تلکس
اعضاء تیم تروریستی مجاهدین تحت تعقیب پلیس
دو تن از اعضاء تیم های تروریستی سازمان مجاهدین خلق، بنام های اعظم فراهانی (لیلا جزائری) و جمشید مجیدی از انگلستان که در پروژه شیطان سازی بر علیه اعضاء جداشده و ایرانیان آزاده مقیم اروپا شرکت داشتند تحت تعقیب پلیس قرار گرفتند. این دو تن که تحت امر خانم رجوی وفرماندهی اوورسوراواز قرار دارند،با تهدید و تطمیع، قصد داشتند اعضاء جداشده از مجاهدین را با وعده های فریبنده خریداری کرده و در مسیر منافع فرماندهی اوور سوراوواز، از آنان بر علیه پناهندگان ایرانی و سایر اعضاء جدا شده از مجاهدین مورد سوء استفاده کثیف قرار دهند.
مجاهدین به اجساد مردم عراق رحم نمیکردند
یک افسر ارشد ارتش سابق عراق با بیان اینکه در قسمتی از گورستان کرخ بغداد قبرهایی وجود دارد که اجساد اعدامیان زندان ابوغریب به شکلی غیرشرعی در آن دفن شده است، گفت: در زمان صدام مجاهدین مانع از حضور خانوادههای عراقی برای شناسایی اجساد فرزندانشان در این گورستان میشدند. این افسر سابق عراقی گفت: چند سال است که مجاهدین میخواهند با تبلیغات خود اثبات کنند در هیچ عملیاتی بر علیه مردم عراق شرکت نکردهاند اما مردم عراق میدانند که این سازمان چه جنایتهایی در جریان انتفاضه شعبانیه و بر ضد قیام کردهای شمال عراق انجام داده است.
رجوی و ادعای نوآوری در ایدئولوژی و دین
و یا در موضوع تلاش رهبران فرقه ای برای همردیف کردن خود با بزرگان و حتی پیامبران که به طور مشخص می توان این همسان سازی ها را در تفسیر سوره انبیاء توسط رجوی و یا در توجیه رابطه مرید و مرادی از داستان حضرت خذر، رد یابی کرد. رجوی با تفسیر سوره انبیاء، به طور مشخص کارکردی دقیقا در همین راستا دارد. ردیابی این روش های فرقه ای در منابع درونی سازمان به وفور یافت می شود، و تنها در این مجال به نمونه هایی از باب مشت نشانه خروار اکتفا گردید.
تحلیل روزنامه پرتیراژ”آتن” از وضعیت مجاهدین
روزنامه پر تیراژ” الفتروس تیپوس” چاپ آتن در گزارشی در مورد مساله تروریسم در ایران به قلم”یانی ناکو” خبرنگار برجسته این کشور، مجاهدین خلق را سازمانی می داند که هیچ جایگاهی در ایران ندارد. ترور رئیس جمهور، نخست وزیر، چندین وزیر و 12 هزار شهروند عادی، حمایت از صدام حسین در طول جنگ ایران وعراق و سرکوب شورش شیعیان عراق پس از جنگ اول خلیج فارس در سال 1991 در عراق از جمله” دستاورد های” این سازمان است.
جدا شدگان از مجاهدین در تغیر و تحول
یکی از حربه های مورد استفاده مجاهدین ایزوله کردن جداشده با اقدام به ترور شخصیت او در وارد نمودن انگ بریدگی از مبارزه بود. اکنون و بر عکس آنچه که مجاهدین فکر میکنند، مبارزه از نظر ایرانیان دوری جستن و در انزوا قرار دادن افراد،گروههای جنگ طلب و بیگانه پرستی مثل مجاهدین است. و این جداشدگان هستند که با انگیزه نفی خشونت به آغوش ملت بازگشته اند و مورد استقبال آنان قرار گرفته اند. در جدا شدگان تحولی غیر قابل انکار بوجود آمده است.
اوور، مقر اصلی فرقه مجاهدین خلق
تمام فرقه ها به مکانی آرام و دورافتاده برای استقرار نیازمندند همانطور که فرانکلین جونز منطقه Lake در کالیفرنیا و دیوید کورش، منطقه مونت در تگزاس را برای استقرار انتخاب کردند. مجاهدین نیز دهکده اوورسورواز را که به شدت تحت کنترل آنهاست به عنوان مرکز فعالیت های فرقه ای خود برگزیده اند. ساکنان این مقر علیرغم اینکه در فرانسه پناهندگی سیاسی دارند نمی توانند آزادانه به هر کجا که می خواهند بروند.
فاوست و مجاهدین خلق
حضور این سازمان نظامی تا بن دندان مسلح و آموزش دیده در پادگان اشرف (پادگان و نه شهر) و دیگر پادگان هایی که صدام برای این گروه بنا کرد امروزه نه تنها بر خلاف تمامیت ارضی عراق است بلکه در نهایت منجر به تشویق دیگر سازمان های تروریستی و نامه ای به این گروه ها است که می توان به هر جنایتی دست زد و در خون بی گناهان غلتید و سر انجام خود را به شیطان فروخت (هر شیطانی چه شیطان بزرگ و چه کوچک) و نجات پیدا کرد.
مصاحبه با خانم بتول سلطانی – قسمت نوزدهم
رابطه در سطح شورای رهبری خیلی خودمانی و رابطه راحتی است. تا جایی که اگر فرد غریبه ای در این نشست ها وارد می شد، بی شک اولین تصوری که می کرد این بود که این آقا شوهر همه این زنها است. بخواهم به زبان عامیانه بگویم می توان گفت این رابطه در چنین سطحی تنظیم می شد. مثلا وقتی یک نشست عمومی در سالن اجتماعات برگزار می شد اگر یک ناظر بیرونی می آمد هیچ وقت اینطور تصور نمی کرد که آقای رجوی شوهر این زن ها است.
مجاهدین و وحشت از جداشدگان
فعالیت های جداشدگان هرگز اهداف و ایده ال های انسانی ادعایی فرقه مجاهدین را به زیر سوال نبرده وتنها اعتراض و انتقاد آنان مربوط به روابط ضد انسانی تشکیلاتی و درونی این سازمان می باشد که دقیقا این همان نقطه آسیب پذیری این مناسبات عقب مانده و غیر انسانی می باشد و اگر تا کنون تهدید و شانتاژ و ترور این فرقه در برخورد با منتقدین و جداشدگان کمکی به مسعود رجوی کرده بود الان دیگر احتیاجی به شعر و سرود و مقالات فالانژی و چماقداری نبود.
خاطرات کامبیز باقر زاده – قسمت نهم
به دنبال دستگیری مریم و تعدادی از اعضای سازمان در فرانسه در عراق رسماً گفته شد: برای خود سوزی درخواست بنویسید. این عین جمله مژگان پارسایی مسئول اول سازمان است که گفت: وقتی مریم نیست هیچ کس نباید باشد و همه باید بمیرند، اگه مریم هست باهاش هستیم، اگه نیست ما هم نیستیم! دراین خود سوزی ها، افراد تنها فریب دجالگری رجوی و زنش را خوردند وگرنه اگر خود سوزی خوب است، چرا مهدی ابریشم چی یا مژگان پارسایی حاضر نشدند خطی روی بدنشان بیفتد؟
سوء استفاده ابزاری از قرآن در فرقه رجوی
رجوی در پیام فروردین خود که در 14 اردیبهشت منتشر گردید می خواهد با توسل به آیات قرآن و استفاده از روشهای مخصوص به خود برای کنترل ذهن و تاثیر گذاری بر افراد اسیر و در بند کشیده با دعوت به پایداری و استقامت، از بریدگی افراد و از هم پاشیدگی اشرف جلوگیری کند. و البته این گونه تفاسیر و پیامها خیلی وقت است که توان خود را برای نگه داشتن افراد در بند فرقه از دست داده است نمونه آن تعداد اخیری است که از این فرقه جدا شده اند
با آمدنت ما را خوشحال کن
سالیان زیادی است که ازتوبی خبریم وفقط خبرسلامتی ات را ازدوستان توکه به ایران بازگشتند شنیدیم ومنتظرهستیم که صدای تورا بشنویم ویا اینکه عاقلانه تصمیم جدایی ازآنان را بگیری وبه نزد خانواده ات بیایی. اینجا همه زندگی خوبی داریم وراضی هستیم واین توهستی که میتوانی با پیوستن به جمع خانواده ما را بیش ازپیش خوشحال کنی ومانیزبعد ازسالیان دوری ازتو وقتی تورا درجمع خود ببینیم خدارا بسیارسپاسگزارخواهیم بود.