عملکرد سازمان مجاهدین خلق

پروپاگاندای رسانه ای فرقه رجوی بر علیه آقای ایرج مصداقی، تا کجا ادامه خواهد یافت؟

اگر بگویم بخش عمده انرژی رسانه ای و تشکیلاتی فرقه رجوی برای بدنام کردن آقای ایرج مصداقی صرف می شود بی راه نبوده است.
عمله های رجوی همراه وی در کارگاه شیطان شبانه روز مشغول بکارند. تا قامت انسانی را بر زمین بزنند.

ایرج مصداقی

روزی نیست که رسانه های رسمی و غیر رسمی مجاهدین مطلبی بر علیه آقای ایرج مصداقی درج نکرده باشند.

از تولید خاطرات زندانیان در ارتباط با او گرفته تا صدها مطلب و مقاله و لیست هایی که بر علیه او انتشار داده می شود.

اخیرا نیز سناریوی جدیدی توسط سران فاسد و بدنام مجاهدین طراحی و در برخی از سایت های معلوم الحال این فرقه نشر داده شده است.

در تاریخ ۲۸ فروردین سایت باصطلاح «همبستگی ملی» بار دیگر پروژه لجن پراکنی خود بر علیه آقای ایرج مصداقی را مثل داستانهای هزار و یک شب کلید زد.

قلم به مزد مجاهدین در سناریوی جدید خود می نویسد: «هم ساواک و هم اطلاعات آخوندی بسیاری از کاندیداهای خود را برای نفوذ در درون گروههای مخالف از میان زندانیانی انتخاب می کردند که در هم شکسته بودند و با بازجویان و شکنجه گران همکاری می کردند. همچنین ساواک و اطلاعات آخوندها بسیاری اوقات ماموران ناشناخته خود را با صحنه سازی تحت عنوان مخالف زندانی می کردند و پس از پایان محکومیت نمایشی و آزادی، آنها را به صفوف مخالفان نفوذ میدادند».

سپس از مزدوران معلوم الحال خود فاکت می آورند بله ایراج مصداقی از همان سال ۱۳۶۰ نفوذی بوده است!

البته در اینحا قصدم بانشر مزخرفات فرقه رجوی بر علیه آقای مصداقی و اینکه در زندان در آن سالها چه گذشته نیست ولی سوالی که مطرح است اینکه : راستی آقای مصداقی چه کرده است که اینگونه رجوی شب و روزش به لجن پراکنی بر علیه ایشان می گذرد؟ و سوال بعدی اینکه رهبران مجاهدین چقدر در این پروپاگاندای رسانه ای بر علیه ایشان موفق بوده اند؟

بنظرم درست ترین پاسخ این است که آقای ایرج مصداقی از جمله کسانی است که توانسته است همپای سایر جداشدگان و خانواده های دردمند اعضای گرفتار، گند و کثافت فرقه رجوی و مناسبات بغایت ارتجاعی و مزدوری این گروه را طی سالیان گذشته در معرض دید افکار عمومی در سطح بین المللی و داخلی قرار داده و تاثیرات چنین هجمه رسانه ای را بی اثر سازند.

شاید گزیدگی سران فاسد و بدنام مجاهدین از این عضو پیشین و نویسنده ساکن سوئد افشای مواضع ضد ایرانی و مزدوری آنان به بیگانگان و به چالش کشیدن ساختارها و عملکرد این فرقه در دههای گذشته باشد.

نامه‌ی سرگشاده به مسعود رجوی تحت عنوان «گزارش ۹۳ » یکی از ماندگارترین اقدامات ایشان بحساب می آید. چرا که رجوی هرگز حاضر نشد شخصا بدان پاسخ دهد. دادخواستی که هرگز مشمول مرور زمان نشده و هنوز هم پاسخ رجوی به آن مطالبه انبوه ایرانیان آزاده در سرتاسر جهان، اعضای جداشده و حتی هواداران این گروه است.

تلاش مجاهدین برای بدنام کردن آقای ایرج مصداقی صرفا به پروپاگاندای رسانه ای ختم نمی شود. آنان حتی تلاش کردند به زور و اجبار محمد رجوی فرزند مسعود رجوی را نیز وادار به موضع گیری بر علیه ایشان کنند. این نشان می دهد ضدیت هیستریک رجوی بر علیه مخالفانش تا کجا کوس رسوایی او و سازمانش که ادعای دموکراتیک بودن دارند را بر بام عالم بصدا درآورده است.

به نوشته سایت خبری-تحلیلی ژئوپولتیک در ۲۵ فروردین محمد رجوی فرزند مسعود رجوی رهبر فرقه مجاهدین می گوید اخیرا تنی چند از عوامل فرقه مجاهدین تلاش کردند از طریق کارفرمای وی او را تحت فشار قرار دهند تا بیانیه ای علیه ایرج مصداقی را امضاء کند!

در این نامه، آقای ایرج مصداقی، عضو جدا شده از مجاهدین به عنوان عامل وزارت اطلاعات ایران معرفی گردیده و به او اتهام جاسوسی زده می شود. این در حالی است که محمد رجوی پسر مسعود رجوی مدتی است که از این گروه جدا شده و خود یکی از منتقدین شدید به عملکرد این فرقه است.

بنابراین آقای محمد رجوی بدلیل فشارهای سازمان مجبور شده از مجاهدین شکایت کند و یک پرونده قضایی در همین راستا به راه انداخته است.

به گفته آقای محمد رجوی متن این نوشته توسط دو نفر از مسئولین شناخته شده مجاهدین تهیه شده بود. یکی محمد محدثین که به بهنام در مجاهدین معروف است و دیگری محمد سادات خوانساری که به ادیب شهرت دارد.

به گفته آقای محمد رجوی این نامه بعنوان سند موجود است.

نتیجه اینکه علیرغم هجمه سنگین رسانه ای رهبران مجاهدین بر علیه آقای ایرج مصداقی این خود مجاهدین هستند که هیچ گاه از نام نیکی برخوردار نبوده اند.

نام این گروه بعنوان یک فرقه سیاسی – مذهبی در تاریخ سیاسی معاصر ایران و جهان به ثبت رسیده و رهبران فاسد و بدنام آنان نیز بعنوان چهره هایی منفور به واسطه انبوه جنایت و خیانت و وطن فروشی هایشان در ایران و خارج از مرزهای ایران شناخته اند.

اکنون نیز این مجاهدین هستند که در مسیر اضمحلال در آلبانی قرار گرفته و هر روز از تعدادشان چه در قاب فوتی ها و چه در قاب جداشدگان کم می شود. و کسی دیگر به این فرقه بدنام نمی پیوندد.

اما علیرغم وضعیت فلاکت بار مجاهدین با نیروهای از کارافتاده، پا به سن گذاشته و مریض در کشور آلبانی، رهبران آنان همچنان در حال رویا پردازی می باشند.

باید گفت رهبران مجاهدین هیچ چیزی از خود ندارند. آنها فقط به سیاست های ضد ایرانی جناح های جنگ طلب آمریکا، شیوخ عربستان و اسرائیل به ایجاد جنگ در ایران چشم امید دوخته اند تا از قِبل آن بهره مند شوند. در صورتیکه همین مسئله هم ، رویا پردازی است و نشان می دهد که آنها چقدر از واقعیت های جامعه مردم ایران دور شده و در توهم به سر می برند.

نویسنده : سعید پارسا

مطالب مرتبط

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

دکمه بازگشت به بالا