چهارشنبه, ۶ آبان , ۱۴۰۵
ملاقات خانواده های انجمن نجات با جمعی از نفرات بازگشتی مازندران – قسمت سوم 19 آذر 1388

ملاقات خانواده های انجمن نجات با جمعی از نفرات بازگشتی مازندران – قسمت سوم

در پی صحبت های آقای محمدی یکی دیگر از شرکت کننده گان یعنی آقای مهدی رمضانی که خود از هواداران سابق سازمان بود و یکی از خواهرانش نیز به نام مریم رمضانی در اسارت مریم رجوی در اشرف است در پاسخ سئوال آقای محمدی اظهار داشت: آنان در حال حاضر در یک محیط بسته قرار دارند و باید همه ما به آنان کمک کنیم تا بتوانند از این محیط خارج شوند و تصمیم بگیرند. ما به عنوان خانواده و نفرات درجه یک این عزیزان باید از بیرون دایره به این مسئله نگاه کنیم و بدانیم که وظیفه ما در این مقطع چیست؟

blank 17 آذر 1388

اجتماع جمعی از خانواده های چشم انتظار گیلانی در همایش انجمن نجات

روز چهارشنبه مورخه 4/9/88 به دعوت انجمن نجات گیلان جمعی از خانواده های چشم انتظار گیلک در همایشی تحت عنوان استمداد شرکت داشتند و ضمن دیدار با آقایان حمید حاجی پور و اکبر محبی از اعضای جدید جدا شده ازفرقه رجوی موسوم به سازمان مجاهدین به سخنان آنان گوش فرا دادند. خانواده ها در پایان جلسه ضمن تهیه طوماری علیه تشکیلات مافیایی رجوی که بستگان و فرزندان خود را دراسارت آن دارند، از صلیب سرخ و دولت مردمی عراق و تمامی مجامع حقوق بشری بمنظور دیدار حضوری و آزادی اسرای دربند عاجزانه استمداد طلبیدند.

ملاقات خانواده های انجمن نجات با جمعی از نفرات بازگشتی مازندران – قسمت دوم 10 آذر 1388

ملاقات خانواده های انجمن نجات با جمعی از نفرات بازگشتی مازندران – قسمت دوم

آقای شبانی نیز در ادامه بحث بیان داشت:این که رجوی برای جان افراد ارزشی قائل نیست و همه چیز را در سازمان بر اساس پیشبرد اهداف فرقه ای خودش می بیند برای همه کسانی که در سازمان بودند کاملا واضح است اگر به جریان دستگیری این 36 نفر که 72 روز در نزد عراقی ها در شهر خالص و بغداد بودند نگاه کنیم خوب متوجه می شویم که چگونه رجوی افراد را در راه اهداف خودش خرج می کند.

دیدار نماینده صلیب سرخ با خانواده های انجمن نجات آذربایجانغربی- قسمت دوم 18 آبان 1388

دیدار نماینده صلیب سرخ با خانواده های انجمن نجات آذربایجانغربی- قسمت دوم

در دیدار نماینده کمیته بین المللی صلیب سرخ با اعضای خانواده ها، ایشان در قسمتی از سخنانشان گفتند: روزانه ده یا پانزده خانواده به دفتر صلیب در تهران مراجعه می کنند و با من به تبادل نظر می پردازند. خواسته خانواده ها امکان تماس و ارتباط گیری با فرزندانشان در قرارگاه اشرف است در بین آنها کسانی هستند که پیرمرد هشتاد ساله هستند و خواهان راهی برای تماس با فرزندان دختر یا پسرشان هستند.

لعن و نفرین از آن رجوی، عشق و امید نثار ما 11 آبان 1388

لعن و نفرین از آن رجوی، عشق و امید نثار ما

اکنون بعد از گذشت سالیان انجمن نجات علیرغم تبلیغات رسوای رجوی ها به نقطه امید وکانون اعتماد خانواده ها تبدیل شده است و بی دلیل نیست که این چنین رجوی وهمپالگی هایش از اعضای انجمن کینه بدل دارند چرا که بقول یکی از خانواده ها اعضای انجمن نجات آینه تمام نمای رجوی هستند که تمامی زوایای تاریکی او را در دیدگان خانواده ها آشکار می سازند.

به کوری چشم رجویها برای خانواده ام خانه ای بنا کردم 30 مهر 1388

به کوری چشم رجویها برای خانواده ام خانه ای بنا کردم

از جمله کسانی که سال ها اسیر این فرقه تروریستی بوده است آقای مسعود دریاباری است که رجوی بعد از سال ها سوء استفاده ابزاری از او در شاخه نظامی، ایشان را با دست و جیب خالی تحویل زندان ابوغریب داد تا از طریق صدام تحویل ایران شود. وی با تحمل مشکلات و سختی های بسیار زیاد سرانجام در سال 1372 وارد ایران شد. ایشان موفق شده است برای خود و خانواده اش ساختمانی بنا نهاده و صاحب خانه شود

درخواست خانواده های اعضاء مجاهدین در پی اظهارات سفیر انگلستان 27 مهر 1388

درخواست خانواده های اعضاء مجاهدین در پی اظهارات سفیر انگلستان

اقای سفیر انگلیس چگونه می شود شما در قبال خانواده ایی که می خواهد بعد از 25 سال فرزندش را ببیند هیچ گونه کمکی نمی کنید و یا از سازمانی حمایت می کنید که حتی در کشتار مردم عراق نیز بطور مستقیم دست داشتند و ما شاهدین زنده این موضوع را داریم که می توانیم به دادگاههای صالحه ارائه نمائیم.جناب سفیر امیدواریم که در آینده بتوانید زمینه لازم برای ملاقات خانواده ها با فرزندانشان را فراهم نمائید و آنها را نیز به این خواسته های به حق و انسانی خود برسانید تا بلکه باعث نجات جان انسانها شوید.

خانم رقیه جعفری در حسرت دیدار فرزندش در گذشت 26 مهر 1388

خانم رقیه جعفری در حسرت دیدار فرزندش در گذشت

با نهایت تاسف و تاثر مطلع شدیم که خانم رقیه جعفری کرفستانی مادر حمید علی اکبری از اعضای دربند تشکیلات مخوف فرقه رجوی در پادگان اشرف، چشم انتظار و با عشق و آرزوی دیدار و به آغوش کشیدن دلبندش دار فانی را وداع کرد و به ابدیت پیوست. مصیبت وارده برای دست اندرکاران انجمن نجات گیلان و خانواده های مرتبط با آن بسیار سخت و جانکاه بود چرا که عزیزی محترم وگرامی ازاعضای بسیارفعال انجمن را ازدست دادیم

گفتگو با خانم فاطمه امیری – قسمت پنجم 26 مهر 1388

گفتگو با خانم فاطمه امیری – قسمت پنجم

سازمان وقتی در ایران فعالیت آغاز کرد برادر من هیچگونه شناختی از سازمان نداشت و اطلاعی از هدف و راه سازمان نیز نداشت برادر من و امثال ایشان در واقع فریب افراد سازمان را در کشورهای خارجی خوردند چون تحت فشار بودند فشار مالی و عاطفی. برادرم برای کار و زندگی بهتر به خارج از ایران رفته بود اما چون او تحصیلات و تخصص مناسبی نداشت و نه امکانی برای پناهندگی در نتیجه دچار سرخوردگی شد و در این شرایط به تور رابطین فریبکار سازمان در ترکیه افتاد.

گفتگو با خانم فاطمه امیری – قسمت چهارم 07 مهر 1388

گفتگو با خانم فاطمه امیری – قسمت چهارم

خانم فاطمه امیری: من انتظار دارم که اینها یعنی رهبران مجاهدین کمی به خود آیند و به انسانها احترام بگذارند. خود را تافته جدا بافته ندانند. بالاخره من و اعضای خانواده ام مثل مادرم یا خواهر و برادرانم و یا پدرم حق داریم با علیرضا تماس تلفنی داشته باشیم. ما باید امکان تماس را بعد از ده سال با برادرم داشته باشیم. آیا این حرف من غیر منطقی است؟ چرا رهبران سازمان به نامه های متعدد ما که در آن به تماس تلفنی با برادرم تاکید داشتیم اهمیتی ندادند. واقعا این موضوع برای من جای سوال دارد

دیدار اعضای انجمن نجات خوزستان با خانواده آلبوغبیش و حنظل زاده 02 مهر 1388

دیدار اعضای انجمن نجات خوزستان با خانواده آلبوغبیش و حنظل زاده

روز چهار شنبه و پنجشنبه 25 و 26 شهریور ماه اعضای انجمن نجات شاخه خوزستان متشکل از آقایان حمید دهدار حسنی،علی اکرامی، سید ویبرقنواتی با خانواده های آلبو غبیش وحنظل زاده در دفتر ماهشهر دیدار و گفتگو کردند. در این دیدار خانواده ها ضمن تشکر از اعضای انجمن نجات اظهار امیدواری کردند که با توجه به دوری مسافت، بازگشایی این دفتر بتواند گامی در جهت ایجاد رابطه هرچه فعال تر آنها با انجمن باشد.

blank 02 مهر 1388

نامه به مسئول کمیته بین المللی صلیب سرخ – دفتر تهران

آقای مهدی پالیده از اینکه رهبران مجاهدین بر خلاف همه ی ادعاهای حقوق بشری به خواسته وی مبنی بر امکان ملاقات یا تماس با برادرش اهمیتی قائل نشده اند شدیدا معترض بودند. آقای پالیده معتقدند رهبران مجاهدین و مسئولین قرارگاه اشرف به پرنسیب های اخلاقی دنیای مدرن ارزشی قائل نیستند چرا که امکان ارتباط گیری را از برادرش و نیز اعضای خانواده وی سلب کرده اند که هیچگونه توجیه اخلاقی و یا سیاسی ندارد.

blank
blank
blank