تلکس
دیدار با عزیزان حق مسلم خانواده هاست
خانواده ها هم اکنون در مقابل دروازه اردوگاه لیبرتی به شعار دادن و فراخواندن عزیزانشان مشغول هستند و البته حق استفاده از بلندگو را ندارند. همچنین امروز نامه ای خطاب به کمیساریای عالی پناهندگان به عربی و انگلیسی و فارسی با امضای ۲۱ تن از خانواده های حاضر در محل تنظیم و به کمیساریا تحویل داده شد. اسامی ۳ نفر از ۲۴ نفر محفوظ می باشد.
خانواده های گلستانی نگران زندانیان در بند فرقه رجوی
براستی این دیو بی شاخ و دم چه فکر کرده و بدنبال چه می باشد که اینگونه خانوادها را اسیر و گرفتار نموده و فرزندان آنها را به هر نحوی که میخواهد بدور خود می گرداند؟ آیا این همه خونخواری و کشتن انسانهای بی گناه و زندانی نمودن افرادی که در طول عمرشان حتی یکبار هم با نام سازمان مجاهدین آشنا نبودند کافی نیست و حتما باید خونهای بیشتری ریخته شود تا این شیطان سرمست شود؟
پای منافع که برسد، حکومت ها برای شما تره هم خرد نمیکنند!
من اگر بجای فرقه ی رجوی بودم، اینهمه نخود هرآش نشده وهردقیقه ای بیانیه ای صادر نمیکردم که به یادها بیافتم و اعمال زشت ووطن فروشانه ام را مجددا درخاطره ها زنده کنم! عقل سلیم حکم میکند که شخص ویا جریانی با این مشخصات زشت، باید بنفع خود بداند که زیاد آفتابی نشود تا کارنامه ننگین اش مجددا مورد ارزیابی قرار نگیرد وبیش ازاین مود نفرت انسان های ترقی خواه واقع نشود!
راوی رازهای مگوی اشرف
سازمان در تبلیغات، فعالیتهای سیاسی و روابط بینالملل عینا تاکتیکهای اسرائیل را دنبال میکرد و اتفاقا خیلی از لابیهای موفق سازمان، همان لابیهای رژیم صهیونیستی بود. اواخر فعالیتهای من یعنی سال 82بود که من در انگلستان بودم و آن زمان بحث حمله آمریکا به عراق مطرح بود. سازمان هم مخالف این حمله آمریکا به عراق بود و همصدا شده بود با کسانی که ضدجنگ بودند.
پشت پرده ی”حمایت مردمی” از مجاهدین خلق در ایران
در حقیقت این ویدئو هیچ گونه حمایت مردمی برای مجاهدین خلق را نشان نمی دهد. حتی می توان دید که مردم چگونه بی تفاوت از کنار پوسترها می گذرند. در خود کلیپ تبلیغی سیمای مقاومت به روشنی می توان دید که سازمان مجاهدین خلق در ایران از حمایتی برخوردار نیست. مکان هایی که نشان داده می شود بسیار خلوت هستند که اگر گهگاه چند نفری هم از کنار این تصاویر عبور می کنند آن را نادیده می گیرند. این ویدئو بیشتر به ضد تبلیغ می ماند تا تبلیغ.
واکنش فرقه رجوی به حمله تروریستی 11 سپتامبر 2001
حرف اصلی من در این مقاله٬ بیان سیاست چرخش مداری مسعود رجوی است. وقتی حمله تروریستی 11 سپتامبر اتفاق افتاد٬او یکی از خوشحال ترین افراد جهان بود.ولی در فاصله ای شاید نزدیک به دو سال بعد از آن٬همان شخص که از خوشحالی اتفاق 11 سپتامبر در پوست خود نمیگنجید٬ به یکباره این حمله را محکوم کرد و به صمیمی ترین دوست امپریالیست جهانخوار یعنی امریکا تبدیل شد! پس وقتی به فرقه رجوی٬فاحشه سیاسی میگوییم با دلیل و مدرک میگوییم!
نگاهی به ساختار و گرفتاریهای انتخاب مسئول اول در یک فرقه
مسئول اولی در سازمان مجاهدین خلق از وقتی که این سازمان شیوه ها و تاکتیک های آیت الله خمینی را در سرنگونی نظام شاهنشاهی الگوی خود قرار داد َدیگر ارزش چندانی نداشت، مجاهدین بعد از شکست هایشان در به اصطلاح خودشان فاز سیاسی و رکود در رشد بادکنکی خود، بیمناک شدند که موجودیت خود را از دست بدهند، تنها راه برای آنها ایجاد بحران بودوتنش، آنها امیدوار بودند که در درگیرهای بوجود آمده جایگاهشان تقویت شود، در استدلال های مسعود رجوی در جنگهای ارتش آزادیبخش که بارها گفته بود این تعداد شهید و حتی چندین و چند برابر آن هم ارزش این نتایج جنگ را داشت میشود نتیجه گرفت که کشته شدن هواداران هم آنزمان برای مجاهدین نسبت به نتایج که عمده آن تبلیغاتی بود به صرفه بود.
آب در آسیاب رجوی (پاسخی به نوشتار آقای هادی افشار)
این حرف شما مرا به یاد نشست های عملیات جاری انداخت. که چطور افراد در اینگونه نشست ها بویژه در نشست های دیگ (۱) کسانی را که باصطلاح با «انقلاب خواهر مریم» کوک نبودند و به آن تن نمی دادند به رژیمی بودن و همکاری با وزارت اطلاعات متهم میشدند. در حالیکه هیچکدام از آنها از زمانی که وارد قرارگاه اشرف میشدند دیگر با دنیای خارج ارتباطی نداشتند. بد نیست برای ادای حق مطلب خاطره ای از شما در جریان نشست های دیگ در ارتش سوم تعریف کنم تا شاید کمکی به بحث ما باشد.
بازهم باطلاع خانواده های متحصن رسانده و از آنها کمک بخواهید!
جواب همیشگی ما دربرابر این ادعاها این بوده که اولا قرار نبود که این فرزندان مظلوم ما که عالم دوزخ را در زمین خاکی تجربه کرده اند، جز برای مدت دو سه ماهی دراین کمپ لیبرتی مانده وقراربود برای حفظ جانشان به خارج ازمرزهای ایران منتقل گردند که اعزام قطره چکانی این عزیزان باوضع موجود وحرکات مشکوک رجوی، سه سال طول خواهد کشید که دراین مدت عده ی زیادی ازفرط دوری ازمردم وزندگی درقفس رجوی، دست اززندگی نکبت بار خود خواهند شست!
شعار ضد استعماری و اعمال استعمار پسندانه!
تعجبی ندارد وقتی مشاهده میکنیم که خانمی ازاصحاب رجوی، که دست مرشد اعظم اش دردست بزرگترین محصولات استعمار درقرن 19و20 (رژیم سعودی و دولت صهیونیستی اسرائیل) جای گرفته، میتواند” استعمار ستیز” باشد؟؟!! البته این استعمار ستیزی جدید را بیشتر باید بحساب شکست های این باند در جلوگیری از منعقد شدن این توافق و وحاصل عصبانیتی از کاراربابان استعمارگردانست و چیزی مشابه بدقلقی فرزند درمقابل پدر که گذرا ست!
وحشت رجوی ها از رو شدن سوابق تروریستی شان
رجوی ها در یکی از آخرین اقدامات هراس آلود شان، از زبان شورا نسبت به سخنرانی آقای روحانی، در کنگره 17000 شهید ترور که در آن اقدامات تروریستی و جنایتکارانه آنها را بار دیگر بیان کردند، واکنش نشان داده و در هراس از محاکمه شدن، کلا منکر اقدامات تروریستی شان شده اند. اما واقعیت و اسناد غیر قابل انکار آنقدر زیاد است که دیگر برای رجوی ها راه گریزی باقی نمی گذارد
خانواده ها مصمم، رجوی در وحشت (استمرار مراجعات خانواده ها به اردوگاه لیبرتی)
خبرهای رسیده حاکی است که سران فرقه رجوی تمامی پتانسیل روابط دیپلماتیک خود در سراسر جهان را بکار گرفته اند تا مانع حضور خانواده ها در مقابل اردوگاه لیبرتی شوند. برخی مسئولین بین المللی و عراقی نسبت به تلاش بی اندازه دستگاه فرقه ای رجوی در این رابطه ابراز تعجب کرده و می پرسند که مگر تعدادی غیر نظامی که حتی اجازه حمل موبایل و دوربین هم نداشته و اغلب مسن هستند چه تهدیدی می توانند برای امنیت اردوگاه لیبرتی و ساکنان آن داشته باشند که رجوی اینقدر از حضور آنان در پشت دیوارهای اردوگاه وحشت کرده است.