تروریسم فرقه مجاهدین

17 ژوئن،مجاهدین و میانه فصلی بی بازگشت

سقوط صدام حسین، خلع سلاح و خنثی سازی مجاهدین توسط نیروهای ائتلاف در عراق و در پی آن حمله پلیس فرانسه به مقر اصلی مجاهدین در اوور سوراوآز(17ژوئن 2003) فصل جدیدی را در تاریخچه گروه های ایرانی مخالف جمهوری اسلامی و بالاخص مجاهدین خلق به ثبت رساند.اخطاری که کشورهای غربی با پیشآهنگی دولت وقت فرانسه بر تحمل ناپذیری اعمال تروریستی تاکید کرده و آنها را درمسیر قوانین اجتماعی-سیاسی کشورهای اروپایی قرار دادند.

اگر چه تا پیش از ماه می 2003،زمانی که هنوز مجاهدین جایگاه استراتژیک-منطقه ای (عراق)را پیش از سقوط صدام حسین در اختیار داشتند از چنین بن بست استراتژیکی رسما پرده برداری نشده بود ولی تمامی تحرکات و عملیات های سازمان به مردابی مبدل شده بود که بیش از پیش آینده و استراتژی آنها را در خود فرو می بلعید.

با سقوط صدام حسین دایره تنگ این سیاهی چنان بر آسمان مجاهدین و رهبران آنها چیره شده بود که کژدم در میان آتش!اما این تنها عقوبت تلخ در انتظار برای آنها نبود.چرا که پیش از سقوط صدام حسین با فرار کردن رهبران مجاهدین از عراق به سمت کشورهای اروپایی و خارج کردن بیش از 300 عضو برجسته مجاهدین از عراق به همراه مریم و مسعود رجوی مسیر فصلی بی بازگشت را ترسیم نمودند.

طرح رجوی و مجاهدین این بود که حداقل در دورانی که لبه تیغ همکاری با صدام حسین در گلویشان فرو نرفته، خود را مجددا در فرانسه و سایر کشورهای اروپایی سازماندهی کرده و قدرت و پایگاه سال 1360 – 1362 را در اروپا و بالاخص فرانسه احیاء کنند.غافل از آنکه فرمول آینده در گذشته نه تنها در بطن سیاسی کشورهای اروپایی جایگاهی نداشت بلکه یک خود باوری لجوجانه – کودکانه ای بود که هیچ گونه برد برون فرقه ای را برنتافت.

آنتونی گسلر در رابطه با وقایع آنروز در کتاب "کالبد شکافی یک جریان ایدئولوژیکی" اینچنین نوشت:

"پلیس فرانسه بیش از 160 عضو سازمان مجاهدین (جنبش اصلی مخالف ایران) را سه شنبه گذشته در نزدیکی پاریس مورد بازجویی قرار داد. پلیس ادعا می کند که گروه – که از نظر سیستم قضایی فرانسه مظنون به برنامه ریزی و حمایت مالی از عملیات های تروریستی است – را متلاشی نموده. در 11 ماه می، مجاهدین خلق، که حدود 4 تا 5 هزار نیرو در عراق دارد (گرچه زمانی این تعداد 15000 بود)، با تحویل دادن سلاح های سنگین و قراردادن نیروها تحت کنترل ارتش امریکا موافقت کرد… درحالی که هیچ کس از مکان رهبر مجاهدین مسعود رجوی مطلع نیست، پلیس تایید کرد که همسرش مریم 50 ساله را مورد بازجویی قرار داده است. مجاهدین خلق ایران این شخصیت نمادین جنبش اسلامی – مارکسیستی را به عنوان رئیس جمهور آینده ایران انتخاب کرده بودند… در مجموعه خانه ها در اوورسوراواز، مقر شورای ملی مقاومت ایران (اسم سیاسی که توسط مجاهدین خلق استفاده می شود) بیش از 100 دیش ماهواره و تجهیزات بسیار زیاد رایانه ای وجود داشت. به گفته یک منبع وزارت کشور، اوورسوراواز به مقر بین المللی مجاهدین خلق تبدیل شده بود. تا مارس- آوریل 2003، ساختار فرماندهی آن ها در عراق بود و با بروز جنگ جابجا شد. همان منبع، در پاسخ به سئوالی درباره نتایج حمله پلیس، اعلام کرد که پلیس توانسته است در این عملیات سازمان در فرانسه را با موفقیت متلاشی کند… به گفته پلیس، این حمله یکی از بزرگترین عملیات هایی بوده که ضداطلاعات فرانسه طی 30 سال گذشته انجام داده است. خبرگزاری های بین المللی گزارش دادند که این عملیات نتیجه بیش از 3 سال تحقیقات بوده است."

بنابر این فرانسه اولین کشور غربی بود که خطر مجاهدین خلق را جدی گرفت.و در جای دیگری از همین کتاب اشاره کرده است که ؛

"ژان فرانسوا کوپه، سخنگوی دولت فرانسه، ‌این خودسوزی ها را "شدیدا دراماتیک" خواند.وی افزود: نیکلاس سارکوزی، وزیر کشور، طی یک ملاقات در دفتر نخست وزیری، تاکید کرد که مواد بدست آمده از اوور عملیات را توجیه می کنند. بیش از هشت میلیون دلار نقد و 150000 یورو، و نیز تجهیزات رایانه ای و چندین دیش ماهواره ای، به دست آمد. سلاح یا سند جعلی یافت نشد. وزارت خارجه فرانسه روز پنجشنبه اعلام کرد که، علیرغم درخواست محمد خاتمی رئیس جمهور ایران، این اعضای اپوزیسیون به ایران مسترد نخواهند شد. اعتراضات نشان دادند که تعصب مطلق مجاهدین خلق حقیقت دارد: که می توان به محکوم سازی از سوی اعضای سابق مجاهدین که از چنگال سازمان فرار کرده بودند اعتماد کرد. این مردان و زنان سال ها از اعمال داخلی سازمان مجاهدین سخن گفته بودند، اما رهبری و هواداران سازمان به آنها انگ عامل تهران بودن را زده بودند. اما، واقعیت نشان می دهد که همیشه حق با آن ها بوده. اتهام تروریسم اکنون در معتبرترین سطوح بین المللی مورد پذیرش واقع شده است."

اما همان ایام در قرارگاه اشرف – عراق،نیروهای خلع سلاح شده و سرخورده تشکیلات مجاهدین بی هیچ چشم انداز و سرخورده-نا امید از دستگیری مریم رجوی در فرانسه اجسام متحرکی بودند بسوی روزنه ای برای برون رفت و جان گرفتن!تشکیلات وقت مجاهدین در عراق با مسئولیت مژگان پارسایی طراحی یک خودسوزی جمعی را در دستور کار قرار داده بودند و مترصد لحظه ای بودند که مریم رجوی به ایران مسترد شود.تشابه سازی عاشورایی مجاهدین برای دست یازیدن به چنین اعمالی سابقه دیرینه ای دارد و تنها نمود مجاهدین نمی باشد.تشکیلات سازمان نیروهای خود را شب ها در محل های مشخص شده و خیابان اصلی قرارگاه اشرف گرد آورده و پیت های بنزین در برابر نیروهای آمریکایی خود نمایی میکرد.تهدیدی که حتی با خود سوزی اعضای مجاهدین در اروپا جامه عمل نپوشید چرا که نیروهای آمریکایی مستقر در قرارگاه اشرف با آگاهی از چنین مسئله ای به مجاهدین و رهبرانشان اخطار جنگی داده بودند!

گذشت زمان حکم دیگری را به رهبران مجاهدین القاء کرد،مریم رجوی و اعضای مجاهدین بصورت مشروط و محدود آزد شده و به خانه های مانیتور شده خود بازگشتند.

اروپایی ها و بالاخصل سخنگوی دولت فرانسه، در همان ایام گفتند؛"متاسفانه! این اعمال چیزهای زیادی درباره طرز فکر رهبری آنان برایمان آشکار می کنند."

البته که باور جدید نسبت به مجاهدین آن هم از سوی نهادهای دولتی فرانسه و سایر کشورهای اروپایی،مسیر جدیدی را برای پیمودن بن بستی تاریک پیش رویشان نهاد و باز البته نه بسوی احیاء قدرت سیاسی سال های 1360 – 1362 بلکه به سویی که حتی سراب تخیلات مجاهدین نیز دخل و تصرفی نمیتواند در آن داشته باشد!و باز ماندن پرونده 17 ژوئن و 4 پرونده پول شویی و مالی سازمان مجاهدین در فرانسه حاکی از چنین دلالتی است.

شبهات تخیل پردازی رهبران مجاهدین البته یک بار دیگر در 17 ژوئن سال 2007 بر علیه" انجمن آریا" در سالن فیاپ پاریس که با تمام قوا طراحی شده بود، خود نمایی کمرنگی داشت.اما این مسئله یک بار دیگر برای فرانسوی ها ثابت کرد که آزادی عمل آنها تا چه اندازه میتواند در راستای انتشار اعمال تروریستی تحت عنوان مراجعه پناهجویان… ولی با وارد کردن بیش از 50 نفر سازماندهی شده از 5 تا 7 کشور اروپایی، برای امنیت خودشان خطرناک باشد!به همین دلیل میرود که پرونده دیگری به پرونده های گشوده شده و باز مانده مجاهدین در فرانسه و اروپا افزوده گردد.

با تمامی لابی هایی که مجاهدین تا کنون پشت سرشان جمع کرده و خواهان برون رفت از تنگنای لیست تروریستی هستند سرنوشت تیره و تاری برایشان مقدر شده است حتی اگر از چنین لیستی نیز بیرون روند!

واقعیت تلخ یا همان عقوبت سیاه بی بازگشت تنها مسیری است که پیش روی مجاهدین قرار داده شده است.و این مسیر میانه فصلی بی بازگشت به دوران سلطنت خاندان رجوی در مجاهدین است!چیزی که عنقریب نه برای تثبیت بلکه برای فروپاشی یک فرقه در تاریخ ایران مقرر شده است!

17 ژوئن 2008

تحریریه سایت آریا

مطالب مرتبط

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

دکمه بازگشت به بالا