آیا البانی در ادامه همان اشرف و لیبرتی نیست

خوشبختانه تعداد زیادی از نفرات توانسته اند به کمک خانواده ها و سازمان ملل از عراق خارج شده و به کشورهای دیگر بروند خصوصا کشور البانی که تعداد زیادی را پذیرفته است اما متاسفانه می بینیم که سازمان مجاهدین خلق و رهبری مجاهدین مسعود رجوی و مریم رجوی همچنان می خواهند انها را اسیر نگه دارند و با اینکه وارد دنیای ازاد شده اند اما همان قفسی که در اشرف و لیبرتی وجود داشت را دوباره در انجا پرپا کنند و دست و پای این نفرات را در انتخاب یک زندگی ازاد ببندند.از ارتباط با خانواده گرفته تا دسترسی به مطبوعات و اینترنت ازاد و تلفن و ارتباط با محیط پیرامون خود.این حق هر انسانیست که زندگی ازاد داشته باشد و خود بتواند بر زندگی و سرنوشت خود تصمیم بگیرد و نه دیگران در هیچ جای دنیا چنین چیزی وجود ندارد الا در درون فرقه ها که به انسانها اجازه ارتباط با محیط پیرامون را نمی دهند اجازه نمی دهند که افراد خودشان مسیر زندگی شان را تعیین کنند.
برچه اساسی و بر طبق کدام قانونی باید افراد اسیر و برده رهبر یک سازمان باشند در کدام سازمان سیاسی چنین رسم و رسومی وجود دارد در کدام حزب و یا سازمان سیاسی افراد نمی توانند خود تصمیم بگیرند که با چه کسی رابطه داشته باشند ازدواج بکنند و یا ازدواج نکنند یا حتی از طرف رهبری سازمان ممنوع ارتباط با خانواده خودشان باشند تا انجا که من میدانم در هیچ دین و ائینی چنین چیزی وجود ندارد.
به چه دلیل دوباره تجربه هزار بار شکست خورده عملیات جاری نشست غسل هفتگی و دهها کار ضد انسانی دیگر که در اشرف و لیبرتی برقرار بوده دوباره باید در البانی برقرار شود و دست و پای افراد را اینگونه ببندند و مانع انتخاب ازادانه افراد برای انتخاب نوع زندگی شان باشند.مسعود رجوی بیش از ۳۰ سال است مشغول کاشت کینه و نفرت در قلب افراد است او میخواهد که افراد نسبت به خانواده خود به جای عشق کینه داشته باشند او میخواهد زنها و مردها را از داشتن یک زندگی انسانی همچون هفت میلیارد انسان محروم کند این چه مبارزه ای است که پدر مادر خواهر برادر دوست و اشنا زن و شوهر دشمن هستند این چه مبارزه ای است که من نمی توانم بر سرنوشت خودم تصمیم بگیرم فقط میتوان اینگونه گفت که فقط در فرقه ها اینگونه است که انسانها در انتخاب نوع زندگی شان هیچ اختیاری ندارند مسعود رجوی و مریم رجوی میخواهند البانی را به اشرف دیگر تبدیل کنند و باز اش همان و کاسه همان فقط نوع قفس را عوض میکنند از یک قفس کوچک به یک قفس بزرگتر و اینبار البانی و یا هر کشور دیگر.
البته خود افراد کسانی که از عراق خارج شده اند و به کشور البانی یا هر کشور دیگری امده اند نباید بگذارند که این زنجیردوباره توسط مجاهدین بر گردنشان بسته شود و اسیر دست کسانی باشند که بیش از سی سال است نه به ما رحم کرده اند و نه به خانواده مان و نه به سرنوشت و زندگی مان انها به تنها چیزی که فکر میکنند رسیدن به قدرت به هر وسیله است و ما همیشه فقط ابزار دست اینها بودیم و نه چیز دیگر.
چند روز پیش بود خبر درگذشت میرزاقا را در گوشه کناراینترنت دیدم و وقتی خبر انرا که از طرف مجاهدین اعلام شده بود را هم نگاه کردم واقعا بصورت بی شرمانه ای هر چه که توانسته بودند به این پیرمرد که دیگر در این دنیا هم نبود گفته بودند.پیش خودم میگم واقعا خدایا اینها دیگر کی هستند در کدام مرام و مسلک اینچنین است در کدام دین و ائین اینطوری به یک انسان که خدمت کرده توهین میکنند. بهر صورت این افراد اسیر هستند که باید خود تعئین کننده سرنوشت خود باشند و تا زمانی که اراده نکنیم این کار میسر نمی شود مگر اینکه خودمان بخواهیم بر سرنوشت خودمان حاکم باشیم و باید مطمئن باشیم نه مسعود رجوی و نه مریم رجوی و نه هیچ کدامشان دلشان برای ما نمی سوزد انها ما را به چشم یک وسیله نگاه میکنند و بس هر چه که میگویند دروغ است انها با دروغ زندگی میکنند و با مشتی دروغ وعوامفریبی و نیرنگ عمر نسل ما را بر باد دادند نسلی که توسط مسعود رجوی نابود گشت مسعود رجوی حتی جسارت این راندارد که اینهمه اشتباه که نتیجه اش ویرانی نسل ما بود را به عهده بگیرد پس چگونه این فرد میتواند صلاحیت داشته باشد که حاکم جان ومال وناموس ما باشد پس این ما هستیم که باید انتخاب کنیم که چگونه زندگی کنیم و تا زمانی که تصمیم و اراده نکنیم اینان زنجیرشان را بر گلویتان محکم تر خواهند کرد اجازه نخواهند داد همچون هفت میلیارد انسان زندگی کنید من نمی گم که به کدام دین و ائین بروید هر دین و ائینی که خود دوست دارید اما پیش از ان باید زنجیر اسارت را خودتان از پایتان باز کنید و دنیا را همانگونه که هست ببینید نه انگونه که رجوی به دروغ به شما نشان میدهد.

منصور نظری

دیگر مطالب

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.