سال سرنگونی، دروغ هرساله رجویها

خاطره ای از مکی رفیعی عضو سابق سازمان مجاهدین درطی 5 سال دوران اسارتم در پادگان اشرف خاطراتی که هیچگاه از ذهنم پاک نمی شود، ادعای سرنگونی رژیم ایران توسط سرکردگان این فرقه بطور مستمر در مراسم عید نوروز هرسال بود. تکراری شدن این ادعاها باعث شده بود که دربین اعضا به موضوع مضحک تبدیل شود. مثلا درمحافل خصوصی بچه ها به طعنه می گفتند که سرکردگان سازمان دروغ سیزده را درهمان مراسم سال تحویل می گویند. درسال 84 به هنگام مراسم تحویل سال که مژگان پارسایی به عنوان مسئول آن در مراسم حضور داشت باز همان دروغ های همه ساله را تکرارکرد. وی ابتدا گفت هرچه آزمایشات سخت تری را پشت سربگذاریم آبدیده تر و محکمتر می شویم. سپس به بریف سیاسی اعضا پرداخت. وبعد از کلی آسمان و ریسمان کردن با جمعبندی اینکه مسیر تحولات به نفع سازمان در جریان است نتیجه گرفت که چون تضاد سیاسی امریکا و ایران فعالتر شده و احتمال حمله نظامی به ایران می رود، باید خودتان را از لحاظ جسمی و روحی امسال آماده سرنگونی کنید. من زیرلب گفتم چطورسرنگون کنیم؟ با کدام سلاح ‌و کدام حمایت؟ حسین کاغذیان از اعضای قدیمی سازمان که درسازمان به یک تیپ محفلی معروف است گفت: بی خیال 25 سال است که این موضوع سرنگونی را به خوردمان میدهند. زیاد خرده نگیر. وبعد به اتفاق هم خیلی به این حماقت سرکردگان فرقه رجوی می خندیدیم. صرف نظر از این دجالگریها در مناسبات این فرقه اصلا بوی عید را نمی شد احساس کرد. ازیک هفته قبل ازعید برنامه آماده سازی عید و آماده کردن سالن اجتماعات برای تجمع نیروها داشتیم. و حجم کار به قدری فشرده شده بود که گاها تا دوساعت بعد از سال تحویل ادامه داشت. ما مجبور بودیم با خستگی مفرط و سر و وضع نامناسب فقط برای شنیدن چرندیات سیاسی سرکردگان در مراسم حاضر شویم. همه چیز رنگ اجبار و تحمیل داشت. از شرکت در برنامه های هنری تا میهمانیهای یگانی و نحوه پوشیدن لباس و خلاصه همه چیز از بالا به ما دیکته می شد. به خاطرهمین عید هم رنگ و بوی اجبار داشت و اعضا بقدری تحت فشار بودند که ترجیح می دادند چند روزعید را فقط استراحت کنند. سرودها و ترانه ها تماما در وصف مسعود و مریم بود. وحتی سوژه حاجی فیروز و عمو نوروز هم از قبل مورد چک امنیتی قرار می گرفتند. وهرساله عوض می شدند یکی از حاجی فیروزهای معروف به نام حسین عبداللهی 4 سال بایکوت تشکیلاتی شده بود. و دیگر به او اجازه ندادند که نقش حاجی فیروز بازی کند.خلاصه و دریک کلام رجویها با آوردن فشار طاقت فرسای جسمی و روحی – روانی عید ما را به عزا تبدیل می کردند.
من بعد ازسالیان طعم عید را برای اولین بار و بعد از فرار از جهنم اشرف و در دنیای آزاد و کنار خانواده ام احساس کردم. آرزو می کنم عید سال آیند ه شاهد آزادی کلیه اسیران و نابودی قطعی تشکیلات جهنمی رجویها باشیم.
نوروز به همه اسیران وخانواده ها ی قهرمان آنها مبارک باد.

دیگر مطالب

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.