یکشنبه, ۲۲ شهریور , ۱۴۰۵
وابستگی خانوادگی و عواطف انسانی بزرگترین مشکل مجاهدین 12 خرداد 1387

وابستگی خانوادگی و عواطف انسانی بزرگترین مشکل مجاهدین

مراجعه خانواده ها به قرارگاه اشرف جهت ملاقات عزیزان خود اگر چه با ممانعت فرقه مجاهدین روبرو می شود ولی نقطه امیدی برای اسیران این فرقه بوجود می آورد که کانون گرم خانوادهای آنان هنوز در پشت حصارهای قرارگاه اشرف وجود دارد و کسانی هستند که همچنان عواطف انسانی را فراموش نکرده و بر محور محبت رنج سفر را به جان می خرند اگر چه مورد هجوم چماقداران این فرقه قرار می گیرند و سختی های سفر و سعی در آزاد نمودن عزیزان خود تا برچیده شدن کامل مناسبات فرقه ای ادامه خواهند داد.

این زن به چه می اندیشد 11 خرداد 1387

این زن به چه می اندیشد

بر خلاف تلویزیون مجاهدین، د رخلوت تک تک زنان و مردان زندانی اردوگاه، نگاهها دنیایی از رازهای نگفته و در د دلهائی که سالهاست در دل ها به دستور جلاد اشرف، رجوی شیاد و مردم فروش، گلوی این عزیزان خفه شده است.

محمد و آنچه در اشرف گذشته و می گذرد 09 خرداد 1387

محمد و آنچه در اشرف گذشته و می گذرد

اما نکته ی مهم دیگر در نوشته محمدی – برادر سمیه – مسئله ی سست بودن ویا عدم اعتقادات مذهبی میا ن اعضا ست. همان گونه که محمد می گوید بسیاری از بچه ها که از کانادا و یا دیگر کشور های اروپایی جذب شدند به نماز وروزه زیاد معتقد نیستند.که البته خود این اعتنا ندادن به چنین مسائلی در بین اعضا ریشه در سست اعتقادی خود فرقه دارد وهمین امر باعث می شود توجه به عواطف ونیاز های اولیه ی انسانی از سوی فرقه نادیده گرفته شده و حتی به بحران های روحی واخلاقی تبدیل گردد.

نقض حقوق بشر در مناسبات فرقه تروریستی رجوی – قسمت 12 15 اردیبهشت 1387

نقض حقوق بشر در مناسبات فرقه تروریستی رجوی – قسمت 12

خیلی زجر آور بود روان و ذهن ما را تحت فشار وحشتناک گذاشته بودند به طوری که حس می کردیم واقعا به بن بست رسیدیم.احساس عجز وناتوانی به ما دست داده بود. از طرف دیگر به خودم می گفتم: چرا مونده ام اشرف؟ و در جستجوی راه حلی برای فرارازاین فضای جهنمی بودم. ما بعد از آزادی از اسارت سازمان در اینجا داریم از شرایطی صحبت می کنیم که نیروهای سازمان در عراق در آن قرار داشتند.

خاطرات قلعه اشرف – قسمت شانزدهم 07 اردیبهشت 1387

خاطرات قلعه اشرف – قسمت شانزدهم

در واکنش و اعتراض به نشست طلاق و دستور مسعود به طلاق اجباری اعضای سازمان، تعداد زیادی از افراد مستقر در قرارگاههای سازمان در عراق که پاسپورت داشتند با زن و فرزندانشان قرارگاههای سازمان را در عراق ترک کردند و به کشورهای اروپایی رفتند و تعداد دیگری نیز بدون همسرانشان رهسپار کشورهای غربی شدند. و عده ای نیز که بحث طلاق را نپذیرفتند و اما مایل نبودند از سازمان جدا بشوند در عراق ماندند و تا سال های 72 – 73 در هر هفته یک روز به پیش زن و فرزندان خود می رفتند اما بعدا تحت فشار رهبران سازمان همسرانشان را برای همیشه طلاق دادند و حتی فرزندانشان را نیز هیچگاه ندیدند زیرا سازمان مسئولیت سرپرستی آنها را بر عهده گرفت و آنها را به کشورهای اروپایی یا امریکا و کانادا فرستاد.

شرح ماجرای مراجعه خانم بتول سلطانی و بستگانش به قرارگاه اشرف 23 اسفند 1386

شرح ماجرای مراجعه خانم بتول سلطانی و بستگانش به قرارگاه اشرف

بعد از معطلی بیش از یکساعت در مقابل درب قرارگاه خانم ژیلا دیهیم از مسئولین سازمان آمده و گفت که مراجعه کنندگان باید تک تک به اتاق ملاقات داخل قرارگاه بیائید که نفرات قبول نکردند و خواستند که آقای حسین مرادی را بدون واسطه و در بیرون قرارگاه ملاقات کنند. مسئولین سازمان به بهانه های مختلف وقت کشی میکردند. مثلا میگفتند که حسین در دسترس نیست و یا اینکه حسین باید آماده شود (لابد به لحاظ ذهنی). دو نفر از مسئولین ارشد سازمان یعنی خانمها ژیلا دیهیم و فاطمه طهوری (زرین) سعی میکردند با مراجعات خود نفرات را به بهانه های مختلف از یکدیگر جدا کنند ولی آنان نپذیرفتند.

جشن والنتاین و سر افکندگی فرقه مجاهدین 28 بهمن 1386

جشن والنتاین و سر افکندگی فرقه مجاهدین

والنتاین جشنی است که در آئین مسیحیت به روز مهربانی و عشق و ازدواج شهرت دارد و امروز بعد از گذشت 17 قرن بصورت یک جشن جهانی درآمده است که عشاق در این روز علاقه خود را با گل و هدیه بهم ابراز می دارند. این روز به یاد کشیش شریفی که به عشق و علاقه انسانها احترام میگذاشت و در راه ازدواج جوانان جان خود را هم فدا نمود نام گذاری شده است

نقض حقوق بشر در مناسبات فرقه تروریستی رجوی – قسمت 11 21 بهمن 1386

نقض حقوق بشر در مناسبات فرقه تروریستی رجوی – قسمت 11

به جزئت می توانم اقرار کنم اغلب افراد قرارگاه اشرف اصلا به لحاظ روحی و روانی متعادل نیستند. اجازه بدهید صریح بگویم من نیز وقتی به ایران آمدم حالات روحی و روانی متعادلی نداشتم و این یک واقعیت است و بعدها به شکلی تدریجی و طی مرور زمان در کنار خانواده ام تعادل روانی خودم را به دست آوردم و حالات روحی مناسب و مطلوبی پیدا کردم.

« پیروان شیطان » و دستیاران 17 بهمن 1386

« پیروان شیطان » و دستیاران

هرکس از شرارتی که مرتکب شده است سخن گوید و بدان واکنش نشان دهد، به زشتکاری که از وی سرزده است می اندیشد وبا تمام روح یکسره اسیر هرآنچه بدان می اندیشد، می شود و بدین ترتیب اسیر زشتکاری می ماند و یقینا قادر به بازگشت نخواهد بود، زیرا روح او خشن و دلش تباه و به علاوه چه بسا دچار اندوه می شود،

نقد مناسبات فاشیستی حاکم بر قرارگاه اشرف – قسمت 21 11 دی 1386

نقد مناسبات فاشیستی حاکم بر قرارگاه اشرف – قسمت 21

مرضیه قرصی: نه، آنها به راحتی از کنار همه واقعیت ها ی تلخ و دردناک می گذشتند. معمولا سعی داشتند برای توجیه اعمالشان و شرایط ناجوری که درست کرده بودند، به حرف ها و سخنان مسعود اشاره کنند. آنها می گفتند رهبر عقیدتی ما یعنی مسعود معتقد است شما خانم ها تحت فشار شرایط حاکم بر سازمان و به علت مشکلات درونیتان دچار راست روی شده اید

نقض حقوق بشر در مناسبات فرقه تروریستی رجوی – قسمت 10 04 دی 1386

نقض حقوق بشر در مناسبات فرقه تروریستی رجوی – قسمت 10

چه حسی به شما دست میدهد؟ یک آدم سالم را به قول معروف وادارش کنند بیست و چهارساعت فقط وراجی های مثلا یک نفر را گوش بکند، خوب دیوانه میشود. واقعا بیست روز مداوم با چهارده ساعت تا پانزده ساعت در روز حضور اجباری در نشست سرگیجه آور بود. وقتی که نشست تمام می شد بعد سوژه می آوردند.

نقد مناسبات فاشیستی حاکم بر قرارگاه اشرف – قسمت 20 18 آذر 1386

نقد مناسبات فاشیستی حاکم بر قرارگاه اشرف – قسمت 20

افسردگی مرض شایع در بین ما بود. ولی اینجا در ایران در میان خانواده خودم، بستگانم، شهرم، وطنم و ملتم احساس خوشبختی می کنم چون یک انسان آزادم. فردیت مرا کسی پایمال نمی کند. من خودم هستم. آدم آزادی هستم و واقعا نمی خواهم این آزادی و راحتی را با هیچ چیز عوض کنم.

blank
blank
blank