تلکس
ما که از اول گفته بودیم اینها مزدورند
طی این سالیان، جداشدگان همیشه تلاش می کردند که با ارائه اسناد و مدرک و استدلال، مزدور بودن همه حامیان مجاهدین و اعضای شورای به اصطلاح ملی مقاومت، را اثبات بکنند و خیلی هم موفق بودند. ولی اطلاعیه خود مسعود رجوی، موضوع دیگری است که در اصل اعتراف به درستی همه حرفهای ما جداشدگان است که همیشه می گفتیم، آقا اینها مزدورند و بخاطر دریافت پولهای کلان برای مریم رجوی، سینه چاک می دهند و همین آقای کریم قصیم تا یک سال پیش ماها را مزدور و مامور وزارت اطلاعات ایران صدا می زد.
روزهای عید در فرقه رجوی سخت تراز روزهای دیگر!
بچه ها بشدت مسئله دار و خسته از بلا تکلیفی و کارهای بیهوده و سخت در عراق بودند وهمه خدا خدا میکردند که ای کاش اتفاقی بیفتد و اصلا عیدی برگزار نکنیم چراکه هیچ لذتی از عید نمیبردیم! از سوی دیگر وقتی هم که مسعود و مریم میآمدند بایستی ساعتها به پیامهای نوروزی آنها گوش میدادیم. البته باید اینرا هم اضافه کنم که بیش از نیمی از بچه ها حین صحبتهای رجوی از شدت خستگی خواب بودند! حالا این همه ماجرا نبود.
درگذشت آندرانیک و جار و جنجال تبلیغاتی سران فرقه رجوی
جار و جنجالی که سران فرقه در مورد وفاداری و شور و شوق وی برای به اصطلاح اشرف نشینان!! و… زیاد هم درست نیست و تا زمانی که وی زنده بود خبری از این نامه ها و پیام ها نبوده و وقتی که دستش از دنیا کوتاه شده به یک باره جاودانه فروغ هنر و محبوب مردم ایران!! نام می گیرد.
رستم آلبوغبیش: خاطرات تلخ دوران اسارت در فرقه رجوی – قسمت سوم
تا قبل ازعملیات به اصطلاح مروارید رجوی فقط لایه های بالای فرقه را وارد انقلاب به اصطلاح ایدئولوژیک کرده بودند.اما با بالا گرفتن موج تناقضات اعضا دردرون فرقه بخصوص بعد ازعملیات وآشکارشدن دروغ های رجوی حدودا سال 71یا 72 بود که سران فرقه ابتدا تعدادی ازاعضای معترض به اقدامات رجوی را به زندانهای چک امنیتی فرستادند
روشنگریهای اعضای جدا شدۀ مجاهدین در جلسۀ پارلمان اروپا در مورد ماهیت فرقۀ رجوی
اعضای هیأت جدا شدگان سازمان مجاهدین در سخنرانیها و اظهاراتشان در پارلمان اروپا با افشای روابط و مناسبات به غایت بسته و ضد دموکراتیک در داخل سازمان مجاهدین خلق اعلام کردند که این سازمان به علت سیاستهای تروریستی و فرقه گرایانه و ضد ملی رهبری آن دیگر هر گونه پایگاه خود در میان مردم ایران را از دست داده و به یک سکت و فرقۀ خطرناک ضد انسانی تبدیل شده و ابتدایی ترین حقوق بشر را نقض کرده
حرف اضافه فرقه رجوی در خصوص حقوق بشر
کسانیکه در شکنجه گاه های شما توسط شکنجه گرانی همچون مهدی ابریشمچی حسین ابریشمچی مرتضی اسماعیلی حمید یوسفی سپیده ابراهیمی اسدالله مثنی و…. از شدت شکنجه از پا درآمدند و از بین رفتند و اجسادشان را شبانه در بیابانهای اشرف چال کردید به چه جرمی این حکم را برایشان در نظرگرفتید؟! همگی آنها تنها یک جرم داشتند و آن این بود که فرقه تروریستی شما راقبول نداشتند
ابر فرقه – قسمت دوم
تقریباً تمامی اعضا، تقابلات و مقاومت های شدیدی را شروع کردند ولی در سیستم بستۀ تشکیلات رجوی در اشرف نهایتاً تصفیه های گسترده ای صورت گرفت و خیلی از اعضا از رجوی جدا شده و عازم کشورهای دیگری شدند. اما دستگاه کنترل ذهن در عراق با اهرم های انقلاب ایدئولوژیک و عملیات جاری شکل گرفت و جوهرۀ تسلط سازمان بر نیروهایش در قالب از بین بردن دفاع روانی افراد با نشست های طولانی مدت و مستمر صورت پذیرفت.
ملاقات با خانواده مرحوم ابوئی
در پی اطلاع یافتن از فوت آقای ابویی راد از خانواده های فعال انجمن نجات استان مازندران توسط چند تن از دوستان بازگشته برای عرض تسلیت به دیدار خانم ابویی به منزل شان در بابل رفتیم. وی با دیدن بچه ها بسیار خوشحال شد و تشکر نمود. ابتدا خانم ابویی مقداری از همسرش صحبت کرده و در ادامه نیز هر کدام یک از بچه ها از وضعیت فرقه رجوی و نفراتی که در لیبرتی اسیر می باشند صحبت نمودند.
نامه دوم خانواده کریم نعلبندی به فرزند اسیرشان
نامه دوم خانواده کریم نعلبندی به فرزند اسیرشان برادرش میگوید تا زمانی که برادرم را فرقه رجوی آزاد نکرده ما از تلاش برای رهایی او دست بردار نخواهیم بود.
بصیرت بازیافته – قسمت هفتم
همچنانکه فوقا اشاره کردم بعد از تجاوز رژیم صدام به خاک کویت ومتعاقب آن، حملات بسیارشدید قوای آمریکایی با همیاری 32 کشورجهان ازجمله کشورانگلیس علیه عراق که فقط مردم محروم و بیدفاع عراق قربانیان آن بودند، ارتش شکننده صدام بتدریج متلاشی شد و صدام با توان نظامی ضعیف، عملا نمی توانست پاسخگوی تهاجمات هوایی آمریکا وچه بسا تهاجمات احتمالی زمینی برآید. لذا با توسل به سازمان مجاهدین، نیروهای خودرا ازمناطق شمالی کشوربه مناطق جنوبی گسیل داشت وبدین طریق ارتش آزادیبخش! رجوی، جایگزین ارتش صدام درمناطق شمالی عراق بمنظورسرکوب نیروهای بومی وخصوصا گروهای کردی شد و عملا درآن برهه، کمک قابل توجهی به بقای صدام داشت که امروزبایستی پاسخگوی آن جنایات باشد.
زن در ایران یا زن در فرقه ی رجوی؟ کدام یک به دنبال آزادی یواشکی است؟
مطالعه ی مصاحبه و خاطرات زنان جدا شده از این فرقه، گواه ظلمی است که طی چنددهه بر زنان عضو فرقه ی رجوی رفته است. ظلمی که نه تنها شامل حجاب و حتی پوشش اجباری یعنی یونیفرم ها و روسری های یک شکل و یک رنگ می شد، بلکه ازدواج و طلاق اجباری، کار اجباری، گزارش روزانه ی افکار و رؤیاها به صورت اجباری، شرکت اجباری در نشست های شستشوی مغزی، بیرون آوردن رحم و نهایتاً رابطه ی جنسی اجباری با شخص مسعود رجوی… را نیز در بر می گیرد.
داستان فرقه ی کثیف مجاهدین داستان سر بریدن عواطف انسانی ست – به کجا مراجعه کنم؟
آیا نباید اعضای گروه مجاهدین در یک فضای باز سیاسی و از تریبون آزاد جهانی بدون هیچ ترس و واهمه ای نقطه نظراتشان را اعلام کنند؟ اگر این بچه ها با میل خود در این گروه فعالیت میکنند پس چرا نجات یافته گان از این جهنم تمایلی به ادامه ی همکاری با این فرقه ی تروریستی ندارند؟