چهارشنبه, ۱۰ تیر , ۱۴۰۵

تلکس

جدیدترین پست‌ها از تمام بخش‌های سایت
تاملی بر نقطه نظرات خانواده ها پس از سفر به اشرف ـ قسمت چهارم 20 آذر 1389

تاملی بر نقطه نظرات خانواده ها پس از سفر به اشرف ـ قسمت چهارم

باید سازمان را زیر فشار بگذارند تا ما خانواده ها امکان ملاقات با بستگانمان را داشته باشیم اگر نهادهای حقوق بشر بین المللی فقط شعار بدهند و از خانواده های حاضر در اشرف حمایت نکنند که این کار ارزش ندارد. به نظر من صلیب سرخ جهانی یا سازمان هایی که در رابطه با چنین مسائلی فعالیت دارند و با آن مرتبط هستند باید کاری کنند. وقتی که سازمان با آن همه بوق و کرنا همه خانواده ها را خائن خطاب می کند و یا پدر و مادرها را مزدور خطاب میکند باید سازمان های بین المللی به درب ورودی اشرف مراجعه کنند و از نزدیک ببینند که آیا این خانواده ها مزدور هستند؟

مجاهدین و شروع اوج ذلت و فریب کاری 20 آذر 1389

مجاهدین و شروع اوج ذلت و فریب کاری

. اوج این انقلاب زمانی شد که رجوی دید همه مثل خودش غرق مسائل جنسی نیستند و برای اثبات خود دست به مارک زدن کرد و صحنه های جداسازی با نام ماموریت و یا همان وارد شدن تمام نفرات به انقلاب با شعار خنثی سازی شعبه سپاه پاسداران در درون تشکیلات شروع شد. و این بحث برای کسانی که زندانی سیاسی و هوادار بودند خیلی خوب وخوشایند بود. اول نفراتی راکه بعد از سی خرداد دستگیر شده بودند ولی چندان شناخته و یا لو نرفته بوده و سریع آزاد شده بودند رجوی می گفت شما نفوذی هستید

گزارش تصویری از اعتراض مردم عراق نسبت به حضور مجاهدین در کشورشان 20 آذر 1389

گزارش تصویری از اعتراض مردم عراق نسبت به حضور مجاهدین در کشورشان

صدها نفر از عراقی‌ها و ایرانیان ساکن عراق در اعتراض به ادامه حضور گروه مجاهدین در خاک این کشور تظاهرات کرده‌اند. تظاهرات کنندگان مقابل دفتر مرکزی و مرکز آموزش گروه مجاهدین موسوم به پایگاه اشرف در استان دیاله عراق تجمع کردند و خواستار اخراج این گروه تروریستی از عراق شدند. در میان معترضان همچنین برخی از اعضای خانواده گروه مجاهدین خلق نیز به چشم می‌خوردند که خواستار رهایی فرزندانشان از این پایگاه تروریستی بودند.

بیست و پنج سال اسارت در فرقه رجوی – قسمت چهارم 18 آذر 1389

بیست و پنج سال اسارت در فرقه رجوی – قسمت چهارم

سازمان 25 سال از بهترین سالهای عمرم را از من گرفت و تازه طلبکار ما نیز توسط مسئولین هست و میگفتند که شماها مسعود و مریم رجوی را پیر کرده اید. کسی نبود که از آنها بپرسد پس عمر تلف شده ما در این مدت چه میشود. ما بهترین سالهای عمرمان را برای هیچ و پوچ در اشرف تلف کرده ایم. اگر من در بیرون بودم در این بیست و پنج سال میتوانستم به درجات بالای تحصیلات برسم و برای خودم زندگی آبرومندی داشته باشم

نامه سرگشاده خانم بتول ملکی به آقای نوری المالکی 18 آذر 1389

نامه سرگشاده خانم بتول ملکی به آقای نوری المالکی

من به عنوان یک زندانی سابق مجاهدین و به عنوان یک مادر که بسیاری از مادران هم اکنون از دیدار فرزندانشان بخاطر منع مجاهدین از دیدار آنها محروم هستند، از طرف خود و دوستانم از جنابعالی می خواهم که به این گونه تشبثات و حرف های بدون منطق پارلمانترهای استخدام شده مجاهدین در اروپا وقعی ننهاده و از شما می خواهم که این تروریست های به رهبری مریم و مسعود رجوی را از خاک خودتان طبق قوانین کشورتان اخراج کنید.

شهروندان هلندی از خانواده های متحصن در درب اشرف حمایت کردند 18 آذر 1389

شهروندان هلندی از خانواده های متحصن در درب اشرف حمایت کردند

کانون وبلاگنویسان طی دو هفته با ایجاد یک آکسیون روشنگرانه برای مردم هلند ؛ از آنها جهت حمایت از خانواده های متحصن در اطراف مقر گروگانهای مجاهدین خلق در عراق یاری طلبید.و با برگزاری جلسات خیابانی توضیحات نسبتا کاملی به شهروندان علاقمند نسبت به مسائل ایران داده شد و با توضیح مواضع سازمان مجاهدین ؛خانواده ها و جمهوری اسلامی نسبت به گروگانهای اشرف از آنها خواسته شد که در صورت تمایل برای امضا بعد از فکر کافی در این باره و تحقیق و بررسی ؛ روز بعد در این محل حاضر شده و برای حمایت امضا کنند

خاطرات تلخ از فرقه رجوی که هرگز فراموش نمی شود 18 آذر 1389

خاطرات تلخ از فرقه رجوی که هرگز فراموش نمی شود

بلافاصله مسئولین ریختند و اجازه ندادند کسی به آسایشگاه نزدیک شود. علیرضا امام جمعه یکی از فرماندهان مسئولان پاکسازی و انتقال جسد بود جسد و وسایل به خون آغشته شده را از جمله پتو و موکت و….. را بایک خودرو (جیپ) از منطقه منتقل کردند طوری آسایشگاه را پاک کردند که هیچ اثری از خون و….. بجای نماند. هیچ کس نفهمید چه اتفاقی افتاد اما بعداً می گفتند در نشست که مسئول آن شهرزاد اسدی بوده آنقدر به وی فشار اورده بودند که دست به خودکشی زده بود.

نگاهی به تحصن ده ماهه خانواده ها و تهدید های توخالی سرکرده فرقه رجوی 17 آذر 1389

نگاهی به تحصن ده ماهه خانواده ها و تهدید های توخالی سرکرده فرقه رجوی

از یاوه گویی ها وچرند بافی ها وادعای پیامبری این مزدور اجاره ای صدام و روضه خوانی های رذیلانه وداستان سرایی های مسخره وتهوع آور وبی نتیجه این موجود پست فطرت که بگذریم _ چنین پیامی تنها یک نکته مهم درخود دارد وآن چیزی نیست چون تهدید خانواده های متحصن و جداشدگان وافشاگران ومنتقدان این فرقه مذهبی تروریستی

از دیپلماسی انقلابی تا دیپلماسی سرکاری – قسمت دوم 17 آذر 1389

از دیپلماسی انقلابی تا دیپلماسی سرکاری – قسمت دوم

برای نمایندگان احزاب چپ اروپائی در همان 30 ژوئن امسال مشخص شد که آنها نمی توانند در کنار جنگ طلبان آمریکائی مانند جان بولتن و دیگران قرار بگیرند. تعداد نمایندگان اروپائی که در 30 ژوئن امسال از مجاهدین حمایت کردند چند برابر بیشتراز تعداد نمایندگانی بود که در 10 آذر حضور پیدا کرده بودند. عدم حضور این تعداد در نمایش 10 آذر بسیار چشمگیر بود و نشان می دهد که مجاهدین برای پیدا کردن چهار تا آدم صاحب نام دچار چالش سیاسی شده اند.

هشدار درباره وقوع فاجعه انسانی در اردوگاه اشرف 17 آذر 1389

هشدار درباره وقوع فاجعه انسانی در اردوگاه اشرف

بار دیگر بنیاد خانواده سحر یکی از سازمانهای ایرانی حقوق بشری در عراق، با توجه به سیاستهای ظالمانه و ضد بشری سازمان تروریستی خلق در استان دیالی و اردوگاه اشرف (عراق جدید)، به سازمانهای جامعه مدنی و حقوق بشری و دولت عراق نسبت به وقوع فاجعه ای انسانی در میان اعضای اسیر و دربند این سازمان هشدار داد. این فاجعه انسانی با بروز خودکشی و کشتار دسته جمعی به دست سران و مسوولان سازمان به منظور تلاش برای خروج از بحران کنونی با وجود این سازمان در خاک عراق رخ داده است.

مجاهد بریده در کنار مجاهد نبریده با اسم جدید 17 آذر 1389

مجاهد بریده در کنار مجاهد نبریده با اسم جدید

. آنهایی که برای آزادی اسیران در زنجیر که در اشرف زندانی هستند تلاش می کنند تا آنها هم از آن زندان ساخته مزدور صدام خلاص شوند. نام آنها بریده مزدور است و آنهایی که به خارجه رفتند و مجدداً در کمین رهبران فرقه افتادند جداشده مجاهد و در کنار مجاهدین مبارزه می کند وعلیه جداشده ها افشاگری می کنند.

احمد رازانی، خودکشی یا قتل؟ 17 آذر 1389

احمد رازانی، خودکشی یا قتل؟

از نظر سازمان احمد رازانی فردی پاسیو و در لاک خود فرو رفته بود ولی از نظر انسانیت احمد مردی بود شوریده بر تمامی هرآنچه که سازمان اسمش را گذاشته بود مجاهدت و مبارزه دروغین. به نظر من این اواخر احمد سعی داشت راه کسانی همچون علی عینکیان و باقر کشاورز و اعضای جدا شده ی سازمان را برود. با توجه به شناختی که از احمد و روحیاتش داشتم به او حق می دهم کارش سخت تر از دیگران بود چون به غیر از نجات خود باید به فکر نجات دو عزیزش نیز می بود

blank
blank
blank