تلکس
راز خوشحالی چه کسی
شاید چند هفته بعد از 30فروردین51 ـ تیرباران اولین دسته از اعضای مرکزیت سازمانـ بود که ما ازطریق ملاقات باخبر شدیم که 4تا از بچهها را اعدام کردهاند. یعنی علی میهندوست، ناصر صادق، محمد بازرگانی و علی باکری. وقتی این خبر را به سعید دادیم، من حالتی از خوشحالی در او دیدم که در لحظة اول برایم نامفهوم بود. بعد خودش گفت «پس مسعود ماند» یا «چه خوب شد که مسعود را اعدام نکردند» سال بعد اگر مجاهدین هنوز باشند و هنوز عباس داوری را داشته باشند حتما اضافه خواهد کرد که سعید محسن گفته بود: « کاش همه ما را اعدام کنند ولی فقط مسعود را زنده بگذارند »
پرسش و پاسخ
احمد باران، پاریس، بیست و هفتم می 2008پرسشگر: خانم مینو س: شما سالهای متمادیست که با مجاهدین آشنائی دارید و در بارۀ آنها مقالات مختلفی منتشر کردهاید. نظر شما در بارۀ رای اخیر دادگاه استیناف انگلیس در بارۀ مجاهدین چیست؟ ج: از بابت این حکم بسیار متاسفم به دلیل اینکه نقائص جدی در آن میبینم. […]
راز خوشحالی چه کسی؟
بهزاد علیشاهی، بیست و ششم می 2008 بازهم چهارم خرداد شد و آقای عباس داوری مجبور شد که دروغی را که زمانی برای از سر گذراندن بحران انقلاب ایدئولوژیک گفته بود تکرار کند. قضیه از این قرار بودکه در نشست های انقلاب که حدود بیست سال پیش در سازمان برگرار میشد قرار بود هر کس […]
حفاظت از جان بچه های اسیر در قرارگاه اشرف را به طرف عراقی واگذار کنید
آرش صامتی پور، بیست و هشتم می 2008 هنوز جرممان در انفجار نمودن فلکه ی آب و شکایت سازمان آب عراق فیصله پیدا نکرده بود که موشکی هم به اشرف در شد. باور کنید در ساعت اعلام شده ی انفجار من و همکاران در یک محیط عمومی در تهران بودیم. هم شاهد دارم و هم […]
چهرهها و گفتهها، متن مصاحبهي شمارهي 146 با حسین مهری
چهرهها و گفتهها، متن مصاحبهي شمارهي 146 با حسین مهری رادیو صدای ایران (آمریکا)سایت شاهسوندی، بیست و هفتم می 2008چهرهها و گفتهها، متن مصاحبهي شمارهي 146تاریخ گفتوگو:جمعه 28/دي/86 برابر با 2008/ژانويه/18محورهای این گفتوگو:1- افسران اطلاعات-عملیات عراقی ونقش آنان 2- نقش توپخانه ارتش عراق در عملیات آفتاب و چلچراغ3- شلیک 400 به مثابهاقتدارارتش آزادی بخش از […]
نامه به یکی از افراد در بند فرقه رجوی – علي قليزاده
از: محمد ولي قليزاده (استان گيلان)به : علي قليزاده سلام علي جان پسرم حالت خوبه. ازايزد منان سلامتي تورا خواستارم.اگرازاحوالات مادروخواهران و برادرانت را خواسته باشي همگي خوبند وتنها چيزي كه آزارمان ميدهد دوري تواست كه سالها آزارمان ميدهد.انتظارخيلي كشنده وسخت است مخصوصا انتظارعزيزي مثل تو. گلم. گذشت شب وروزوسپري شدن سالها يك لحظه ما […]
سرمستی فرقه ازحکم لندن، برایش فراموشی آورده!
حکم دادگاه لندن مبنی بر خروج نام فرقه ی رجوی از لیست تروریستی اعتراض های زیادی را به دنبال داشته و دارد و دلیل آ ن هم اسناد و مدارک بسیاری است که تروریست بودن این فرقه را در داخل و خارج از کشور ایران به اثبات می رساند. یک گروه از بزرگ ترین معترضان، […]
محمد و آ ن چه در اشرف گذشته و می گذرد!
محمد محمدی وسمیه ی محمدی دو تن از اعضای خانواده ی محمدی هستند که فرقه ی رجوی با نیرنگ آ ن ها را به اشرف منتقل کرد ومحمد موفق شد از اردو گاه فرار کرده وبه خانواده ی خود بپیوندد ولی سمیه همچنان در اسارت رجوی باقی مانده وتلاش خانواده برای نجات وی ادامه دارد.محمد […]
خواسته ی مشروع خانواده ها و واکنش هیستریک رهبران مجاهدین
برادر عزیزم این نامه برای پند و نصیحت تو نیست. تنها برای یادآوری سالهای از دست داده توست برای اینکه بدانی دیگر نادان و کم سن و سال نیستی و می توانی برای زندگی خودت تصمیم بگیری و تو بهتر از هر کسی می دانی که سازمان با حیله و فریب چه بر سر شما آورده است. از شما ها چه چیزهایی گرفته و در مقابل چه چیزهایی داده است. تمام اهداف و حرف های آنها وعده های پوچ و تو خالی است. در برنامه سیمای آزادی صحبت از نقض حقوق بشر در ایران است. می خواهم بدانم که حق و حقوق یک انسان در این جامعه ی پیشرفته چیست؟ آیا آنها حق و حقوق افراد دربند شهر اشرف را رعایت کرده اند.
تاملی بر خاطرات خانم مرضیه قرصی – قسمت دوازدهم
در سال 83 اتفاق جالبی افتاد خانواده ها گروه گروه برای دیدار و ملاقات بستگانشان با هدایت انجمن نجات به قرارگاه اشرف آمدند. فهیمه اروانی همه افراد را برای نشست توجیهی جمع کرد. در نشست ادعا کرد رژیم می خواهد با اعزام دسته جمعی خانواده ها به قرارگاه اشرف خانواده ها را به جان فرزندانشان بیاندازد و هیچ رحمی هم نمی کنند و سعی داشت هر طوری شده اعتماد افراد و خانم های مستقر در قرارگاه اشرف را به اعضای خانواده هایشان از بین ببرد و ذهن آنها را نسبت به خانواده ها بدبین کند.
پیام تسلیت به خانواده یعقوبی
ایشان که از داغ دوری از عزیزان کمر خم کرده و سالها در بستر بیماری بود مستمرا از خدای خود میخواست که قبل از پیوستن به لقاالله، چشمش به دیدار عزیزانش بویژه دخترش هاجر روشن شود ولی افسوس که فرشته مرگ، مامور حکم الهی و معذور از خواسته انسانی است.و مجال را تمام و دیدار را به قیامت سپرد.تا در آن” روز آشکار”اربابان این ظلم و ستم (مسعود و مریم) در نزد خدا و خلق به رو سیاهی بنشینند.
تاملی بر خاطرات خانم مرضیه قرصی ( قسمت دوازدهم )
روزهای سرنوشت ساز جنگ امریکا و عراق دیدار با خانواده ها بعد از این داستان قرار شد زرهی ها و سلاحها را تحویل آمریکائیهابدهیم فهیمه اروانی به ما گفت برای این کارمراسم می گیریم تا امریکائیها بدانند ما چقدر سلاحهایمان را دوست داریم و در عین دوست داشتن آنها را بر خلاف میل خود تحویلشان […]