می کنم.در سال ۱۳۷۹ از طریق ترکیه وبه دست سر پلهای این فرقه تروریستی فریب خورده و به عراق منتقل شدم ودر مورخ ۱۳۸۸ از اسارتگاه اشرف خارج شدم.به عنوان یک ایرانی وطن پرست اعلام میکنم که رجوی تروریست جوانان این مرزوبوم را چه کشته وچه اسیر خود کرده ومعتقدم این سازمان هنوز یک فرقه تروریستی است.
زنان اصلی ترین قربانیان تشکیلات فرقه ای مجاهدین خلق
در تشکیلات مجاهدین نیز رجوی توانست با ترفند «انقلاب ایدئولوژیک» و با قرار دادن خود در ردیف پیامبران، ضمن وادار ساختن مردان و زنان به طلاق همسرانشان راه را بر نیات شوم و پلید خود در تعدی و تجاوز به زنان در بند تشکیلات باز کند. بدین ترتیب تنها شخص رجوی بود که بعنوان رهبر فرقه میتوانست به هر زنی که میخواست تحت عنوان «محرمیت ایدئولوژیکی» تجاوز جنسی کند.
همایش دگردیسی در فرقه تروریستی رجوی در رشت
در راستای روشنگری نسل جوان خصوصا اساتید و دانشجویان میهنمان پیرامون تهدید فرقه ها مشخصا تهدید فرقه تبهکار رجوی در تاریخ دوم و سوم و پنجم و ششم دیماه 1391 بمدت چهار روز در دانشگاه آزاد اسلامی گیلان همایش و نمایشگاهی تحت عنوان دگردیسی در فرقه تروریستی رجوی برگزار شد که شدیدا مورد استقبال مدعوین قرار گرفت.
نفوذ یک افسر اطلاعاتی افبیآی به تشکیلات مجاهدین
وی که پس از انجام وظایف اطلاعاتی خود از پادگان اشرف گریخت، در اطلاعاتی که در این ماموریت کسب کرده و در اختیار سرویسهای امنیتی و اطلاعاتی ایالات متحده قرار داده با اشاره به ایدئولوژی و فعالیتهای گروه مجاهدین میگوید: مجاهدین خلق یک گروه مطرود و منفور نزد ایرانیان است و سابقه شستشوی مغزی، امر به خودکشی و خودسوزی پیروان، نقض گسترده حقوق بشر از جمله زندان و شکنجه اعضای دگراندیش در پادگان اشرف را دارد.
همه برای یکی، یکی برای همه
درهرنشستی ابتدا مسعود شروع به تعریف و تمجید از مریم می کرد تا زمینه برای این ادعا که مسعود واقعا رهبرعقیدتی است فراهم شود و مریم شروع به صحبت کند. تملق گویان مسعود تا جایی پیش رفتند که بعضی ها در نشست جمعی مسعود و مریم را با شاه و فرح مقایسه کردند ولی پررویی مسعود تا جایی پیش رفت که خود را صاحب خون افراد معرفی کرد!!
سران فرقه رجوی قاتلند
نغمه به سران رجوی نه گفت و با نفراتش مجددا گرم گرفت زهره قائمی و معاونش از برخوردهای خوب نغمه با نفراتش بهم ریخته بودند حدودا یک ماه گذشت نغمه باز غیبش زد با دوستانی که در مقر داشتم می گفتیم باز چی شده این بار می خواهند با نغمه چکار کنند. در مقر مشغول کار بودم به من ابلاغ کردند آماده شو خواهر فرزانه معاون زهره قائمی با یگان نشست دارد سر ساعت به محل نشست رفتم یگان در اتاق کار فرزانه برای نشست تجمع کرده بود فرزانه وارد اتاق شد بدون مقدمه گفت خبر دارید که نغمه فوت کرده است
یادداشتهایی از دوران اسارتم در اسارتگاه اشرف – قسمت سوم
در یکی ازاین گزارشها آورده بود که نفرات با بدنسازی ارزشهای جامعه عادی را به فرقه آورده اند. لمپنیسم را برای ما آورده اند. یعنی بازو کلفت میکنند وآنرا به رخ همدیگرمیکشند. و جلوی خواهران شورای رهبری ژست می گیرند.و همه اش درباره خاطرات خود درایران ویا زمانی که در اروپا ورزش میکردند محفل میزنند. بعد از این گزارش بود که سران فرقه تصمیم گرفتند این محل بورژوازی (سالن بدنسازی)!!! را جمع کنند.
مرادی: مجاهدین ورود صلیب سرخ به اردوگاه را ممنوع کرده بودند
وی سرنگونی صدام را موجب ایجاد فضایی آزادتر برای اعضای مخالف با عملکرد رجوی دانست و اذعان کرد: پردههای دیکتاتوری صدام اجازه نمیداد تا ما تصویر درستی از کشور داشته باشیم زیرا به ما القا کرده بودند که در ایران هیچ نوع آزادی وجود ندارد.این عضو سابق فرقه تروریستی مجاهدین، اضافه کرد: با سرنگونی صدام و ملاقات با خانوادههای ما تصویر روشنتری از ایران به ما رسید
چه کسی مسئول مرگ ساکنان لیبرتی است؟
اصرار برای نگه داشتن نیروهایی که 30 سال بدون هیچ دست آوردی به دنبال مطامع رهبری مجاهدین به عراق برده شده و به ورطه خیانت به کشورشان کشانده شده اند، تحت عناوینی چون «تعهد برای مبارزه » و سلب آزادیهای فردی آنان به اسم «وفاداری به تشکیلات» و زیرپانهادن حقوق فردی این اشخاص به بهانه « تحمل شرایط سخت مبارزه » و تشجیع برای پذیرش هرمحدودیت و اقدام غیرانسانی که از جانب رهبری این گروه اعمال شود تحت عنوان «تبعیت ایدئولوژیک»، نمونه محرزی از زندگی اجباری و سلب اختیار و انتخاب این افراد است.
درد دلهای خواهری درفراق برادر اسیرش
بالاخره سال 1382 خبر زنده بودن او همه ی اقوام و دوستان را خوشحال کرد. مادر مسافر کربلا شد برای دیدار یوسف گم گشته اش!…شادی دیدار فرزند، با دیدنش در اسارت در اردوگاه اشرف شیرینی دیدار را کم نکرد اما هراس و نگرانی را در دل مادر بیشتر کرد.غلامرضا در بند بود از لحاظ فکری،جسمی، روحی و روانی.
حسین نژاد: سوء استفاده جنسی از زنان در تشکیلات توسط رجوی واقعیت دارد
من هم به عنوان یکی از مردانی که تا همین هفت ماه پیش در اشرف بودم و سی سال در داخل تشکیلات مجاهدین خلق بودم حاضرم گواهی بدهم که قبل از افشاگری خانمهای جدا شدۀ عضو شورای رهبری مجاهدین، من دراشرف از یکی از آقایون که بسیارمخفیانه توانسته بود با همسرش صحبت کند شنیدم که گفت: همسرم به من گفته است: خدا لعنت کند رجوی را. و همسرم همه چیز را به من گفته است که رجوی بعد ازاینکه ما را به عقد خود در آورد با ما ارتباط برقرارکرده است