از فرار ننگین تا همکاری با القاعده و شادمانی از ظهور داعش

پس از سقوط دیکتاتور خون‌ریز صدام حسین در سال ۲۰۰۳، وقتی ارتش تروریستی رجوی خلع سلاح شد، تشکیلات جنایتکار مجاهدین خلق به بن‌بست مرگبار و انزوای کامل افتاد. در همان زمان، بیش از هفتصد نفر از اعضا، مسئولان و فرماندهان از تشکیلات جدا شدند و به کمپ تیپف آمریکایی پناه بردند. رجوی، همسرش مریم و […]

پس از سقوط دیکتاتور خون‌ریز صدام حسین در سال ۲۰۰۳، وقتی ارتش تروریستی رجوی خلع سلاح شد، تشکیلات جنایتکار مجاهدین خلق به بن‌بست مرگبار و انزوای کامل افتاد. در همان زمان، بیش از هفتصد نفر از اعضا، مسئولان و فرماندهان از تشکیلات جدا شدند و به کمپ تیپف آمریکایی پناه بردند. رجوی، همسرش مریم و حلقه سرکرده‌های ستاد فرماندهی، مثل موش‌های ترسو خودشان را سریع از عراق بیرون کشیدند و صدها عضو نگون‌بخت را به‌عنوان سپر انسانی در اشرف رها کردند تا بمیرند، قربانی شوند یا در دام بیفتند. این یکی از بزرگ‌ترین خیانت‌های رجوی به همان اعضایی بود که سال‌ها برای او فداکاری کرده بودند. شورای حکومتی عراق حکم اخراج فوری این باند را صادر کرد و بسیاری از فرماندهانشان به‌خاطر جنایت در کشتار شیعیان طی انتفاضه شعبانیه و سرکوب قیام کردها تحت تعقیب بودند. رجوی در این شرایط سه دستور جنایت‌کارانه صادر کرد:

۱. وحشت مطلق و سرکوب وحشیانه برای جلوگیری از فروپاشی

کنترل‌های ۲۴ ساعته تشکیلاتی با شدیدترین شکل ممکن اجرا شد. سیاست چماق و حلوای خونین احیا گردید تا جلوی ریزش بیشتر گرفته شود.

۲. غارت بی‌رحمانه اموال عراق

صدها تانک، نفربر زرهی، خودرو و کامیون را دزدیدند و به اشرف آوردند. سپس دستور حراج همه چیز صادر شد: موتورها باز شد، قطعات آلومینیومی و کابل‌های فشار قوی غارت گردید تا آخرین دلار هم از جیب مردم عراق بیرون کشیده شود.

۳. شبکه‌سازی تاریک با القاعده و خرید سیاستمداران فاسد عراقی

عشایر و روستاییان استان دیاله را با فریب به اشرف کشاندند. همزمان، سران و عناصر کلیدی القاعده را تحت عنوان عشایر مخفیانه در اشرف اسکان دادند و ارتباط عملیاتی و سیستماتیک با این گروه تروریستی برقرار کردند. همین القاعده هسته مرکزی داعش بود و داعش مستقیماً از درون آن بیرون آمد. کمک رجوی به القاعده در واقع کمک به بسترسازی برای ظهور داعش بود. در جریان یورش داعش به عراق، تشکیلات رجوی تحت عنوان “قیام عشایر” با شادمانی و ذوق‌زدگی فراوان از پیشرفت داعش استقبال کرد و این را پیروزی خود می‌دانست. فساد مالی نجومی و خرید وطن‌فروشی از فروش غنایم دزدی، صدها میلیون دلار به جیب رجوی ریخت. این پول‌های خون‌آلود صرف خرید سیاستمداران فاسد شد. سران احزاب سنی، برخی چهره‌های شیعه و مزدوران با کیسه‌های دلار رشوه به اشرف احضار می‌شدند.

نمونه‌های بارز:
دکتر ایاد علاوی (نمایندگانش برای گرفتن پول می‌آمدند)
صالح المطلق معاون نخست وزیر وقت
شیخ خلف العلیان از ژنرال های بعثی صدام حسین
رافع العیساوی و ظافر العانی نمایندگان مجلس
محمد دائینی نماینده مجلس
شیخ شمری از عشایر جنوب
دکتر عبدالله عبدالله استاندار دیاله
مسعود بارزانی (مخفیانه)
هوشیار زیباری، وزیر خارجه سابق عراق (علنی)

و صدها دلال و کارچاق‌کن که مستمری‌بگیر رجوی بودند. رجوی با دروغ‌های گوبلزی شرم‌آور ادعا می‌کرد “سه میلیون شیعه” از او حمایت می‌کنند. در حالی که وکیل عراقی استخدام‌شده روایت کرده است. برای جمع‌آوری امضا به قبرستان‌ها می‌رفتند، اسامی مردگان را برمی‌داشتند و با ضریب ۹ تکرار می‌کردند. این بخشی از “اصل ضریب صد” رجوی بود که صراحتاً گفته بود: “دستتان باز است، حداقل ضریب صد بزنید!” در تجمعات و سیاهی لشکرها در اروپا هم ظرفیت سالن دو هزار نفره را صد هزار نفر اعلام می کنند.

ارتباطات ننگین نفتی از دوران جنایت علیه کردها و شیعیان

مجاهدین خلق همراه با گارد جمهوری و نیروهای امنیتی عراق شیعیان و کردها را قتل عام کردند و از آن تاریخ تشکیلات رجوی بعنوان شعبه فارسی زبان حزب بعث در آمد.
لذا به دستور صدام حسین ماهانه تا ۵۰ هزار بشکه نفت برای مجاهدین خلق اختصاص داده شد. بعد از آخرین دیدار رجوی با صدام و واسطه عزت ابراهیم الدوری، سهمیه به ۱۰۰ هزار بشکه در روز رسید و طی دوازده سال این تشکیلات تروریستی میلیاردها دلار از سرمایه ملی عراقیان تحت تحریم و گرسنه را غارت کرد و در قالب شرکت های پوششی و فروشگاههای بزرگ و کارخانه ها سرمایه گزاری نمود.

پس از ۲۰۰۳، این تشکیلات به راحتی به خدمت آمریکا درآمد و در سال ۲۰۰۴ پای نیروهای اسرائیلی به اشرف باز شد. طی یک ماه و با کار شبانه روزی تمام اسناد محرمانه که حاصل سالیان جاسوسی دستگاه اطلاعاتی رجوی بود را تحویل آمریکا و اسرائیل دادند. این تبادل در داخل قرارگاه اشرف در عراق و در یک بنای کوچک بشدت امنیتی انجام شد.

تأسیس “سازمان مجاهدین خلق عراق”

این کار احمقانه رجوی رسوایی دیگری بود. صدها جوان از مناطق تحت نفوذ القاعده را تحت عنوان کارگر پانسیون کرده و در اشرف آموزش می‌دادند و وقتی عراقی‌ها اعتراض کردند، آمریکایی‌ها دستور خروج فوری آنها ظرف ۱۰ ساعت را دادند. این افراد در اشرف آموزش سیاسی و تشکیلاتی دیدند که جوهر همه آموزش ها ضدیت با ایران و شیعیان بود. جالب است که رجوی مدعی است شیعه است اما جوانان سنی عراقی را به این صورت وارد جنگ طایفه ای کرد. همین افراد بعنوان هسته مرکزی داعش در عراق شکل گرفتند و به داعش پیوستند. حاصل این عمل جنایت کارانه رجوی درگیری طایفه ای در مناطق مختلف عراق بوده است. اسم مستعار داعش در تشکیلات رجوی عشایر ملی عراق بود که آنها را هم پیمان می دانستند.
این تشکیلات حتی اقدامات ضد فساد الزیدی نخست وزیر عراق را به ایران نسبت داد. دقیقاً مثل “کافر همه را به کیش خود پندارد.”
در پاریس هم وقتی دولت فرانسه جلوی خیمه شب بازی آنها را گرفت، به پلیس و قوه قضائیه حمله کردند اما جرأت نکردند بگویند مقامات و پلیس فرانسه از جمهوری اسلامی رشوه گرفته اند.

عیسی آزاده