سه‌شنبه, ۱۷ شهریور , ۱۴۰۵
  • نامه خواهری دردمند به زهرا حسینی عضو اسیر رجوی 16 شهریور 1405

    به بهانه سالگرد در گذشت بابا و مامان
    نامه خواهری دردمند به زهرا حسینی عضو اسیر رجوی

    زهرا جان سلام به سالگرد درگذشت بابا و مامان رسیدیم و دوباره یاد و خاطره تو در اذهان ما زنده شد. کم کم دارم شک میکنم که تو اصلا زنده ای یا نه!؟ مگر می‌شود انسان زنده و دارای عقل و اختیار باشد و نتواند و نخواهد با خانواده اش تماس بگیرد! زهرا جان تو […]

ابراهیم پریزاد؛ کمک کنید تا برادرم را از اردوگاه مانز در آلبانی نجات دهم 26 مرداد 1405

ابراهیم پریزاد؛ کمک کنید تا برادرم را از اردوگاه مانز در آلبانی نجات دهم

در روزهای اخیر آقای ابراهیم پریزاد ساکن ارومیه و برادر نادر پریزاد، گرفتار در اردوگاه مانز آلبانی در دفتر نمایندگی انجمن نجات استان آذربایجان غربی در شهر ارومیه حضور یافت و با مسئول این دفتر به گفتگو نشست. آقای پریزاد گفت: با توجه به مرگ و میرهای اخیر و اینکه هر از چندگاهی خبر مرگ […]

به یاد مادران چشم انتظار که آسمانی شدند 25 مرداد 1405
مادر مهدی حمیدفر

به یاد مادران چشم انتظار که آسمانی شدند

یاد و خاطره مادرانی که سالیان در تلاش بودند تا عزیزانشان را از چنگ رجوی نجات دهند فراموش شدنی نیست . یکی از این مادران آسمانی که تا لحظه مرگ فرزندش را فراموش نکرد و عکس او را هر کجا که می رفت حتی در اتاق عمل و بیمارستان به همراه داشت، مرحومه تاج الدوله […]

برای آزادی فرزندم تلاش زیادی کردم 25 مرداد 1405
پیامی از مادر مصطفی قائدی

برای آزادی فرزندم تلاش زیادی کردم

من منتهی زهرایی مادر مصطفی قائدی هستم . فرزندم مصطفی در دانشگاه تحصیل می کرد و عضو هیچ گروه و یا حزبی نبود و همیشه به من می گفت: می خواهم تحصیلم را خوب به پایان برسانم و برای مملکتم مفید باشم. به ذهنم نمی زد که روزی مصطفی فریب سازمان مجاهدین را بخورد و […]

با دیدن عکس تو از خوشحالی ساعتها گریستم 24 مرداد 1405
پیامی از جانب برادر حسنی منصوری

با دیدن عکس تو از خوشحالی ساعتها گریستم

حسنی جان سلام خوب و سلامتی خواهرم دو بار البته دو یا سه سال پیشتر برایت نامه نوشتم و از سر نیاز و دلتنگی خودمان ازت درخواست کردم با ما تماس داشته باشی و عکسی از خودت بفرستی که متاسفانه دریغ و افسوس… تا اینکه همین دیروز مسئول انجمن نجات گیلان عکسی از تو برایم […]

پیام تبریک مادر سعادت به دخترش مهری 20 مرداد 1405

پیام تبریک مادر سعادت به دخترش مهری

خانم “حمائل غنی زاده” (مادر سعادت) مادر خانم ها مهری و ناهید و آقای محمود سعادت طی پیامی تاثیرگذار سالروز تولد دخترش مهری سعادت را تبریک گفت. این مادر دردمند که سه فرزندش سالهاست در اسارت تشکیلات ظالم رجوی گرفتار هستند از فرزندانش خواست که با او تماس بگیرند تا دل او را شاد کنند. […]

نامه برادر علیرضا جعفری اسیر در تشکیلات مجاهدین 18 مرداد 1405
برای دیدنت لحظه شماری می کنیم

نامه برادر علیرضا جعفری اسیر در تشکیلات مجاهدین

علیرضا جان سلام. من برادرت غلامرضا هستم و می خواهم درد دلی با تو داشته باشم . برادر عزیزم شاید تو به واسطه اینکه گرفتار در تشکیلات رجوی هستی و یا برای همرنگ شدن با آن جماعت تظاهر می کنی که از خانواده ات متنفر هستی، اما ما همچنان دوستت داریم و آرزوی دیدن و […]

قابل قبول نیست که فرزندی پدرش را فراموش کند! 17 مرداد 1405
نامه برادر حمید رضا نوری

قابل قبول نیست که فرزندی پدرش را فراموش کند!

حمید رضا برادرم سلام امیدوارم حال شما خوب باشد و در کمپ به لحاظ جسمی مشکلی نداشته باشی . سالها گذشت و ما از شما بی خبریم. ما منتظریم که تماسی با ما بگیری و صدایت را بشنویم. گاهی اوقات پدرمان در فکر فرو می رود که وقتی از ایشان علت را جویا می شوم، […]

نامه عبدالحسین یگانه به خواهرش طیبه در کمپ مجاهدین 17 مرداد 1405
برای خواهری اسیر

نامه عبدالحسین یگانه به خواهرش طیبه در کمپ مجاهدین

خواهر عزیزم طیبه سلام این روزها جای خالی شما را در کنارم بیشتر حس می کنم. آن زمان که پیش ما بودی بهترین دوست من بودی و حالا که از من دوری هر لحظه برایت دلتنگم. دلم برای صدای خندهایت و دعواهای کوچکمان تنگ شده است. هیچ چیز نمی تواند جای خالی تو را در […]

گفتگوی صمیمی با رضا اکبری نسب 14 مرداد 1405
در کنار خانواده ها

گفتگوی صمیمی با رضا اکبری نسب

به خاطر بیماری که آقای اکبری نسب داشتند دوستانش در انجمن نجات مرکز تبریز به ملاقات و حضورش رسیدند تا ضمن دیدار و تجدید دوستی گفتگوی کوتاهی با ایشان داشته باشند. امیدواریم که به زودی حال ایشان رو به بهبود رفته و در کنار خانواده محترمشان روزها و اوقات خوب و خوشی را داشته باشد.

نامه محمد قاسمی به دخترش شکوه قاسمی در کمپ مجاهدین 12 مرداد 1405

نامه محمد قاسمی به دخترش شکوه قاسمی در کمپ مجاهدین

دخترم شکوه سلام دیشب به فکر فرو رفته بودم و با خودم می گفتم من دختری داشتم که نامش شکوه بود. چند سال است دخترم را از دست دادم. دخترم اسیر کسانی شده که دلشان از سنگ تراشیده شده است. دخترم شکوه به فکر افرادی نباش که به فکر تو نیستند. به خودت فکر کن […]

سخنی با برادرم حشمت الله کاربخش گرفتار تشکیلات مجاهدین 12 مرداد 1405
با دیدن عکست جان تازه گرفتم

سخنی با برادرم حشمت الله کاربخش گرفتار تشکیلات مجاهدین

با سلام به برادر خوبم حشمت الله کاربخش برادر خوبم امیدوارم که حالت خوب باشد. نمی دانی از سال 68 و بعد از رفتن تو نزد گروه مجاهدین که دیگر خبری از تو نشد ما چه حالی داشتیم. مادر که شب و روز بخاطر دوری و بی خبری از تو گریه می کرد و متاسفانه […]

مادران، منتظران بدرود یافته – قسمت سی و دوم 11 مرداد 1405
برای مادر اسماعیل پور محمدعلی بازکیایی

مادران، منتظران بدرود یافته – قسمت سی و دوم

خیانت و جنایت رجوی در حق ملت ایران و اعضای اغفال شده اش گستره و پهنای زیادی دارد که زبان و قلم از بیان تمام عیار آن قاصر و ناتوان است. در این میان خانواده های اعضای گرفتار در تشکیلات بدنام رجوی خاصه مادران، از قربانیان اصلی خباثت رجویها محسوب می شوند که در این […]

blank
blank
blank