تلکس
قلعه اشرف در عراق و قلعه اوروسورواز در فرانسه – قسمت دوم
رهبری فرقه مجاهدین خلق قصد دارد با شانتاژهای تبلیغاتی در مورد شرایط قلعه اشرف و بزرگ کردن نظارت و حضور پلیس عراق بر بخشی از کشور خودش، جایگاه و موقعیت تشکیلاتی و استراتژیکی” قلعه مدرن اوورسورواز” در فرانسه را از دید ناظران سیاسی و کارشناسان امور تروریسم و فرقه گرایی پنهان کند.
پناهنده بودن مجاهدین در عراق، یک دروغ بزرگ
منیر حداد، سخنگوی دادگاه جنایی عراق اظهار داشت: مجاهدین برای ماندن در عراق اصرار دارند که ۲۰ سال است در این کشور پناهنده هستند اما حقیقت این است که حتی صدام هم به آنها چنین حقی را نداده بود و گفته های آنها تنها یک دروغ است. مجاهدین توانسته اند چند نفر از قضات عراقی را با خود همراه کنند و حتی با نفوذ در برخی از مطبوعات عراقی درایجاد جو ناآرام در عراق نقش آفرینی کنند.
اشک تمساح ریختن برای پادگان اشرف
سران فرقه مافیایی رجوی جز گمراه کردن دولتها و ارگانهای اروپایی نسبت به وجود یک فرقه خطرناک چیز دیگری نیست و به همین منظور و برای مستحکم کردن مرکز فرماندهی فرقه و حتی نقل و انتقال بقیه سران فرقه از عراق به اروپا بطور خاص به فرانسه ان هم به صورت بی سرو صدا مسائل عادی در اشرف را چنان بزرگ می کنند تا بتوانند در خفا کار خودشان را انجام دهند
افشاگری در رابطه با مزد بگیران فرقه رجوی
جدیدا سایت های سازمان مجاهدین به معرفی کتابی پرداخته اند که در آن از زبان رییس سازمان ضد اطلاعات فرانسه مقالاتی نوشته اند جالب اینکه تمامی مقالات بدون تغییر! از سایت های سازمان کپی شده است. من نمیدانم شاید نویسنده آن عضو سازمان بوده و حتی این زحمت را نیز به خود نداده تا در استفاده از اسامی و یا دستور و جمله بندی و اصطلاحات آن تجدید نظر کند و جالب اینکه از مطالب این کتاب میتوان همدستان سازمان را شناخت.
پلیس عراق وارد اردوگاه اشرف شد
در حالی که بقایای رجوی در خوابهای طلایی، به پنبه چینی و تهیه خوراک برای روحیههای درهم ریختهی اعضای مجاهدین مشغول بودند و ادعایی از ریشه دروغ، بی پایه و جعلی دربارهی علت برکناری”موفق الربیعی” و انحلال دفتر مشاور امنیت ملی را به خورد ساکنان بی خبر از دنیا در اردوگاه اشرف میدادند، پلیس عراق نیز وارد اردوگاه اشرف شد!
اشرف: شهر، پادگان یا زندان – قسمت اول
آنان که خود در اشرف بودند یا حتی گذری کوتاه به آنجا داشته اند خوب می دانند آنچه که اشرف بیشتر به آن شباهت دارد یک اردوگاه کار اجباری و یا زندان اسرای جنگی است، تا شهر. برای شناخت بیشتر این مکان مجهول الهویه!! با جمعی از جدا شدگان فرقه تروریستی رجوی استان مازندران که سالیان طولانی در اشرف مقر اصلی رجوی در عراق بودند به بررسی و کم و کیف مناسبات این مکان می پردازیم تا برای همگان روشن شود که اشرف چگونه جایی است، شهر، پادگان یا زندان!!!؟
آرزوی های بر باد رفته مجاهدین
مجاهدین حال در باتلاق عراق و بن بست آمریکا و سراب اور در فرانسه گرفتار شده اند، و شاید دیگر آرزو و امیدی برایشان نمانده که روی آن سرمایه گذاری کنند و یا به آن دل ببندند. و این در حالیست که در ایران هیچ نوع مشروعیتی در میان مردم برایشان باقی نمانده و فقط تعداد معدودی آنها را می شناسند و همه دستاورد های آنها مانند کف روی آب از بین رفته و پراکنده شده است و در حال حاضر بعنوان فسیل های سیاسی و محتضرهای ایدئولوژیک فقط اسمی از آنها در اپوزیسیون ضد رژیم موجود است
تسلیم تنها راه پیش روی فرقه تروریستی رجوی
با تصمیم قاطع دولت عراق مبنی برجمع نمودن اسارتگاه اشرف و شروع تسریع دراین مورد دردوماه گذشته و فرار تعداد دیگری از اسیران از مناسبات ضدانسانی حاکم براین فرقه و به جریان افتادن پرونده های قضایی علیه گرداندگان این اسارتگاه درعراق بنظر می رسد دریکی دوماه آینده این پایگاه تروریستی کاملا برچیده شود_ درچنین راستایی تحت تعقیب قرارگرفتن ودستگیری مسئولان این پایگاه ومحاکمه آنها درمراجع قضایی عراق بی شک به مخفی گاه سرکرده فرقه منتهی خواهد گردید
محاصره اردوگاه اشرف و جیغ و داد مجاهدین
جیغ و دادهای سران فرقه برای ماندن درعراق به دلیل بودن در نزدیکی مرز ایران یا بیخ گوش رژیم بودن نیست و هیچ جنبه انسانی هم ندارد بلکه آنها از رسیدن این افراد به خاک اروپا یا امریکا ترس دارند، اتفاقآ ترس شان هم به جا است چرا که می دانند همین که پای این بچه ها به خارج از عراق برسد از هیپنوتیزم خارج می شوند وچشمشان به دنیای واقعی باز خواهد شد وبا فاصله گرفتن ازاین تشکیلات استسماری و ارتجاعی باعث خواهند شد که همین اندام لرزان وناتوانی هم که از این فرقه به جا مانده از هم بپاشد وخاکستر شود.
نقش برجسته مجاهدین در کشتار مردم عراق
بارونس اِما نیکلسون در نامهای به نشریه اکونومیست نوشته است: اعضاء این فرقه در جریان سرکوب شیعیان جنوب و کردهای شمال عراق نقش پررنگی ایفا کردهاند. در ادامه این نامه آمده است: شواهد متعددی وجود دارد که این فرقه جنایتکار تحت آموزش و فرمان صدام بوده و جنایت های فراوانی را به دستور وی انجام میدادند. هنگامی که ارتش عراق از اجرای دستورات صدام برای سرکوب و کشتار مردم عراق سرباز میزد، این گروه تروریستی انجام این جنایات را برای خوش خدمتی به صدام عهدهدار می شدند.
تحول رجوی از رهبری کاریزما تا کیش شخصیتی
در سال های آغازین پایه گزاری سازمان مجاهدین خلق، مسعود رجوی به اندازه بسیاری از اعضای با سابقه سازمان و پایه گزاران آن مجرب نبود، اما پس از انقلاب اسلامی او توانست رهبری سازمان را به عهده بگیرد علی رغم آن که قابلیت های لازم برای یک رهبر را نداشت. بنابراین پس از آزادی او تلاش کرد که کمبود قابلیت هایش را با نمایاندن خود به عنوان رهبری کاریزما جبران کند زیرا علی رغم انتظاراتش، او نتوانسته بود هیچ سمت قدرتمندی در جمهوری اسلامی به دست بیاورد.
مجاهدین استخوان در گلوی آمریکا
چگونه و با چه منطقی آمریکایی که به صراحت از سازمان مجاهدین حمایت می کند و در مقابل دادخواهی یک دولت و مردم اش برای محاکمه سران مجاهدین به اتهام جرائمی بسیار سنگین تر و اتهاماتی کاملا جنایی و اساسی تر مقاومت می کند، می تواند افراد همان سازمان را در کشور خودش به جرم تامین مالی برای مجاهدین به محاکمه کشیده و بابت این اتهامات 20 سال زندان منظور کند.