اشرف: شهر، پادگان یا زندان – قسمت چهارم
همه ما در مقاطع مختلف و برای سال های متمادی در قرارگاه اشرف بودیم و کما بیش سیستم های حفاظتی و کنترل فیزیکی افراد را دیده ایم و با آن آشنایی داریم که بخش هایی از آن را بیان کردید ولی رجوی جدا از کنترل فیزیکی و سیستماتیک افراد، شیوه های دیگری را نیز اعمال می کرد که نهایتا منجر به مغزشویی و کنترل اذهان می شد. یکی از شیوه هایی که رجوی سال ها افراد را با آن تحت کنترل داشت، اعمال موضوع «بیگاری» بود که در سازمان بعنوان «کار جمعی» مطرح می شد.
نامه خانواده های انجمن نجات اراک به سفیر اسپانیا
ما خانواده های عضو انجمن نجات اراک فرزندانمان چندین سال است در سازمان مخوف، ضد دمکراتیک و ناقض حقوق بشر یعنی سازمان مجاهدین خلق ایران در اسارت می باشند. حال تعجب ما از عملکرد کشوری با پیشنه کهن مانند اسپانیا است که چرا باید نماینده آن در پارلمان اروپا از سردمداران حمایت از این فرقه تروریستی باشد.
اشرف: شهر، پادگان یا زندان – قسمت اول
آنان که خود در اشرف بودند یا حتی گذری کوتاه به آنجا داشته اند خوب می دانند آنچه که اشرف بیشتر به آن شباهت دارد یک اردوگاه کار اجباری و یا زندان اسرای جنگی است، تا شهر. برای شناخت بیشتر این مکان مجهول الهویه!! با جمعی از جدا شدگان فرقه تروریستی رجوی استان مازندران که سالیان طولانی در اشرف مقر اصلی رجوی در عراق بودند به بررسی و کم و کیف مناسبات این مکان می پردازیم تا برای همگان روشن شود که اشرف چگونه جایی است، شهر، پادگان یا زندان!!!؟
به امید رهایی فرزندمان از چنگال رجوی
صدای ضعیف پدر پیر در گوشی تلفن برایم قابل تشخیص نبود، اندکی بعد متوجه صدای آقای قدرت اله شعبانی پدر اسیر فرقه، عین اله شعبانی شدم. وقتی جویای احوال شدیم بغض آلود به یک باره آهی از ته دل کشید و گفت خدا لعنت کند رجوی را، چشم انتظاری تا کی؟…کی فرزندمان از چنگال رجوی خارج می شوند؟و سپس ادامه داد داستان زندگی ما نیز چون زندگی یعقوب پیامبر شده است.من و همسرم فقط نگاه به درب داریم تا شاید خبری از او شود!!!
بازدید هیئت خبری جمهوری چک از انجمن نجات
یک هیئت 10 نفره از خبرنگاران جمهوری چک روز گذشته از انجمن نجات بازدید و به تهیه گزارش از مسئولین انجمن نجات پرداخت. اعضای این هیئت ضمن تاکید برفرقه بودن گروه رجوی تصریح کردند مقامات اروپایی بخوبی از ماهیت سران این فرقه با خبرند و این گروه چهره ی منفوری در همه ی جهان دارد. مسئولین انجمن نجات آنگاه به سئوالات اعضای گروه خبری پاسخ دادند و درخواست کردند اتحادیه اروپا از تصمیمات دولت عراق در خصوص این فرقه حمایت نماید.
سران مجاهدین از انسانیت بویی نبرده اند
من زمانی که اینها می گویند ما برای آزادی می جنگیم تعجب می کنم. همان جا از سران سازمان سئوال کردم که شما برای چه هدفی در عراق هستید؟ جواب دادند برای آزادی. به آنها گفتم کدام آزادی مگر برادر من درپادگان شما آزاد است برادر من که معنی ومفهوم آزادی را نمی فهمد بحث کردن با سران سازمان بی نتیجه بود یعنی می خواهم بگویم سران سازمان از انسانیت بویی نبردند به آنها گفتم شما هیچ وقت وهیچ زمانی به هدفتان نمی رسید.
محکومیت کشتار زائران ایرانی در عراق
خانواده های چشم انتظار مرتبط با انجمن نجات گیلان ضمن محکوم کردن چنین اعمال تروریستی و تسلیت به خانواده ها و قربانیان ترور کور، در تعجب بودند که چرا سران مجاهدین اعضای غافل خود را به جشن و پایکوبی در پادگان اشرف فرا خواندند و چه منافعی را دنبال میکنند و از این بابت بسیار نگران سوء استفاده ضد انسانی فرقه رجوی از اعضای دربند بودند.
مصاحبه با اقای داود حیدری عضو سابق مجاهدین
از وقتیکه در زندان فکری و ذهنی سازمان قرار گرفتیم دیگر از همه جا و همه کس بی خبر بودیم و در زمانهای مختلف از خدا می خواستیم که یک همشهری و یا هم وطنی که از اوضاع احوالات جدید ایران خبری داشته باشد نزد ما بیاید به هرحال به خواست خداوند متعال در سال 82 بود که دیوارهای دروغ و ریا کاری سازمان در هم فرو ریخت و دستشان برای ما رو شد و خانواده ها از طریق انجمن نجات به دیدن ما امدند.
درخواست خانواده نوری از نماینده محترم صلیب سرخ
با توجه به آخرین دیدار که برای بارسوم برادرش با وی داشت متوجه این موضوع شدیم که حمیدرضا شستشوی مغزی شدید شده و به خاطر اسارت روحی وروانی که درآنجا دارد درمحل ملاقاتها ازگفتن واقعیت ترس دارد وعقیده داریم اگرملاقاتها به محل دیگری وبا آزادی کامل صورت بگیرد نتیجه مثبتی حاصل گردد. اینک صمیمانه ازآن مقام محترم درخواست داریم ترتیبی اتخاذ فرمایید تا درمکانی بیرون ازقرارگاه اشرف ملاقاتهایی با وی انجام پذیرد
در خواست خانواده محمد بهاری از مسئول جستجوی صلیب سرخ
پدر و برادر آقای محمد بهاری در دیداری که با مقامات محترم صلیب سرخ آقایان آندریاس و بروس جان گراهام در دفتر انجمن نجات ارومیه داشتند نامه و مدارکی را تحویل دادند که دال بر حضور آقای بهاری در قرارگاه اشرف بود واز مقامات کمیته بین المللی صلیب سرخ تقاضا کردند تا نسبت به روشن شدن وضعیت فرزندشان اقدام نمایند.
نامه ای به علی کاکی عضو سابق شورای مرکزی مجاهدین
تو در طی این سالیان ودر اوج خفقانی که رجوی در سازمان ایجاد کرده بود با ترانه وآهنگ هایت شور وشادی وبذر امید می پاشیدی و همه را به سفری که در پیش است نوید می دادی و بی دلیل نبود که رجوی علیرغم تمامی اظهار وعلاقه های ظاهریش از توکینه بدل گرفت و به مدت یکسال به زعم خودش خواست صدای گرم وزیبایت را خفه کند تا شورونشاط وشادی نباشد وسفری را که درراه بود را به تاخیر بیندازد.
در تبلیغات خانواده! در ملاقات مزدوران! – قسمت سوم
همانطوری که رجوی در 7 بهمن 87 خودش گفته بود و خط کلی را به نفرات داده بود و برای فشارهای سیاسی به دولت عراق و جلب توجه مجامع بین المللی دست به اعتصاب غذای نامحدود و یا حتی خودسوزی جمعی بزنند، ولی به نظرم این شیوه دیگر هم در دنیا سوخته و لو رفته است و جواب نخواهند داشت مثلا در جریان دستگیری مریم آنها تعداد ی افراد بی گناه را به آتش کشیدند و قصد داشتند این عمل شنیع را ادامه دهند ولی بازتاب منفی آن در افکار عمومی کشورهای اروپایی و… باعث شد که از ادامه کار جلوگیری کنند