تلکس
حجاب اجباری، برابری و… در تشکیلات مجاهدین و دروغ های مریم رجوی – قسمت اول
در تشکیلات رجوی، زنان به هیچ عنوان حق ندارند بدون روسری باشند، حتی اگر روسری ها کمی عقب بود و کمی از موهای خانمی دیده می شد، ابتدا تذکر می دادند و در ادامه به وی تهمت و مارک های ناجور و زشت می زدند و آبروی آن زن را می بردند. آری مریم رجوی به شکل نوین و خزنده، سرکوب و اختناق را جاری می کرد و همچنان نیز در مناسبات فرقه رجوی این اختناق جاری است.
جاییکه فرصت طلبی نتیجه عکس می دهد
این سیاست و شیوه همیشگی رجویست که ابتدا یک خواسته بزرگ و نامعقولی که خودش هم می داند نا معقول است را مطرح می کند تا بلکه از خواسته اش در صد بسیار کمی را بگیرد. اما خودش هم می داند و ما هم می دانیم که سازمان ملل و آمریکا پشیزی ارزش برای این خواسته قائل نخواهند شد؛ و رجوی باید از عراق برود و او را می توان مانند کسی توصیف کرد که از سر استیصال و در حال غرق شدن در لجنزار تاریخی چگونه به هر خس و خاشاکی چنگ می زند تا برای خودش زمان بخرد و چند صباحی انحطاط خود و تشکیلات اش را به تعویق بیاندازد.
مروری کوتاه برآنچه در تشکیلات گذشت و نتایج آن
به هر حال رجوی برای اثبات این امر به صدام دایر براینکه اگر من نبودم از طرف شمال بغداد را گرفته بودند شروع به خوش رقصی به صدام کرد واین عمل را به خاطر آینده خودش و وجودش در عراق انجام داد چون خودش هم می دانست که بین ایران و عراق هرگز جنگ نخواهد شد و ماندنش در عراق به ضرر خودش می شود و یک روز چشم باز می کند وفقط یک قرارگاه خالی را نظاره می کند که امروز آن قرارگاه (اشرف) دیگر وجود ندارد وکمپ لبیرتی هم یک کمپ ترانزیتی است ومعلوم نیست برای چند سال ولی این برای من وبه سران فرقه رجوی روشن است که طولی نخواهد کشید آنجا را هم تخلیه می کنند واینها مقدمه های آینده بی آبرویی سیاسی و ایدئولوژیکی آن فرقه (سازمان مجاهدین خلق) خواهد بود
آقای علیرضا خالو کاکایی، فرقه ی رجوی گنجایش این تعریف ها وقول ها را ندارد!
شما فعلا مسئله ی اصلی مربوط به خانواده ها را لوث نکرده و پای رژیم را بمیان نیآورید که روابط بین رهبران شما و رژیم، ربطی به خواست ابتدائی وغیرسیاسی خانواده ها دایر برملاقات آزاد با فرزندان اسیر خود و… ندارد! تارسیدن روز موعود! ملاقات درایران، فعلا به مسئولین بی رحم خود فشار بیآورید که ترتیب این ملاقات آزاد وغیر کنترل شده ی نقدی را درکمپ لیبرتی فراهم سازند ومسئله را به نسیه ی موهوم حواله ندهید!
حضور حمیدرضا تدینی و همسرش صدیقه ندافی در دفتر انجمن نجات خراسان رضوی
آقای حمیدرضا تدینی و همسرش صدیقه ندافی برای پیگیری و اطلاع از برادرش مهدی تدینی که اسیر دست فرقه رجوی است به دفتر انجمن نجات خراسان رضوی در مشهد مراجعه کردند که مورد استقبال مسئول دفتر قرار گرفتند. بعداز توضیحات مسئول دفتر انجمن آقای حمیدرضا تدینی ضمن اظهار تاسف از وضعیت بوجود آمده برای برادرش توسط فرقه رجوی از این همه لجاجت و خودخواهی شخص رجوی متعجب بود و آرزو کرد هرچه زودتر برادرش از اسارت این فرقه تروریستی به کمک انجمن نجات و تلاش خانواده ها نجات پیدا کند.
حمایت رجوی ها از دزدان و آدمکشان
از ماهیت رجوی می توان فهمید که اکنون با این خبر به سر نیروهای خود خواهد زد که چگونه چند نفر توانستند با سلاح اینگونه با نیروهای انتظامی درگیر شوند و سعی می کند که مسئله را به اصطلاح نیروهای انقلابی!! داخل کشور ربط داده تا انگیزه نیروهایش را بالا ببرد. سئوال اصلی از رجوی و دستگاه دروغ پردازش این است که اگر روزی شما به قدرت برسید!! و با این گونه موارد مواجه شوید آیا با آنها شدیدتر از نیروهای امنیتی ایران برخورد نخواهید کرد؟ آیا این گونه جنایت و آدمکشی در درون حاکمیت خیالی شما مورد قبول می باشد؟ البته می توان دریافت که وقتی رجوی ها دزدان و قاچاقچیان و تروریست های آدمکش را انقلابی جا می زند و از این افراد که عمل مسلحانه و جنایت انجام دادند نیز حمایت کنند و در سایت هایشان به تعریف و تمجید از این جنایت بپردازند.
اسارت خانواده در چنگال فرقه رجوی
بغض آقای سعیدفر ترکید و با همان صدای بغض آلود ادامه داد که هنوز هم وقتی دو نفر سرباز به مرخصی می آیند و از دور آنها را می بینم بی اختیار به سمت آنها می روم انگار که برادرم به مرخصی دارد می آید ولی بعد از مدتی به خود می آیم و آهی می کشم و از ته دل برای نابودی این جنایتکاران دعا می کنم و از خداوند می خواهم تا شر این شیاطین روزگار را برای همیشه از روی زمین برچیند.
نامه به رضا حسن زاده – گروگان فرقه رجوی
نامه به رضا حسن زاده – گروگان فرقه رجوی
نامۀ آذر (مونا) حسین نژاد به دفتر کمیساریای عالی پناهندگان ملل متحد در عراق
برای همه واضح است که ساکنین لیبرتی آزادانه و باب میل خودشان زندگی نمی کنند و شدیدا تحت نفوذ و کنترل رهبران سازمان مجاهدین قرار دارند. سازمانی که از تمام راه های ممکن برای مغزشویی و کنترل اعضایش استفاده می کند. من تاکنون بارها برای ارتباط گرفتن با خواهرم در کمپ لیبرتی، تلاش کرده ام ولی موفق به هیچ گونه تماسی با او نشده ام. من حتی، برای خانم مریم رجوی، رهبر کنونی سازمان مجاهدین خلق ایران (P.M.O.I) ساکن پاریس، نامه ای نوشتم که در آن محترمانه و عاجزانه از ایشان تقاضا کردم که حداقل خواهرم تماسی با من داشته باشد تا جویای احوالش شوم ولی هیچ جوابی به من ندادند! و هیچ تماسی توسط خواهرم صورت نگرفت!
خشونت ذاتی مجاهدین خلق اصلاح نشدنی ست
در حالی که رهبر فرقه ی رجوی – جامانده از مقام ریاست جمهوری در ایران – مریم رجوی در مقام کذایی رئیس جمهور برگزیده ی مقاومت ایران برای مسیحیان هموطن پیام تبریک سال نو و میلاد عیسی مسیح می فرستد و برای جهان صلح و آزادی و بردباری و سازندگی آرزو میکند، سایت تبلیغاتی فرقه اش بند را به آب می دهد و ماهیت خشونت طلب فرقه را افشا می کند.
گذری بر وقایع مهم در سال ۲۰۱۴ و عملکرد مجاهدین
مجاهدین با جار و جنجال اعلام کردند که پرونده ۱۷ ژوئن بسته شد و ادعای پیروزی در این پرونده را هم داشتند. متاسفانه این پرونده با سئوالهای بسیار زیادی که بی پاسخ مانده است، بسته شد و اینکه چرا تعدادی اقدام به خودسوزی کردند و چه کسی به آنها دستور داده بود. البته همه می دانیم که بسته شدن پرونده ۱۷ ژوئن یک مسئله سیاسی بود تا مجاهدین اجازه بدهند بقیه اعضای باقی مانده در لیبرتی، به اروپا منتقل شوند. همانطور که در یک زد وبند سیاسی نام مجاهدین از لیست تروریستی آمریکا خارج شد تا مجاهدین پذیرفتند از اشرف به لیبرتی نقل مکان بکنند.
خانم رجوی، روضه خوانی آمریکایی ها یا تکدی گری از آمریکایی ها؟
شما به این هم بسنده نکرده و درخواست داده اید که حداقل ده درصد سلاح های شما را بازگردانند تا در برابر مهاجمین ایستادگی کنید!!! البته اینرا از قول خودتان نمی گویید بلکه از اسیران می خواهید چنین کنند. شما در امن و امان فرنگ هستید. از یک طرف از نیروها می خواهید که هویت مجاهد بودن خود را نفی نکنند و از طرف دیگر سلاح می خواهید که در داخل عراق با آن، مشتی پیرزن و پیرمرد جلوی نیروهای تروریست مهاجم را بگیرند!. یعنی دقیقاً جهت به کشتن دادن آنان… این اوج بی وجدانی شماست. چرا رهبران فرقه را با نفی هویت و حتی با تغییر اسم به اروپا منتقل می کنی اما زمینه را برای ماندن اعضای ساده در عراق مهیا می کنی و می خواهی آنها را به جنگ بکشانی که همگی کشته شوند؟