تلکس
بازهم دروغسازی و اطلاعات تراشی فرقۀ رجوی بعد از حادثه!!
روشهای تقلب و دروغسازی و فضاسازی موهوم تبلیغاتی فرقۀ رجوی را ما که سالیان سال در آن بودیم به خوبی می شناسیم چرا که خودمان نیز ابزار اجرایی آنها و دست اندر کار پیشبرد این روشهای طراحی شده توسط مسئولین بالای سازمان بودیم. آنها بعد از هر حادثه اعم از عملیات تروریستی علیه افراد سازمان یا اقدامات تبلیغی و اعتراضی و انتقادی توسط جدا شدگان یا خانواده های افراد (و نه قبل از حادثه یا فعالیتها!!) روی یک سری اطلاعات و امور روشن و اسامی علنی انبوهی اطلاعات و مسائل و اسامی تقلبی و جعلی و موهوم سوار می کنند
همه ما هم قسم شدیم تا رهایی کامل فرزندان مان دست از سر رجوی ها بر نداریم – قسمت پایانی
در پایان مسئول نشست ضمن تشکر از حضور خانواده ها در دفتر انجمن بیان داشت که این استقامت و استواری شما خانواده های استان مازندران به ما جدا شده ها از فرقه انگیزه کار بیشتری می دهد که هر چه در توان داریم برای افشای چهره کثیف رجوی ها بکار بگیریم و بتوانیم در این مسیر کمک کار شما برای رهایی اسیران تان از چنگال فرقه باشیم و برای ما جدا شده ها از فرقه اصلاً مهم نیست که ما را به اصطلاح مزدور و… می نامند چرا که می دانیم این نام یعنی مزدوری شایسته رجوی های وطن فروش می باشد که اکنون در آغوش امپریالیست های جنگ طلب علیه وطن خویش کار می کند.
از یادادشت های سیروس غضنفری عضو سابق ارتش رهائی بخش – قسمت ۲۸
واکنش بیمارگونه دارودسته تروریست رجوی در قرارگاه باقرزاده و شادمانی و رقص و پایکوبی به جهت فروریختن برج های دو قلوی تجارت جهانی و کشته شدن هزاران نفر شهروند بیگناه امریکائی رخدادی ست که باید منحصر به فرد بودن آن را کشف و بدون تشبیه آن به رویدادی در گذشته در پی دریافت و واکاوی آن به شیوه ای نو و تاملی عمیق بود. آنچه که می توان در رابطه با رفتار شادمانه تروریست های رجوی در واکنش به حادثه یازده سپتامبر از آن یاد نمود، نوعی وقاحت و ابتذال بشری است
خوشبختانه ما همیشه اشرف و لیبرتی را زندان بحساب آورده ایم!
برای اینکه خواننده همه ی مطلب آقای رضایی را بخواند وبا دیدن نام بتول رجایی آنرا به کناری نگذاشته ولعن ونفرین نثارش نکند، این بهداد خان ما تا آخرین جمله سوم شخص غایب را بکار میبرد وخواننده را مجبور به خواندن تمام مطلب میکند که البته جریان رنگ کردن گنجشگ وقالب کردنش بجای بلبل- البته در سطحی بزرگتر ومزورانه تر- را تداعی میکند ومیخواهد سورپریزی برای آخر نوشته اش داشته باشد که موفق نمیشود وخواننده درآخرکار، خشمگین ازاین شیوه ی مزورانه ی او در مییابد که همان جریان معروف” بالا رفتیم…پایین رفتیم… قصه ی ما دروغ بود” است که تکرار شده در شکل وقیح اش!
اسامی دو گروه دیگر منتقل شده به کشور آلبانی هفته دوم مرداد ۱۳۹۴
علیرغم همه کارشکنی ها و دخیل بستن ها به مقامات سابق و اسبق آمریکایی و صهیونیستی فرقه رجوی بیش از گذشته در برابر فشار های بر حق خانواده ها و افشاگری های جداشدگان فرقه نمی تواند کارشکنی کند و به اجبار و ناخواسته دسته های بیشتری از اسیران باقیمانده در کمپ لیبرتی را به خارج فرستادند. بنا به خبرهای رسیده در هفته دوم مرداد ۱۳۹۴دو گروه دیگر ازکمپ لیبرتی به کشور آلبانی منتقل شدند
معنی نشر این اخبار و تفاسیر متضاد، چیزی جز استیصال است؟!
ما با وجود اینکه درایام” پیشا مذاکرات” مکررا اعلام داشته بودیم که باند رجوی سخت بر قدرت لابی خود ومخصوصا اسرائیل امیدوار است ومی پندارد که به کمک آن که خواهد توانست جلوی هراقدام مثبت را گرفته و تنش وجنگ ویرانگری را در ایران ومنطقه توسعه دهد، به نان وآبی خیالی برسد، اما انتظار اینهمه خودزنی ودستپاچگی ناشی ازعدم تحقق آرزوهای ضدبشری این گروه را با این شدت وحدت که باند رجوی بنمایش میگذارد، نداشتیم!
رهبرسازی تاکتیک جدید فرقه ای توسط مقاله نویسان
ایدئولوژی و تاکتیک مریم رجوی این است که مثل تبلیغات اقتصادی در بازار فرنگ و بورژوازی از زنان به عنوان جنس و کالا استفاده کند. در اقتصاد برای تبلیغ هرچیزی عکس زن برهنه ای روی آن کالا یا محصول نصب می گردد و در سیاست و استراتژی هم رجوی همان خط را دنبال می کند و از وجه زنانه برای پیشبرد کار بهره می گیرد آنوقت آن انحراف و بهره برداری استثماری از زن را در چارچوب رشد و بالندگی زن و رسیدن به قلب رهبری توجیه می کند و این مقاله نویسان احمق هم با سرهم کردن خزئبلاتی در صدد انحراف ذهن بدنه تشکیلات فرقه هستند.
خاطراتی از عمر هدر رفته در فرقه رجوی – قسمت ششم
موج اعتراض نفرات جدید از وضعیت یکنواخت به اوج خود رسیده بود که آنها مجبور شدند تمامی نفرات جدید را به یک G.F منتقل کنند. ما درخواست خروج کردیم که آنها گفتند ارتش آمریکا هنوز حاضر به قبول نظرات جدا شده نیست. عدم پافشاری من نسبت به خروج بیشتر بخاطر حمید و ایرج بود. چون آنها از هیچ خبری نداشتند و درخواست هایی مکرر من برای ملاقات با آنها به جایی نمی رسید. فقط میگفتند که آنها وضعشان خوب است و جای نگرانی نیست. به همین دلیل من نتوانستم در اولین گروهی که بچه ها در شهریور ماه 82 از سازمان جدا شده و به کمپ ارتش آمریکا رفتند، بروم و منتظر اخبار در مورد ایرج و حمید بودم.
آن سبو بشکست و آن پیمانه ریخت!
بلی این شخص سخنگوی سرمایه داری رقابتی بود که درآن وجود آزادی های فرمال پذیرفته شده بود وچاره ای جز موضعگیری برعلیه جنایاتی که دستگاه انگیزاسیون قرون وسطائی وفئودالی بنام دین میکرد، نداشت و لاجرم مجبور به تفسیر این چنینی مسیحیت بود که سرمایه داری پویا وهنوز فرتوت نشده را راضی ساخته واین” آهوی خوش خرام” را نراماند!
تجارت سکس یکی از راه های کسب ثروت زورمداران است!
آیا این شخص درتقبیح این مسئله حرفی زده واقدامی کرده که نشان دهد واقعا هم ازحقوق زنان حمایت میکند یا این مسئله برایش” موردی است”؟! آیا او اسلام شناس است که بین واقعی وغیر واقعی بودن اشکال آن اظهار نظر کند؟!
اگر این مشکل واقعا وجود دارد، باهمکاری خانواده های متحصن حل اش کنید!
درپاسخ باید گفت که محاصره ی اولیه واصلی این افراد دربند، دراشکالی متفاوت توسط شخص مسعود رجوی انجام گرفته واگر غیر ازآن بود، تک تک آنها میتوانستند با همراهی مامورین عراقی مستقر درآن محل، یونامی وصلیب سرخ به شهر رفته وضمن گردش درشهر، قسمتی ازمایحتاج خود را راسا وتوسط پولی که رجوی موظف است بدانها پرداخت کند، تهیه کنند که با محاصره ازدرون توسط پادوان رجوی، این امر غیر ممکن شده است!
خاطرات ورود عبدالرضا آذرمهر به فرقه مجاهدین – قسمت دوم
توی پذیرش هر روز دعوا بود و بچه ها همدیگر را می زدند و امریکاییها شده بودند میانجی ما و ما را سوا می کردند. حدوداً چهار الی پنج ماه اوضاع همین طور گذشت. از بچه ها شنیدیم که رجوی در آخرین نشست گفته صدام مثل رودخانه است و ما ماهی در آن، یعنی زندگی ما به سلامت صاحب خانه بستگی دارد. رجوی در آخرین نشستی که با صدام دارد می گوید من نمی توانم در دو جبهه بجنگم، یعنی هم با ایران و هم با امریکا، بنا براین به صدام قول می دهد که دفاع شمالی عراق باشد و جلوی پیشروی کُردها را بگیرد و ما تا آن روز نمی دانستیم که دفاع شمالی عراق بودیم و برای قتل عام اکراد عراقی به آنجا گسیل شدیم. امریکاییها در هتل سازمان که داخل قرارگاه اشرف بود مستقر بودند، بچه ها متوجه شدند که امریکاییها می خواستند ما را تحویل بگیرند که همه اعتراض کردند و گفتند نمی خواهیم ما را تحویل امریکاییها بدهند، و سازمان هم زیر این بار نرفت.