از جمله کسانی که سال ها اسیر این فرقه تروریستی بوده است آقای مسعود دریاباری است که رجوی بعد از سال ها سوء استفاده ابزاری از او در شاخه نظامی، ایشان را با دست و جیب خالی تحویل زندان ابوغریب داد تا از طریق صدام تحویل ایران شود. وی با تحمل مشکلات و سختی های بسیار زیاد سرانجام در سال 1372 وارد ایران شد. ایشان موفق شده است برای خود و خانواده اش ساختمانی بنا نهاده و صاحب خانه شود
اولین وجه مشترک همه کسانی که تاکنون به هر علت و انگیزه ای جذب یا اسیر مناسبات فرقه ای مجاهدین شدند، پرداخت حداکثر بها و تخلیه همه دارائی های ذهنی، آرمانی، اقتصادی و… در خزانه رهبری فرقه می باشد.
فضای ایجاد شده بعد از انقلاب ضد سلطنتی در جامعه ایران موجب جذب بخشی از نسل جوان به گروه ها و سازمان های آن زمان و منجمله مجاهدین خلق شده است. متاسفانه سوء استفاده رجوی از صداقت و پاکی و سادگی این جوانان در تمامی مقاطع 30 سال بعد از انقلاب، تاکنون باعث به اسارت رفتن و کشته شدن تعداد زیادی از آنان شده است و باقیمانده افراد نیز همانند بردگان در زنجیر، اسیر ذهنی و فیزیکی مناسبات فرقه ای – تروریستی در عراق می باشند. اما آنچه که امروز مد نظر ماست آن دسته از عزیزانی می باشند که بعد از سال ها حضور و فعالیت و پرداخت حداکثر بها و دادن همه دارائی ها، به خود آمده و به هر طریق ممکن توانستند خود را از چنگال این دیو خارج نمایند و با دست خالی به سراغ خانواده و میهن برگردند و حیات دوباره را آغاز کنند. از جمله کسانی که سال ها اسیر این فرقه تروریستی بوده است آقای مسعود دریاباری است که رجوی بعد از سال ها سوء استفاده ابزاری از او در شاخه نظامی، ایشان را با دست و جیب خالی تحویل زندان ابوغریب داد تا از طریق صدام تحویل ایران شود. وی با تحمل مشکلات و سختی های بسیار زیاد سرانجام در سال 1372 وارد ایران شد. مدتی قبل با خبر شدیم که ایشان موفق شده است برای خود و خانواده اش ساختمانی بنا نهاده و صاحب خانه شود، به همین منظور به همراه تعدادی از دوستان بازگشته قدیمی برای تبریک گوئی صاحب خانه شدنش به منزل ایشان در شهرستان آمل رفتیم.
اگر تلخی خاطرات و نا امیدی به هم رسیدگان را فراموش کنیم، کپ و گفتگوی آنان غالبا در رابطه با تلاش و کار و موفقیت در زندگی و برنامه های آتی آنان بوده است. آنان بر عکس گذشته امید را سرلوحه زندگی خود نموده و با امید به خدا، پر تلاش و فعال در پی ایجاد یک زندگی جدید و آبرومندانه برای خود و خانواده شان هستند. شیرینی این دیدار و لحظات در آنجا بهتر مشاهده می شود که آنان بافته های یاس و ناامیدی چندین ساله رجوی را یکی بعد از دیگری پاره نموده و فقط به آینده ای بهتر فکر می کنند. در این دیدار بعد از حال و احوال و تعارفات معمول از او در مورد اینکه چگونه توانسته صاحب خانه شود سوال کردیم که او اینچنین توضیح داد:
«من با تلاش و پس انداز و با کمک همسرم توانستم پس از سال ها مستاجری این خانه را با دست خودم بسازم، چون خودم بنا هستم و چون مقدار پولم کافی نبود، ساخت این خانه چند سال طول کشید، اما خدا را شکر می کنم که به کوری چشم مسعود و مریم توانستم برای خانواده ام (همسر و سه دخترم) خانه ای بنا کرده و روی پای خودم بتوانم بایستم».
ما هم با آرزوی موفقیت و پیروزی برای همه بازگشته گان، امید داریم که روزی فرا رسد تا همه افراد اسیر در چنگال رجوی (اعم از زن و مرد) رها شده تا بتوانند در دنیای آزاد و بدور از مناسبات تشکیلاتی برای یک زندگی آزاد و آبرومندانه تصمیم بگیرند.
برچسب ها
بحران بازسازی پس از جدایی از مجاهدین خلق مسیری که اعضای جدا شده برای بازگشت به زندگی مستقل پیمودند
رجوی در مانور غرش شیر بازخواست به خاطر خندیدن در مناسبات مجاهدین خلق
این یک دهه بهترین دوران عمرم بوده است پیام جداشده اسماعیل فلاح رنجکش به اسیران رجوی
مسیری که اعضای جدا شده برای بازگشت به زندگی مستقل پیمودند
ترک ساختار کنترل گر رجوی، اقدامی جسورانه برای دستیابی به آزادی است، که در عمل میتواند بسیار دشوار باشد. آغاز دورهای احتمالی از بیثباتی روانی و اجتماعی که پیمودن آن اگر چه سخت اما نتیجه آن بسیار شیرین و گواراست. در جهان آزاد خارج از حصارهای تشکیلاتی مجاهدین خلق، همراهی و همدلی با فرد جدا […]
بازخواست به خاطر خندیدن در مناسبات مجاهدین خلق
رجوی زمانی که در عراق بود برای اینکه خودش را به اربابش صدام ثابت کند مانورهای زیادی در بیابانهای عراق به راه میانداخت. در هر مانوری که انجام میشد دو یا سه افسر ارشد عراقی مانور را نظارت میکردند و به صدام گزارش میدادند. مانور غرش شیر نسبت به دیگر مانورها متفاوت بود. چون وسیعتر […]
پیام جداشده اسماعیل فلاح رنجکش به اسیران رجوی
سلام دوستان. بنده اسماعیل فلاح رنجکش اهل استان گیلان شهرستان آستانه اشرفیه هستم. ۱۰ سال پیش همین ایام بود که توانستم با مشقات زیاد از تشکیلات سرکوبگر رجوی فرار کنم و چندی بعد داوطلبانه به وطن و زادگاهم آستانه اشرفیه باز گردم و در کانون گرم خانواده قرار بگیرم. شکر خدا این یک دهه بهترین […]
