تلکس
فهیمه اروانی از انفجار هفتم تیر تا گردنبند مسعود رجوی
امروزه فهیمه اروانی از نفرات اصلی سیستم فرقه ای و شستشوی مغزی اعضای مجاهدین خلق است. او که کار خود را با ترورهای وحشیانه علیه مقامات نظام و شهروندان بیگناه آغاز کرد و چنان در این مسیر پیش رفت که تبدیل به یکی از نیرو های کلیدی در سیستم کنترل ذهن فرقه رجوی شد و اتلبته حضور او برای بقای فرقه لازم و حیاتی بنظر می رسد. بنابر این، باتوجه به تجربه های پیشین فرقه ی رجوی در امور حقوقی و قضایی و ید طولای آن ها در لابی کردن و رشوه دادن به مقامات غربی، آزاد شدن اروانی پس از دستگیری در آلبانی چندان دور از ذهن نبود.
دروغی دیگر از رجوی فریبکار
در مناسبات فرقه فضایی ایجاد کرده بود که گویی او هیچگاه اشتباه نمی کند و هیچ کس نباید روی حرف او حرفی بزند. او با فریبکاری و به عنوان یک بخشن نامه تشکیلاتی به همه اعضا ابلاغ کرده بود که: اگر هر یک از اعضای فرقه که به ایدئولوژی، استراتژی، سیاست و تشکیلات سازمان (اسم مستعار رجوی) انتقاد داشته باشند، نشانه این است که آن فرد در انقلابِ طلاق رجوی همراهی درستی نکرده است و به همین خاطر مشکلات جنسی بر او غلبه کرده و این انتقادات نه از روی واقعیات بلکه واکنش مشکلات جنسی اوست!!! و به این صورت در فرد بارز می شوند. بنابراین باید آن فرد را به جمع (همان ابزار سرکوب) سپرد تا جمع او را اصلاح و هدایت کند.
دراین صورت، باند رجوی چرا از این قدرت عظیم روی برگرداند؟!
این استحاله درعرض 4 قرن اتفاق افتاد وبه یک باره نبود واتفاقا با بررسی آمار مربوط به روابط تجاری ایران روسیه دراوائل قاجار، مشاهده میکنیم که صادرات ایران، بیشتر ازوارداتش به این امپراطوری بود!! این تراز بازرگانی مثبت، با قراردادهای گلستان، ترکمانچای وبدتر از آن پاریس- که این یکی با انگلستان بود وبدتر ازبقیه تیشه به ریشه ی ما زد که نمیدانم چرا ذکرچندانی ازآن نمیرود- با اخذ غرامت هایی ازما وبستن تعرفه های گمرکی یکطرفه سودمند بنفع آنها، برهم خورد!!
نامۀ ۴۱ عضو خانوادۀ اسیران فرقۀ رجوی در عراق به رئیس کمیساریای عالی پناهندگان
ما امضا کنندگان زیر جمعی ار خانوادههای افراد محبوس و محصور در کمپ لیبرتی هستیم که به خواست و ارادهی خودمان برای ملاقات با عزیزانمان که اسیر سازمان مجاهدین خلق (MKO) هستند به عراق آمدیم. ما در تاریخهای ۲۳ تا ۲۶ می ۲۰۱۶ چهار مرتبه با گل و شیرینی و نیز بستههایی از خاک وطن عزیزمان ایران، به نشانهی علاقه و دوستی و عدم دشمنی با هیچ یک از مسئولین سازمان مجاهدین و نیز به نشانهی صلحدوستی و تقاضای ملاقات دوستانه به جلو لیبرتی رفتیم اما نگاهبانان این فرقه نه تنها به رفتار دوستانه و محبتآمیز ما توجهی نکردند
نامه به روزنامه نگاری که به اعراب خلیج فارس پیشنهاد بهره برداری از برگ مجاهدین را می دهد
برای من به عنوان یک ایرانی مخالف و عضو و مسئول به مدت دهها سال در سازمان مجاهدین خلق ایران این مقایسۀ شما و سرمایه گذاری شما روی این سازمان امری خنده دار می باشد زیرا احزاب و نیروهای اپوزیسیون عرب هر چه باشند یک پایگاهی مردمی در داخل میهنشان و مردمشان دارند ولی این سازمان به علت سیاستهای غلط و بلکه جنایتکارانه و خیانتکارنۀ رهبرش (رجوی) علیه میهن و مردمش از جمله سیاست جاسوسی برای رژیم صدام حسین و ارتشش و اطلاعاتش تمام پایگاه مردمیش در داخل ایران و حتی در نزد اپوزیسیون ایران و ایرانیان خارج کشور از دست داده است
حادثۀ هفت تیر، هفت گناه نابخشودنی
رجوی مدعی بود که سازمانش جریانی ضد امپریالیسم و تنها نیرویی است که استقلال کشور را محقق میسازد و حتی جمهوری اسلامی را متهم میکرد که در نهایت وابسته به امپریالیسم خواهد شد و با همین بهانه افرادی را جذب میکرد و حتی در سال 60 مسئولیت انفجار و حادثه هفتم تیرماه را به عهده نگرفت و این ملاحظات داخلی بوده چرا که هنوز افرادی مانیپوله و مغزشویی نشده بودند و رجوی آن ها آماده میکرد اما سال 1382 درقرارگاه اشرف سابق، ترورهای هفتم تیر و هفتم شهریور سال های1360 و 1362 را از افتخارات سازمان و فرقۀ منحوس خود نام برد.
پاسخ علی مرادی به ادعاهای نخ نما شده ایران افشاگر
فرقه رجوی در این مطلب با برشمردن آمار و اطلاعاتی از فعالیت های اینجانب علیه خود، بنده را به این استدلال و منطق واداشت تا با مروری برکارنامه خود پس از بازگشت به ایران دریابم که در مقابل آنهمه جرم و جنایت، خیانت و وطن فروشی، شکنجه های روحی و جسمی علیه خودم و سایر دوستان و هموطنانم که توسط سران رسوای فرقه صورت گرفته بنده کوتاهی و کم کاری کرده ام و جادارد ضمن انتقاد از خودم به فعالیت هایم برای احقاق حق و حقوق پایمال شده خودم در خلال 15 سال، رنج و شکنجه سربازان و نیروهای اسیر در چنگال فرقه رجوی، خیانت ها و همدستی های رجوی با دولت صدام در جنگ هشت ساله، همپیمانی های کنونی با اسرائیل و آل سعود علیه میهنم ایران،و هزار جرم و جنایت دیگر هرروز به فعالیت هایم بیافزایم و تا آخرین قطره خون به افشای این فرقه بپردازم.
باوجود جلوگیری از ملاقات ها، حضور صرف خانواده ها، رجوی را جان بسر کرده!
اینکه فرد مورد اتهام به چه دلیل ومدرک مزدوراست، معلوم نیست وچرا باید مراجعه ی او به ملاقات شکنجه تلقی شود بازهم معلوم نیست وتنها موضوع روشن عبارت ازاین است که رجوی تداوم حاکمیت بلامنازع بر جان ومال ناموس این اسرا را درمنزوی کردن آنها وقطع هرگونه ارتباط عاطفی میداند ومردانه؟؟ برروی حرفش ایستاده است!!
خانواده های چشم انتظار گیلک از انتقال عزیزانشان به آلبانی خشنود میشوند
خانواده های اسماعیل چمنی و ابراهیم نورنیا درپس سالیان بیخبری به مجرد اطلاع ازجابجایی عزیزانشان ازلیبرتی به آلبانی بسیارخوشحال وشادمان شدند وآرزو کردند که عزیزانشان بتوانند با تاملی تحسین برانگیز بندهای مریی و نامریی خود ازیک فرقه مخرب تروریستی را گسسته و به دنیای آزاد خاصه وطن زیبای خود ایران وکانون پرمهرخانواده بازگردند.
طلاق ایدئولوژیک رجوی، ازدواج و شروع دوباره زندگی – قسمت پایانی
برای رسیدن به واقعیت های خارج ازمناسبات فرقه ی رجوی می بایست تمامی ریسک ها را به جان خرید وخطر کرد وباید به باور ازدرون رسید که می توان دنیای دیگری خلق کرد ومن با پذیرش این ریسک ازیک فرصت بدست آمده استفاده کرده وازمناسبات رجوی گریختم.
تا آخرین نفس برای رهایی برادرم از چنگال رجوی ایستاده ام
آقای اسماعیل فلاح رنجکش که طرف حساب ملاقات با این خانواده دردمند بودند متعاقب شنیدن درد دل غمبار آنان گفتند:” ازقضا برادرتان را بخوبی میشناختم وسالیان دریک قسمت با هم بودیم. ایشان خود همواره مشوق سایرین بودند که درلحظه ضروری بتوانیم مناسبات فرقه گرایانه رجوی را ترک کرده و به آغوش خانواده هایمان بازگردیم.
پیام تسلیت انجمن نجات به خانواده خرمالی
انجمن نجات گلستان این ضایعه اسفناک را به خانواده آن مرحوم و بخصوص بهرام خرمالی که در چنگال فرقه تروریستی رجوی گرفتار امده تسلیت گفته و برای باقی خانواده ان مرحوم صبر جمیل آرزومند است.