تلکس
خدا را شکر که فرزندم از جهنم رجوی در عراق نجات یافت
وقتی خبر انتقال مجید محمدی گل افشان اسیر فرقه رجوی از عراق به کشور آلبانی را به برادرش رشید دادم او خیلی خوشحال شد و عنوان نمود که همین الان به مادر پیرم خبر خواهم داد که مجید از جهنم رجوی جنایتکار نجات پیدا کرده است. او بعد از چند روز به دفتر انجمن آمده تا پیام مادرش که به نفرات انجمن تبریک گفته را برساند و عنوان نمود که بالاخره فرزندم از جهنم رجوی در عراق نجات پیدا کرده است و الان هم انتظار این را دارم که به کشور آلبانی رفته تا با فرزندم مجید ملاقات کنم و او را به نزد خود و دیگر اعضای خانواده برگردانم.
خاطره ای از تحویلدهی سلاح به قوای اشغالگر امریکایی
جالب توجه اینکه دستوراکید آمده بود که درآن پروژه رزمندگان مطلقا نباید به سلاح انفرادی تجهیزشوند چراکه تهدید اینستکه زودی عصبانی شوند وامریکاییها را به رگبار ببندند و کاردست ما بدهند!!؟ خلاصه با هرمشقاتی بود منطقه ای که خود امریکاییها مشخص کرده بودند با صرف چندین روز انرژی وتکرارآمد وشد به آن منطقه پروژه به اتمام رسید وتمام ارتش رجوی دریک لحظه بتوسط بالگردهای امریکایی منفجر و دود شدند وارتش رجوی با ازدست دادن سلاح بی ناموس شد!!
نامه ای به مادرم (طیبه نوری) در آلبانی
امید وارم که حالت خوب باشد وقتی شنیدم که بعد از چندین سال در عراق شما را به کشور البانی منتقل کردند خیلی خوشحال شدم و از طرفی ناراحت بودم که چرا پدرم را همراه شما به آلبانی منتقل نکردند من الان برای خودم یک خانمی شدم اگر بخواهم برای شما توضیح دهم که چگونه و با چه سختیهای زندگی بزرگ شدم بایستی یک کتاب برای شما بنویسم بعضی وقتها با خودم فکر می کنم که این چه بلایی بود که بر سر من آمد پدر و مادری که حاضر نبودند حتی برای یک ساعت مرا ترک کنند الان چندین سال است که مرا ترک کرده اند پس عاطفه پدر و مادری کجا بایستی خودش را نشان دهد
چرا خانواده ها فرقه رجوی را شکنجه می کنند!
خانواده ها خاری هستند در گلوی رجوی و سرانش. در واقع همین خانواده ها بودند که رجوی و سرانش را خار و ذلیل کردند و باعث شدن تعداد زیادی از افراد اسیر اقدام به فرار و به دنبال زندگی آزاد خود بروند و برای آینده خودشان تصمیم بگیرند رجوی و سرانش دشمن شماره یک خانواده ها به شمار می روند و خوب می دانند که خانواده ها باعث می شوند دیوار تشکیلات آنها فرو بریزد در این رابطه فرقه رجوی کتاب های من در آوردی زیادی در رابطه با خانواده ها به چاپ رساند
از کوزه همان تراود که در اوست
پس از مدت ها ادا و اطوار ضد تروریستی!! و ادعای کنار گذاشتن جنگ مسلحانه، بلاخره رجوی نتوانست تحمل کند و از زبان «سخنگوی فرقه در اسلو (پایتخت نروژ)» ماهیت تروریست و خشونت طلب خود را با درخواست سلاح، بار دیگر عیان نمود. هر چند این پیام تهدید آمیز همچون پارس خوابیده است، اما این پیام با ماهیت رجوی (ماهیت تروریستی) همخوانی کامل دارد
بگو دوستت کیست تا بگویم تو کیستی!
پس اظهار شادمانی تان ازاین اظهارات غیرقانونی وجنگ طلبانه ی جان بولتن وحشی نشان میدهد که فکر میکنید که این اظهارات وافکار غیر انسانی او بنفع شماست وتصمیم گرفته اید اگر دست داد با موافقت با تمامی امر ونهی های آمریکا که جز به تمامی جهان راضی نیست، به حکومتی مزدور بدل شوید؟!
تاکتیک کودکانه فرقه رجوی در آلبانی، تعهد به معبد پرچم!!
بر اساس اخبار موثق رسیده از تیرانا، فرقه رجوی در مجاورت در خروجی ساختمان سکونتشان، پرچمی قرمز رنگ به نشانه خط سرخ و مرزسرخ قرار داده اند، و طی جلسات متعدد گفته اند، این پرچم همان پرچمی است که رجوی در دستش در عراق و در نشستها گرفته بود و این همان پرچم هیهات مناالذله ما است. این پرچم سلاح ما در مقابل غرب زدگی و زندگی طلبی است.
نامه فاطمه ظفری به نخست وزیر عراق
عاجزانه از شما تقاضا می کنم با تدبیر و حق میزبانی که دارید اقدامی اتخاذ کنید و به این جدایی 25 ساله خاتمه دهید شاید ما بتوانیم فرزندان خود را ببینیم و مانند خیلی ها که در فراق عزیزان خود از این دنیا رفتندو آرزوی دیدن عزیزشان را به گور بردند، ما به این آرزو برسیم. رجوی یکی از ریشه های تروریست در منطقه است از حق میزبانی خود استفاده کرده و برای ما شرایط دیدار را فراهم کنید، شما را به خدا فکری بکنید تا فکرتان کمکی برای ما باشد.
در صورت ملاقات خانواده در لیبرتی جام زهری که رجوی باید سر بکشد
بعد از ملاقات خانواده ها در سال 82 در اشرف با نفرات اسیر خود در فرقه و ریزش زیاد نیرو سران فرقه به این نتیجه رسیدند که دیگر اجازه هیچگونه ملاقاتی داده نشود تا بتوانند جلوی ریزش نیرو را بگیرند در همین راستا سعی نمودند با مزدور و مهره اطلاعاتی خواندن زنان و مردان پیر این کینه را در دل اعضای خود بکارند تا آنان بصورت افسار گسیخته بدترین توهین ها را علیه خانواده های خود انجام دهند و رجوی شیاد نیز از این کار سر مست و خوشحال بود ولی با تمام شیادی های سران فرقه باز هم نمی توانستند جلوی فرار اعضا را بگیرند و در طی این سالیان تعداد زیادی از فرقه فرار کرده و به نزد خانواده هایشان بازگشتند.
رضا رجب زاده: با افتخار در جمع خانواده های دردمند ترک زبان اردبیل قرار گرفتم
درحالیکه شدیدا بغض داشتم ودردرونم به رجوی نفرین میکردم روبه به مادرپیروسالمند گفتم” جانم مادر. مشکلت چیه؟ اوریزریزبا زبان ترکی میگفت وفرزندش ترجمه میکرد” مشکلم چیه! الهی خدا رجوی را لعنت کند. عصای دستم را گرفته است. نزدیک به 30 سال است که فرزندم امین عبدلی به دست رجوی اسیرشده وازما دورشده است. همه جا رفتم. با پسرم ودیگرعزیزانم به عراق هم رفتم ولی نتوانستم امینم را ببینم. آخرچهره سالخورده من رجوی را ناراحت نمیکند که دلش به حال من بسوزد وفرزند بیسواد مرا روانه خانه وکاشانه اش بکند!؟ خدایا حق من این نیست که اینقدراذیت شوم ولی ازتو میخواهم حق رجوی را که نیست ونابودی است کف دستش بگذار…..”
بور شدن صد باره رجوی ها در زمینه برنامه هسته ای ایران
اما رجوی ها با خوش خدمتی که از سالیان پیش با دول غربی سر برنامه اتمی ایران داشتند شاهد هستیم که به نتیجه ای نرسیدند، اگر به کارنامه فرقه در رابطه با پرونده اتمی ایران یک نگاه اجمالی بیندازیم می بینیم که چه هزینه های هنگفتی را متحمل شدند تا توسط لابی های خود در غرب تضاد بین ایران با غرب را تشدید کنند که هر بار با هوشیاری مسئولین ایرانی تیرشان به سنگ خورده و دستاوردی حاصل نشد، رجوی اعتقاد داشت بعد از صدام نوبت ایران است و کیسه گشادی برای خود دوخته بود معتقد بود فلش آمریکا به سمت ایران خواهد رفت و روی همین تحلیل آبکی، حساب باز کرده بود، حالا که این پرونده در شرف بسته شدن است باید بگوئیم باز هم بور شدی نه برای یک بار بلکه برای صد بار.
دستور قتل جداشدگان توسط رجوی
روزی در نشستی که در یکی از مقرهای بغداد بنام مقر جلال زاده با رجوی داشتیم برگشت گفت: اگر که پیروز شدیم که شدیم اما اگر روزی شکست خوردیم هرکس که زنده ماند باید لااقل یکی از کسانی که از ما جداشده است را در هرکجای جهان که باشد بکشد! و بدنبال آن اینگونه صحبتش را تکمیل کرد که اگر آن جدا شده در ایران باشد که او را میکشید و حتما بعد خودتان هم دستگیر میشوید یا سیانور میخورید و خلاصه شهید میشوید که این رسیدن به آرزویتان است اگر هم درخارج از کشور بودید که زندانهای خارج مانند هتل 4 ستاره است.