آمریکا نیز خواهان اخراج مجاهدین از عراق شد

سخنگوی وزارت خارجه آمریکا در یک گفتگوی رسمی گفت: «ما خواهان انتقال حدود سه هزار نفر از افرادی هستیم که در کمپ اشرف بسر می برند. ما در حال گفتگو برای انتقال آنها به کشور ثالث دورتر از ایران هستیم.» و همچنین گفت: «شرط انتقال آنها از طریق سازمان ملل این است که آنها بصورت تک به تک درخواست پناهندگی از سازمان ملل کنند» این به معنی است که سازمان مجاهدین بایستی تن به این خواسته جامعه بین المللی بدهد و اسیران خود را رها کرده و از طریق مجامع بین المللی آنها را به کشورهای دیگر در جایی که سیطره سازمان مجاهدین روی آنها نباشد منتقل کند.
در این میان چند نکته قابل توجه وجود دارد که قابل تأمل می باشد:
1ـ آمریکا بعنوان یک جنایتکار بین المللی که به هیچ قانون انسانی و بین المللی مقید نمی باشد چنانچه طی ماههای اخیر درمنطقه مشاهده کرده ایم به هیچکدام از مزدوران خودش وفا نکرده و براحتی خواهان برکناری و سرنگونی و حتی محاکمه آنها شده است. در مورد سرنوشت حسنی مبارک، زین العابدین بن علی، معمر قزافی و غیره بخوبی دیدیم که کسانی که نهایت مزدوری و حلقه بگوشی را برای آمریکا و اسرائیل کرده بودند چگونه آمریکا به راحتی آنها را مثل دستمال مصرف شده دور انداخت و هیچگونه کمکی به آنها نکرد و تنها و تنها منافع خودش را در منطقه در نظر گرفت. در مورد مجاهدین نیز کاملا قابل فهم است که چگونه وقتی دیده که هیچ منافعی از طرف مجاهدین برای آنها تامین نمی شود خواستار اخراج آنها و از هم پاشیدن آنها شده است.
2ـ انتقال اعضای کمپ اشرف به هر نقطه دیگری غیر از اشرف مساوی است با فروپاشی و از هم گسیختن زنجیری که رهبری سازمان آنها را به اسارت کشیده است. این موضوع را قبل از هر کس خود رهبری مجاهدین می داند کما اینکه اولین کسی که در مورد اظهارات سخنگوی آمریکایی موضعگیری کرد، محدثین از رهبران مجاهدین بود که بشدت از آن انتقاد کرد و حتی گفت «اعضای کمپ اشرف حتی به بهای مردن هم باشد خواهان ماندن در اشرف هستند.» هرکسی که یا در مجاهدین بوده یا با آنها رابطه داشته این را بخوبی می داند که تشکیلات مجاهدین که بشدت افراد خود را محدود نگه میدارد و ارتباط همه اعضا را بصورت صد در صد با دنیای بیرون قطع می کند بشدت به باز شدن این محدودیت و ارتباط افراد با دنیای بیرون از تشکیلات حساس است و هرگز تن به چنین کاری نخواهد داد. مگر اینکه در شرایطی قرار گیرد که دیگر کاری از دستشان بر نیاید.
3ـ دولت عراق که اولتیماتوم پایان سال میلادی 2011 را برای اخراج مجاهدین مطرح کرده و از طرف رئیس جمهوری و وزارت خارجه و سایر ارگانهای رسمی این کشور نیز تاکید می شود، خواهان خروج مجاهدین از این کشور می باشد. تمامی طرفهای ذیربط از جمله آمریکا نیز چه بطور منطقی و چه بطور قانونی و چه به لحاظ بین المللی حرفی برای مخالفت با این موضوع ندارند، چون بقول عراقیها اگر کسی دلش برای اینها می سوزد خودش آستین بالا بزند و آنها را بپذیرد. و این البته دست عر اقیها را برای سرکوب آنها و همچنین به زور بیرون راندن آنها باز می کند.
4ـ در این میان ادعای توخالی رهبران مجاهدین برای دلسوزی کشته شدگان اشرف و فشاری که دولت عراق روی آنها می آورد نیز آشکار می شود. به یاد می آوریم که مریم رجوی با مظلوم نمایی پس از کشتار هشتم آوریل اشرف می گفت «کاش با شما می بودم و بدنهای زخمیتان را در بغل می گرفتم» ولی حالا از او بایستی پرسید وقتی همه چیز برای نجات آنها و خروج آنها از این مهلکه وجود دارد چرا تن به چنین کاری نمی دهد. ادعاهای مظلوم نمایی که مثلا «افراد بی دفاع» یا «با دست خالی در برابر تانک و توپ» و غیره که از طریق آنها می توانستند از مجامع بین المللی و پارلمانها حمایت بگیرند اکنون دیگر برایشان کاربردی ندارد چون می توان نتیجه گرفت که پس خودشان می خواهند در چنین وضعیتی بمانند.
از طرفی بایستی اوج شقاوت و بیرحمی رهبری سازمان را نسبت به افراد پایینترشان دید که کوچکترین اهمیتی برای جان و زندگی آنها قائل نیستند و تنها و تنها سیاست کثیف و ضدانسانیشان برایشان مهم است.

دیگر مطالب

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.