باز هم خانواده و آه و ناله های رجوی ها

سران فرقه در اطلاعیه ای به تاریخ 25 فروردین مدعی شدند که تعدادی از خانواده ها را به محل گروهان پلیس حفاظت کمپ لیبرتی بردند و به شناسایی اطراف کمپ پرداخته و پس از چند ساعت آنها را برگرداندند
سئوال اصلی این است که چرا سران فرقه اینقدر از دیدار خانواده ها با اعضای شان ترس دارند؟ مگر این ملاقات چه ضرری برای سران فرقه دارد؟ چرا بعد از اولین ملاقات خانواده ها در سال 1382 اینگونه سر از پا نشناخته و آنها را مورد توهین و ناسزا قرار می دهند؟ و هزاران مقاله در این باره نوشته و تمام دستگاه تبلیغاتی خود را به کار گرفته و حتی خود رجوی جنایت کار در این رابطه کتابی نوشته است. مگر خواست خانواده ها چیست؟ چرا حتی اگر چند خانواده به اطراف کمپ هم رفته باشند از دولت آمریکا و سازمان ملل متحد و… کمک می خواهند که ما « فرقه » را دریابید چون خانواده ها در راه هستند.
البته جواب همه این سئوالات کاملاً روشن می باشد برای اینکه قدری ریشه ای به این مسئله بپردازیم باید اشاره ای به اولین دیدار خانواده ها در اشرف در سال 1382 داشته تا متوجه شویم که چگونه بعد از این دیدار که خانواده ها دیگر خانواده نام نگرفته و به نام باصطلاح مزدور بر آنان نهاده شده است.
در آن سال مسئولین فرقه در نشست ها افراد را توجیه کردند که این بهترین فرصت است و خانواده ها با پای خودشان به اشرف می آیند و این برای ما که می خواستیم تیم های خود را به داخل اعزام کنیم تا با خانواده یی ارتباط برقرار نموده و او را فعال کنیم اکنون خود آنان به اشرف می آیند و این یعنی جلوگیری از ریختن خون به اصطلاح مجاهد.
همه افراد خوشحال از اینکه بعد از سالیان دوری و بی اطلاعی از خانواده با آنان ملاقات می کنند. سران فرقه برای اینکه افراد را با خانواده تنها نگذارند تعدادی از افراد را با فرد ملاقات کننده همراهی نموده تا مبادا رابطه عاطفی بر قرار کرده و از مناسبات کنده شود.
بعد از خروج اولین گروه از خانواده ها مسئله داری در درون فرقه زیاد شد و تعدادی از افراد از فرقه جدا شدند. سران فرقه در جمع بندی به این نتیجه رسیدند که این ملاقات جز ضرر چیزی برایشان نداشته و تمام تحلیل هایشان پوچ از آب در آمد.
پس از مدتی مرحله بعدی خانواده ها از راه رسیدند و باز هم ریزش نیرو در درون فرقه بوجود آمد لذا سران فرقه به این نتیجه رسیدند که باید از ریشه این مسئله را حل کنند و آن هم چیزی نبود جز کشتن عاطفه اعضاء نسبت به خانواده در درون تشکیلات.
در این مسیر رجوی جنایت کار وقاحت را به حدی رساند که وقتی خانواده ها به اشرف برای ملاقات مراجعه می کردند نفرات را در درون تشکیلات مغزشویی نموده و توجیه کردند که تا خانواده ها را مورد فحش و ناسزا قرار دهند ولی این کار رجوی را راضی نکرد و دستور داد که با پرتاب سنگ و زخمی کردن خانواده مانع آمدنشان به اشرف برای ملاقات شوند که در این خصوص تعدادی از اعضای فریب خورده به دستور رجوی ها اقدام به پرتاب سنگ به سوی خانواده ها نمودند و شاهد بودیم که تعدادی از آنان توسط عوامل رجوی ها زخمی شدند ولی آنان اراده کرده بودند که تا آزاد سازی اعضای اسیر خود گامی به عقب نکشند و هم چنان استوار و ثابت قدم ماندند و به دنبال آن شاهد افزایش خانواده ها برای ملاقات بودیم.
در این اقدام کثیف که به دستور رجوی انجام می گرفت تعدادی از افراد به این دستور وقعی ننهاده و از اشرف فرار کردند و خود را به خانواده ها رساندند و از اینکه دست به این کار زدند احساس شرمندگی نزد خانواده ها داشتند و اظهار می داشتند که برایمان سخت بود وقتی مادران و پدران پیر با عصا و با تحمل سختی خودشان را برای ملاقات به اشرف می رساندند را می دیدیم به فریبکاری رجوی پی برده و تنها راه را فرار از اشرف می دانستیم.
رجوی ها برای جلوگیری از ریزش بیشتر اعضاء فرقه و رهایی از این گرداب شرط خروجشان از اشرف را نیامدن خانواده ها برای ملاقات کمپ لیبرتی را انتخاب نمودند.
می توان نتیجه گرفت که فشار و ایستادگی خانواده ها در جلوی اشرف در طی این چند سال گواه فروپاشی فرقه و گردن نهادن آنان در برابر این خواسته و تخلیه اشرف بوده است حال به عینه شاهد هستیم که طی این سالیان بعد از تخلیه اشرف هر روز به نام یکی از اعضا مقاله ای در باب اینکه خانواده ها مزدور می باشند درج نموده و در این راستا هم از عناصر جیره خوار خود در خارجه به این مسئله دامن می زنند.
سیاه کردن کاغذ برای بدنام کردن خانواده ها اکنون برای کسی خریداری ندارد و همگان دریافتند که مادران و پدران پیری که با عصا به دیدار فرزندان خود می رفتند شایسته این کلمات زشت نیستند.
این دیدار ها خواسته به حق خانواده ها می باشد که سران فرقه از این کار ترس دارند اگر رجوی جنایت کار ریگی به کفش ندارد و ترسی از این ملاقات ها ندارد پس چرا هزاران صفحه در باب مزدور نامیدن این خانوادهها سیاه کرده است؟
خانواده همانند طناب داری است که بر گردن رجوی ها بسته شده و از آن راه گریزی ندارد و در آینده نزدیک با استقامت و استواری خانواده ها شاهد ملاقات و فروپاشی این فرقه خواهیم بود.

هادی شبانی

دیگر مطالب

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.