تلکس
بمناسبت جدایی محمد باقر کشاورز از پادگان اشرف
خبردار شدم که بهترین دوستم ازدوران بچگی تا درگذراز فراز و نشیب های بعد از انقلاب به فرقه بد نام رجوی پشت کرده. امروزهم توانستم ضمن تماس تلفنی با وی در یکی از هتلهای بغداد دقایقی صدایش را بشنوم. بدینوسیله خواستم تا بازگشت قریب الوقوع ایشان به وطن و کانون گرم و پرمهرخانواده ودرآغوش کشیدنش، رهایی وگسستن ازقید و بندهای تشکیلات فریبنده فرقه رجوی را به ایشان و خانواده گرامی شان تبریک وتهینت عرض کنم.
مجاهدین و انطباق پذیری همه جانبه با دشمنان
یادم هست چند روز بعد از تسخیر سفارت امریکا بدست دانشجویان خط امام به دستور رهبران فعلی سازمان کنسول گری امریکا در تبریز بطور نمادین اشغال شد تا سازمان از ابراز اداهای ضد امریکایی باز نماند. حقیقتا تا کی تشکیلات پوشالی فرقه از فریب جامعه جهانی دست بر نخواهند داشت. ولی مشخصا سیستم های هوشیار امنیتی امریکا در تبادلی ارگانیک با سرویس های اروپایی ماهیت تروریستی این تشکیلات را بهتر می شناسند
پیام فرار و جدایی افراد از فرقه رجوی چیست؟
مگر درون فرقه چه می گذرد که این همه افراد با به جان خریدن خطرات و مشکلات در طی این سالیان حاضر به ماندن در آن نبوده و از آن فرار می کنند؟ مگر بسیاری از این افراد به اختیار خود به سمت این گروه جذب نشده بودند؟ پس بر آنان چه گذشته و چه بلایی در فرقه بر سر آنان می آورند که بسیاری از آنان نه تنها حاضر به ماندن در گروه نیستند بلکه آن چنان از سران فرقه وحشت دارند که در منتهی مخفی کاری اقدام به فرار از فرقه می کنند؟
رجوی در آینه تاریخ
سایت همبستگی با گزینش بخش هایی از سخنرانی رجوی، تلویحا می خواهد اینگونه وانمود کند که دغدغه های آقای رجوی در همان روزهای اولیه آزادی از زندان یکی وحدت جامعه و پرهیز از خط و خط کشی های سیاسی و به رسمیت شناختن همدیگر یعنی گروه ها و سازمان های سیاسی بوده و یکی هم پرهیز از سهم خواهی و میراث خواهی از انقلاب. اما سوای این دو مورد یک نکته باریک تر و ظریف تر هم در سخنرانی رجوی خودنمایی می کند و آن برافراشتن اولین علم مخالفت و خلاف جریان شنا کردن ایشان است.
نگاهی دیگر به بیانیه اخیر دبیرخانه شورای مقاومت
در بخشی از مطالبی که نوشته بودید اشاره به اتهاماتی نموده اید که مجاهدین به افراد جداشده خود میزنند تا دیگران از ترس این اتهامات” خفه خون” بگیرند. شما بهتر از من با فرهنگ لغات مجاهدین آشنائی دارید. آنان سالهاست که به عنوان قیم مردم از نیازها و خواسته های مردم فاصله گرفته اند. کلماتی که بکار میبرند فقط مصرف داخلی دارد و از هیچگونه ارزش ادبی و فرهنگی برخوردار نیست.
مصاحبه سایت ایران قلم با خانم بتول سلطانی ـ قسمت سوم
بعد از خروج از سازمان فهمیدم سازما ن دخترم را با هویت دیگری بنام ستاره خبازی تحت سرپرستی هواداری مقیم در سوئد داده است.سازمان هر موقع دلش می خواست به ما می گفت که از طرف شما به سرپرست آنها هدیه دادیم یا کارت دعوت و خلاصه هر جا که دلش می خواست و به سود منافعش بود مادر را وارد ارتباط می کرد و اگر منافعش نبود ممنوع و حرام می کرد و ارتباط من با دخترم ستاره نیز جزو همان حرامها بود.
نامه آقای جواد فیروزمند به وزیر دادگستری فرانسه
محترما به عرض میرسانم که روز پنجشنبه و جمعه 17 و 18 دسامبر 2009 دادگاهی در سیته پاریس آقای ایو بونه راطی دو روز متوالی به جرم نشر اکاذیب مورد محاکمه قرار داد. در جریان این دادگاه من و تنی چند از دوستانی که سابقا از سازمان مجاهدین جدا شده ایم،از طرف اعضای برجسته مجاهدین مورد ضرب و شتم قرار گرفته و تهدید به مرگ شدیم. سازمان مجاهدین و بال سیاسی آن که شورای ملی مقاومت نام دارد، بیش از 600 تن ازاعضاء خود را گسیل داشته بود تا مانع از حضور منتقدین خود در این دادگاه شود.
حامی مجاهدین (صالح المطلک) سر مجاهدین را هم کلاه گذاشت
یک نویسنده عراقی در یادداشت خود با نام «صالح المطلک دزد سیاست و مال» به افشای گوشه ای از کلاه برداری های نماینده فعلی پارلمان عراق و نامزد رد صلاحیت شده دور جدید انتخابات عراق پرداخت. این نویسنده عراقی اعلام کرد: او سالی 10 میلیون دلار از مجاهدین دریافت می کند تا برخی احتیاجات و نیازهای آنها از جمله تامین مواد غذایی آنها را برعهده بگیرد اما با گذشت 7 سال و دریافت 70 میلیون دلار از مجاهدین، بسیاری از تعهدات خود را به سرانجام نرسانده است.
آیا می شود خلقی را تا به ابد اسیر مجاهدین نگه داشت
اکنون رجوی سعی دارد با عوام فریبی باز هم تعدادی دیگر از نیروهای خود را به کشتن دهد و فکر می کند که با کشتن آنها صبح پیروزی او نزدیک تر خواهد شد. او اکنون با آویختن به غرب و درخواست از آنان برای حمله به ایران و تحریم همه جانبه سعی می کند که روی این خیانت سرپوش بگذارد. وقتی نگاه کوتاهی به زندگی سراسر خفت بار رجوی در این سالیان می کنیم همه چیز دیده می شود الا عشق به ملت و مردم ایران و احساس دوستی نسبت به هم نوع خود.
کمپ اشرف برای مردم دیالی پارک می شود
همیشه بوده وهست که حق به حق دار می رسد، وقتی شنیدم استاندار دیالی اعلام کرده که کمپ اشرف برای مردم یک پارک و منطقه توریستی خواهد شد گفتم خوب مال مردم عراق بوده و هست،اگرچه توسط رجوی اشغال شده بود و به خاطر صدام دیگر آن زمان کسی نمی توانست بگوید این زمین مال عراق است لطفاً به خودمان بدهید ولی تاریخ نشان داده جایی که غصب شده هر چقدر هم طول بکشد، آخر به صاحب اصلی اش بر می گردد و صاحب اصلی آن کمپ مردم دیالی هستند
دیدار اکبر محبی با خانواده چشم انتظار مسعود جواد زاده از اعضاء در بند مجاهدین
مدت کوتاهی است که به فضل خدا وبا همیاری خانواده و دوستانم درانجمن نجات و با انتخاب شایسته خودم ازمناسبات نکبت بارفرقه رجوی رهایی یافته و به آغوش پرمهرخانواده و وطن و زادگاه خود به استان گیلان و شهر رشت بازگشتم.دراین فرصت کوتاه افتخار داشتم با تنی چند از خانواده های اعضای دربند تشکیلات فریبنده پادگان اشرف ارتباط تلفنی ومشخصا دیدار حضوری داشته باشم و توانستم برای این عزیزان چشم انتظارازمناسبات بسته وکنترل شده سازمان رجوی وهمچنین از وضعیت تک تک اعضای دربندشان درپادگان اشرف روشنگری داشته باشم.
دروغگویی مریم رجوی در سخنرانی سال نو میلادی
سخنرانی سالانه مریم قجر عضدانلو (رجوی) در جشن سال نومیلادی خیلی جالب و قابل توجه است. وی در این سخنرانی کوتاه که ادای سیاستمداران غربی را در آورده است، سال گذشته میلادی را جمع بندی کرده وخطوط اصلی سیاست فرقه مجاهدین در سال نو را هم مشخص کرده است. ایشان در این سخنرانی در تعریف و تمجید از خودش و مرکز فرقه در عراق سنگ تمام گذاشته است اما از جنایت هایی که به دستور وی انجام شده اساساً اشاره ای نشده است.