یکشنبه, ۱۲ مهر , ۱۴۰۵
  • روایت خواندنی ژینا حسین نژاد از سانسور در مجاهدین خلق 12 مهر 1405

    اندر باب سانسور
    روایت خواندنی ژینا حسین نژاد از سانسور در مجاهدین خلق

    در هفته ای که گذشت، موضوع حمله به خانم مرضیه حسینی خبرنگار ایران اینترنشنال پیش آمد. جدا از حملات افراطی اما از نظرم در خشم عمومی جامعه همیشه یک حرف حقی وجود داره  که باید آنرا شنید و نباید آن خشم را فقط به یک گروه خاص تقلیل داد. البته خود ایشان بهتر از بسیاری […]

داستان فرقه ی رجوی به پایان رسید و زندگی آغاز شد 09 دی 1398

داستان فرقه ی رجوی به پایان رسید و زندگی آغاز شد

با آن مسئولی که با ما بود به فرودگاه تبریز رسیدیم . فرودگاه تبریز خیلی زیباتر از آخرین باری که دیده بودم، شده بود . از فرودگاه هم مجددا با خانواده تماس گرفته و اطلاع دادیم که به تبریز رسیدیم و بزودی خانواده را ملاقات خواهیم کرد. مستقیم به سالنی رفتیم که برای تحویل ما […]

چه سرنوشتی در انتظارم بود؟ 07 دی 1398

چه سرنوشتی در انتظارم بود؟

با وضعیتی غیرعادی از فرودگاه بغداد پرواز کردیم، آنقدر مسائل مختلف در ذهنم سنگینی می کرد که نمی دانستم به کدام یک فکر کنم ! نسبت به آینده اضطراب شدیدی داشتم ، اینکه چه سرنوشتی در انتظارم بود؟ در ساعت های آینده قرار بود چه بر سرم بیاید؟ خانواده ام چه می شود؟ سازمان طی […]

دستورالعمل اینترنتی مجاهدین در گفتگو با یک عضو جداشده 03 دی 1398

دستورالعمل اینترنتی مجاهدین در گفتگو با یک عضو جداشده

ابراهیم خدابنده از اعضای ارشد سازمان مجاهدین که از این گروه جدا شده است، در گفت‌وگو با تسنیم درباره فعالیت‌های اخیر این گروهک در فضای مجازی و روش‌های کسب درآمد آن اطلاعات جدیدی را افشا کرد. گروه سیاسی خبرگزاری تسنیم ــ محمدعلی سافلی: سازمان مجاهدین خلق که سالهاست با نام “گروهک منافقین” یا “فرقه رجوی” […]

مرگ، سایه به سایه ما را تعقیب می کرد 01 دی 1398

مرگ، سایه به سایه ما را تعقیب می کرد

همه ی نفرات حاضر در سالن فرودگاه مهرآباد از نیروهای امنیتی بودند … صدای شلیک های پراکنده از اطراف فرودگاه بغداد گهگداری شنیده می شد.هنوز عراق به ثبات نرسیده بود. انگار عراق از دیرباز، به سرزمین بلا و مصیبت ها تبدیل شده بود! تجربه شخصی من هم از لحظه ی ورود به عراق فقط درد […]

یلدا در اسارت 01 دی 1398

یلدا در اسارت

شب یلدا بلند ترین شب سال است.اما می توان به گونه ای دیگر به یلدا نگاه کرد.یلدا سراغازی است برای شکستن شب واز این شب به بعد روز وروشنایی بیشتر وبیشتر میشود.پس یلدا مقدمه وطلیعه روزهای بلند است وبرهمین اساس گذشتگان ما شب یلدا را به بیداری وکنار هم بودن می گذراندند.شب یلدا یا چله […]

پذیرایی توسط شکنجه گران صدام حسین 30 آذر 1398

پذیرایی توسط شکنجه گران صدام حسین

مصاحبه ها به ترتیب ادامه داشت وهر کس به نحوی پذیرایی می شد یکی از نفرات از لج، ستاره اسراییل را روی کفشش نقاشی کرد وبرای مصاحبه رفت در اول متوجه نشدند مصاحبه که تمام شد وقتی متوجه شدند ازش پرسیدند که این مگر نمی دانی چی است؟گفت چرا پرچم اسراییل است اگر اسیر آنها […]

آخرین شب اقامت در تیف 28 آذر 1398

آخرین شب اقامت در تیف

مروری بر خاطرات سیاه من در 10 سال اسارت در سازمان مجاهدین خلق ایران – قسمت هفتاد و دو کم کم با تنی خسته و روح و روانی بشدت آزرده، آماده می شدم که به ایران برگردم. من سیاسی نبودم ، اما بچه های سیاسی و باتجربه تر می گفتند : مسعود رجوی بیشترین خدمت […]

اعتراف عضو سابق مجاهدین درباره یک ادعای دروغین 26 آذر 1398

اعتراف عضو سابق مجاهدین درباره یک ادعای دروغین

عضو سابق سازمان مجاهدین: دولت فرانسه ازسازمان به شدت ناراحت است، زیرا براساس اسنادی که به تازگی منتشر شده اتهام بمب گذاری نشست سال گذشته مجاهدین درپاریس فیک نیوز بوده وتوسط خود این سازمان طراحی شده بود. به گزارش مشرق، عضو سابق گروه تروریستی مجاهدین خلق در گفتگو با تلویزیون ایران اینترنشنال درباره اطلاعات منتشر […]

جهانبخش و آرزویی که هرگز محقق نشد 26 آذر 1398

جهانبخش و آرزویی که هرگز محقق نشد

مروری بر خاطرات سیاه من در 10 سال اسارت در سازمان مجاهدین خلق ایران – قسمت هفتاد و یک در آستانه برگشتم به ایران نتوانستم بهترین دوستم را با خودم همراه کنم طی سالیان، بلاهایی در فرقه ی رجوی بر سرم آمده بود که هزار بار آرزو می کردم که ای کاش پایم می شکست […]

اعلام جدایی رسمی آقای رضا اسلامی از مجاهدین در آلبانی 24 آذر 1398

اعلام جدایی رسمی آقای رضا اسلامی از مجاهدین در آلبانی

اینجانب رضا اسلامی که از ۴ تیرماه ۱۳۶۸ به مدت ۲۹ سال در تشکیلات فرقه رجوی بودم بدین وسیله جدایی خودم را از تشکیلات این فرقه رسما اعلام میکنم. من رضا اسلامی سرباز ارتش بودم که در تاریخ ۲ مهرماه ۱۳۵۹ در مرزهای جنوبی کشور توسط ارتش عراق اسیر شدم. در اولین سالهای جنگ به […]

از یک برنامه کار پنهان در مورد من سوءاستفاده شد 24 آذر 1398

از یک برنامه کار پنهان در مورد من سوءاستفاده شد

مروری بر خاطرات سیاه من در 10 سال اسارت در سازمان مجاهدین خلق ایران – قسمت هفتاد انتخاب برگشتن به ایران، انتخاب سختی بود ، در حقیقت یکی از سخت ترین انتخابها در زندگی بود. خیلی سخت بود که اقرار کنم بخاطر یک انتخاب غلط و عجولانه ، 10 سال به راه خطا رفتم! 10 […]

نامه ای به دوست خوبم صمد بهادری 21 آذر 1398

نامه ای به دوست خوبم صمد بهادری

صمد بهادری از بچه های خونگرم خوزستانی بود که در اشرف با او آشنا شدم و از دوستان خوب من در آنجا بود. البته مدت این دوستی خیلی کم بود چون صمد راه خودش را پیدا کرد و بدلیل تناقضاتی که با بحث طلاق ها در فرقه داشت و اتفاقاً خیلی هم علاقمند به تشکیل […]

blank
blank
blank