خروج آمریکایی ها و برافروختگی مجاهدین خلق

تحول اخیر در عراق و به خصوص خروج نیروهای آمریکایی از شهرها و واگذاری کنترل امنیت و اداره آنها به نیروهای ملی این کشور اگر چه یک اتفاق خوش آیند برای مردم عراق و باعث برپایی جشن ملی و شور و شعف زاید الوصف آنها گردیده و بازتاب رسانه ای این جشن ملی بر اهمیت تاریخی و تعیین کننده آن برای مردم عراق تاکید دارد، اما این اقدام درست در نقطه مقابل خواست و اهدافی است که سازمان مجاهدین خلق در طی سال های حضور آمریکایی ها در عراق دنبال می کرده است. سازمان مجاهدین خلق در طی قریب به یک دهه حضور نیروهای ائتلاف و مشخصا آمریکایی ها در عراق مدام بر طبل ضرورت ادامه حضور آنها در عراق کوبیده است. این خواست از هر حیث مغایر با اصل استقلال عراق و در نقطه مقابل خواست مردم این کشور است. سازمان مجاهدین می داند که هر گام عراق به سمت تخلیه نیروهای آمریکایی به معنای تحقق واقعی استقلال این کشور و در ادامه تعمیق و تثبیت آرامش و نهادینه شدن نهادهای مدنی و تثبیت دولت محسوب می شود. سازمان مجاهدین می داند تحقق چنین مهمی بیش از هر چیز آنها را در عراق بی پشتوانه خواهد کرد. تثبیت آرامش و به دست گرفتن اداره امور عراق توسط مردم و دولت عراق درست در نقطه مقابل آن وضعیتی است که خواست سازمان مجاهدین است. مجاهدین سال های متمادی است در جهت اغوا و فریب مردم عراق به این ادعا متوسل شده اند، که در راستای منافع عراق و به اصطلاح متحد استراتژیک آنها هستند. اما از هر گونه توضیح شفاف در این موضوع که این وحدت استراتژیک از چه پروسه ای به اصطلاح ماده و عینی می شود، و منافع سازمان با مردم عراق در چه موضوعات و حوزه هایی به اشتراک و همسویی می رسد، امتناع می کنند. اما تحولات جاری و در راس آنها خروج نیروهای آمریکایی از شهرهای عراق و نارضایتی مجاهدین از این اقدام در عمل و واقعیت نشان می دهد که این متحد استراتژیک عملا به دنبال منافع کوتاه مدت و دراز مدت خود در عراق است و لاغیر. نشانه ها و دلایل دیگری حاکی از این حقیقت می کند که نارضایتی سازمان صرفا در محدوده موضع گیری های سیاسی محدود نمی شود. همسویی سازمان مجاهدین با نیروهای تروریستی و وجه اشتراک آنها بر سر حضور عملی آمریکایی ها در عراق گواه این ادعا است. تشدید اقدامات تروریستی در روزهای اخیر در عراق نشان از این دارد که خروج آمریکایی ها از شهرهای عراق منافع چه گروه ها و تشکل هایی را به خطر می اندازد. این اقدامات عملا و ابراز نارضایتی سازمان مجاهدین موضعا بر همسویی و اشتراک منافع مجاهدین با عوامل اقدامات تروریستی تاکید دارد. مجاهدین بارها و بارها بر این نکته به عنوان دلیل مخالفت با خروج نیروهای آمریکایی انگشت گذاشته اند، که دولت عراق به تنهایی قادر به اداره امور و آرامش در عراق نیست. این ادعاها در شرایطی صورت می گیرد که طی همین مدت مجاهدین مستقیم و غیر مستقیم از هر اقدام تروریستی در عراق حمایت کرده اند. به طور مستقیم با شمار زیادی از افراد و جریان های مسئله دار و تروریستی در عراق در تعامل و همکاری بوده اند. حضور پلیس در قرارگاه اشرف دقیقا در راستای ممانعت و جلوگیری و محدود کردن این روابط صورت گرفت که با واکنش سازمان مواجه شد. برهم گذاری این نشانه ها و کدها و پیدا کردن خط ارتباط آنها با همدیگر بر بی پایه بودن ادعای وحدت استراتژیک سازمان با مردم و منافع عراق مهر تائید می زند. تشدید اقدامات تروریستی درست در راستای اهداف فرضی است که سازمان برای خود متصور است از این حیث می توان گفت سازمان در نقطه مقابل مطالبات و خواسته های مردم عراق ایستاده و به همین جهت می توان این اقدامات تروریستی را در راستای مورد نظر ارزیابی کرد. این موضع گیری ها نشان می دهد ادعاهای مجاهدین پیش از اینکه ربطی به منافع مردم عراق و آینده این کشور داشته باشد، به خود مجاهدین و آینده آنها مربوط می شود. بارها تاکید شده است وضعیت بحرانی در عراق خواست اولیه سازمان است. این وضعیت چنانچه خود مجاهدین آشکارا اذعان داشته اند، حضور و ادامه اشغال عراق توسط نیروهای آمریکایی را توجیه می کند. این وضعیت به زعم مجاهدین به آنها این امکان فرضی را می دهد که در درجه اول دم دست و جلو چشم آمریکایی ها باشند. تا در وهله، پروسه اخراج آنها را به تاخیر بیندازد و در گام های بعدی امکان مداخلات تروریستی آنها در ایران را تسهیل کند. در عین حال بتواند در تعامل با نیروهای برانداز و تروریستی و بعضا گروه های براندازی که در پوشش منتقد عمل می کنند، دولت قانونی عراق را زیر ضرب قرار بدهند. در این راستا منافع دیگری نیز برای ادامه این وضعیت برای سازمان متصور شد که بخشی از آنها شاید غیر قابل پیش بینی باشند. بر این نکات و محورها پیشتر نیز به کرات انگشت گذاشته ایم و مورد واکاوی قرار داده ایم، اما آنچه در واقعیت و عمل اتفاق می افتد حکایت از بی نتیجه بودن خطوط و اهداف استراتژیک مجاهدین در عراق می کند. با این حال همین موضع گیری های مجاهدین که همسو با این اتفاقات و تحولات بروز می کند، به خودی خود می تواند مردم عراق را نسبت به بی پایه بودن ادعاها و گفته هایشان در موضوع اشتراک منافع سازمان با آنها متقاعد کند. هر چند حضور پلیس عراق در قرارگاه می تواند بخش عمده ای از زمینه های سوء استفاده مجاهدین از وضعیت موجود را مسدود کند، اما با این حال نباید از این مهم غافل شد که مجاهدین به هر حال همزمان با اتفاقات و تحولات موجود به عکس العمل خواهند افتاد. به عنوان آخرین اشارات ذکر و تکرار این نکات را لازم می بینیم. در پروسه تحقق استقلال و آرامش و امنیت در عراق از هر زاویه که نگاه کنیم، مجاهدین یک عامل هر چند ضعیف اما به هر حال بازدارنده هستند. همین میزان و اندازه نقش و حضور و مداخله در امور داخلی عراق، برای اصرار و پافشاری دولت عراق بر اخراج مجاهدین از عراق کفایت می کند. اگر صرف ادعای پناهندگی مجاهدین در عراق را حتی قانونی و موجه بدانیم، اما اینگونه مداخلات و نقش و ردپایی که سازمان به طور سیاسی و بعضا عملی در تحولات عراق بجا می گذارد، ناقض این ادعاها و حقانیت مواضع و درستی تصمیم دولت عراق محسوب می شود. خروج نیروهای آمریکایی آنگونه که خبرگزاری ها منتشر کرده اند، تبدیل به یک جشن و غرور ملی برای مردم شده است. در نقطه مقابل به همین اندازه مجاهدین را برافروخته و از درون عصبانی کرده است، باعث تشدید اقدامات تروریستی در عراق و قربانی شدن شمار دیگری از مردم بی گناه شده است. اینها دلایل متقن و اساسی بر اختلاف منافع استراتژیک مجاهدین و مردم عراق دارد. در این باره باز سخن خواهیم گفت.

دیگر مطالب

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.