یکشنبه, ۵ مهر , ۱۴۰۵

تلکس

جدیدترین پست‌ها از تمام بخش‌های سایت
خاطرات کامبیز باقر زاده – قسمت چهاردهم 19 شهریور 1388

خاطرات کامبیز باقر زاده – قسمت چهاردهم

به دلیل اعتماد کاذب مطلق و به دلیل سرسپردگی بی قید و شرطی که به رجوی داشتیم، تا سالیان سال به خودمان اجازه نمی دادیم که حتی لحظه ای فکر کنیم آن چه رجوی انجام می دهد نادرست و مزخرف باشد. همیشه بر این باور بودیم که او درست می گوید و این که ما درک نمی کنیم از ضعف ماست.

تمامیت خواهی رهبری عقیدتی مجاهدین 19 شهریور 1388

تمامیت خواهی رهبری عقیدتی مجاهدین

وقتی جمعی انسانی در محیطی به نام قرارگاه اشرف، وادار به استقرار و زندگی کنترل شده می گردند و مناسبات و روابطی بازدارنده بر پایه ی ذهن بیمار رهبری عقیدتی در قرارگاه اشرف بنیان می شود،” توتالیتاریسم” به مفهوم واقعی کلمه محقق می گردد و پر واضح است وادار نمودن افراد مجاهدین به اقدامات ستیزه جویانه و تروریستی یا خودسوزی و اعتصاب غذا در مناسباتی که از آن به توتالیتاریسم یاد می گردد رفتار و اعمالی دور از انتظار نیست

بررسی نقض حقوق بشر در فرقه ی رجوی – قسمت بیست و دوم 19 شهریور 1388

بررسی نقض حقوق بشر در فرقه ی رجوی – قسمت بیست و دوم

کاملا صحیح است که سازمان مفاهیمی چون عاطفه و عشق را در نشست انقلاب ایدئولوژیک و بندهای انقلابش به مرور در افراد کمرنگ کرد و بالواقع در ذهن و درون افراد کشت. وقتی مسئولین و رهبری سازمان از طلاق و ضرورت آن حرف می زنند و مسئولین سازمان پدر یا مادر مرا که همین حالا در اشرف حضور دارند به نام انقلاب ایدئولوژیک وادار می کنند تا بعد از چند سال زندگی کردن با همدیگر مثلا چهل و خورده ای سال زندگی مشترک، همدیگر را طلاق بدهند

درد دل مادری رنج کشیده (مادر مهری، ناهید و محمود سعادت) 19 شهریور 1388

درد دل مادری رنج کشیده (مادر مهری، ناهید و محمود سعادت)

حالا بچه هایم در بند اسیر مسعود ومریم هستند. بعداز چند سال رنج ودرد و نگرانی و اضطراب حالا مصیبت دیگری گریبان گیر بچه های من شده اول از خدای رحمان ورحیم بعد، ازسازمان حقوق بشر وصلیب سرخ جهانی و از سازمان ملل متحد ویا هر سازمان دیگر که می توانند کاری برای بچه ها بکنند دریغ ننمانید خودشان رایک لحظه جای ما خانواده بگذارد ومارا از نگرانی ودرد وزخم چندین ساله برهانند.

بهای سنگین خود سوزی در فرقه رجوی 18 شهریور 1388

بهای سنگین خود سوزی در فرقه رجوی

اینکه مسعود رجوی با آماده کردن افراد این فرقه از لحاظ روحی و روانی جهت خود کشی و خود سوزی آنها، در صورت نیاز، تلاش دارد از افراد این فرقه به عنوان گوشت قربانی استفاده کند و مانع از سقوط کامل و استرداد اردوگاه اشرف به دولت عراق شود چیزعجیبی نیست اما باید دید در این جهت و با پرداخت هزینه هایی که مسعود رجوی در نظر گرفته است، آیا می توان همانند پرونده 17 ژوئن که باعث آزادی مریم رجوی شد

نمایش کمدی اعتصاب غذای مجاهدین 18 شهریور 1388

نمایش کمدی اعتصاب غذای مجاهدین

بنابراین تداوم این حرکت نمایشی نه تنهاهیج گونه نتیجه ای برای این فرقه دربرنداشت بلکه ادامه یافتن آن بدین صورت باعث خنده و شرمساری بیشتر این گروه خواهد گردید _ توصیه من به سران این گروه تروریستی اینست که فورا این نمایش کمدی را از صحنه پائین آورده وبجای این اقدامات بدون نتیجه با دولت عراق وارد مذاکره گردند تا این تعین تکلیف درمحیطی به دور از خون وخشونت پایان خوشی داشته باشد

خاطرات کامبیز باقر زاده – قسمت دهم 18 شهریور 1388

خاطرات کامبیز باقر زاده – قسمت دهم

خلاصه داستان محفل و رابطه های قرارگاه 7 فاش شد و به همین دلیل مرا از سازماندهی قرارگاه 7 خارج کردند و به قرارگاه 3 فرستادند. خودم خیلی مخالف این سازمان دهی بودم و چندین بار هم به وجیهه کربلایی گفتم مرا جابجا نکنید ولی قبول نکرد. آخر سر وقتی داشتم از اتاقش بیرون می رفتم با او گفتم من می روم ولی قرارگاه 7 برای شما قرارگاه نمی شود.

خاطرات کامبیز باقر زاده – قسمت یازدهم 18 شهریور 1388

خاطرات کامبیز باقر زاده – قسمت یازدهم

شروع به داد و فریاد کرد و ما را به باد فحش گرفت: بی شعور، الاغ، احمق، من دارم صحبت می کنم. من هم گفتم ما هم داریم گوش می دهیم. گفت: خفه شو دهان باز می کنید بوی مستراح می شنوم. همه تان مایه ننگ و سرشکستگی هستید.

خاطرات کامبیز باقر زاده – قسمت دوازدهم 18 شهریور 1388

خاطرات کامبیز باقر زاده – قسمت دوازدهم

ماموریت های عملیاتی، شناسایی و یا باز کردن میدان مین، وسیله ای برای گذراندن زمان و مشغول نگه داشتن افراد بود وگرنه پر واضح بود که به این طریق دولت ایران سرنگون نمیشه.

خاطرات کامبیز باقر زاده – قسمت سیزدهم 18 شهریور 1388

خاطرات کامبیز باقر زاده – قسمت سیزدهم

یکی از بچه ها به نام فرشاد اخوان که بعدها نفربر BMP او روی مین رفت و خود او هم دراثر جراحت و خون ریزی از بین رفت، من می گفت: آرزو دارم یک روز در خیابان های بغداد قدم بزنم و پشت ویترین مغازه ها را نگاه کنم.

گفتگو با خانم فاطمه امیری – قسمت دوم 17 شهریور 1388

گفتگو با خانم فاطمه امیری – قسمت دوم

برادرم در مقر پذیرش دو نوبت می ماند و به ارتش منتقلش نمی کنند چون او مقاومت می کرد و حاضر نبود به ارتش آزادیبخش منتقل شود. من در نامه های خویش به مقامات صلیب سرخ و رهبران مجاهدین اشاره به خودکشی برادرم کردم و اینکه او و خیلی از افراد دیگر را به زور در اشرف نگه داشته اند

اعتصاب غذا در اشرف وهدف سران فرقه تروریستی مجاهدین 17 شهریور 1388

اعتصاب غذا در اشرف وهدف سران فرقه تروریستی مجاهدین

خانم رجوی به جای اعتصاب غذا و همبستگی با افرادی که خود آنان را به این روز در آورده درهمین ماه رمضان با لباس های گران قیمت فرانسوی درمحافل ظاهرمیشود وبرای حضار دعا میخواند واز خداوند می خواهد تا به اشرفیان یاری برساند، ایشان اگر راست می گوید ابتدا خودش وبه دنبال ایشان هم همان مسئولین فراری فرقه یک متکا ویک پتو بردارند ودر مقابل سازمان صلیب سرخ جهانی در ژنو دست به اعتصاب غذای چهل روزه بزنند نه اینکه برای افطار بر سر سفره هزار رنگ بنشینند وپس از سیر شدن برای اشرفیان دعا بخوانند.

blank
blank
blank