روایتگری عضو جداشده گروه از اشرف تا مانزا بازخوانی برگههایی از کارنامه سیاه مجاهدین خلق
روایت حمید آتابای ابراز احساسات مردم آلبانی در مواجهه با رنج اسیران مجاهدین
به مناسبت بازگشایی مدرسه ها با فرزندانم به یاد شهدای میناب
رونمایی از کتاب” زندگی بازیافته” درجمع خانواده های چشم انتظار گیلک
نگارنده کتاب” زندگی بازیافته”درهنگامه معرفی کتاب خود عنوان کردند:” بسیارخوشحال وشادمانم که با نشرخاطراتم درخصوص افشای چهره وماهییت فریبنده یک سازمان تروریستی درقالب دروغین وادعایی اسلام گرایی ومردم دوستی ؛ مردمان عزیزکشورم خاصه جوانان درجستجوی حقیقت را به شناخت بیش ازپیش جریانات انحرافی هوشیارکنم که عمیقا بدان مفتخرم.”
نامۀ ۵۶ نفر از جداشدگان سازمان مجاهدین خلق به نخست وزیر عراق
ما جدا شدگان از سازمان مجاهدین خلق از جنابعالی به عنوان رئیس دولت عراق که این رفتار ضد انسانی رهبری سازمان مذکور در خاک آن روی می دهد خواستار کمک به این خانواده ها برای تماس و دیدار با عزیزانشان در کمپ لیبرتی بغداد بعد از دهها سال جدایی و بی خبری هستیم تا حاکمیت دولت عراق را بر تمام خاکش اعمال داشته و نگذارید حاکمیت ملی عراق توسط رهبری سازمان مجاهدین خلق که در حقیقت یک فرقۀ تروریستی و خشونت طلب می باشد به بازی گرفته شده و زیر علامت سؤال برود.
نامه ای به اسماعیل فلاح
برخلاف آنچه که فرقه مجاهدین تکرار میکردند که خانواده کانون فساد است٬ تنها نقطه امن و امان که بی چشم داشت به کمک ما میآیند خانوادهایمان هستند و بی دریغ از همه چیزشان مایه خواهند گذاشت. باردیگر به جمع خانواده آمدنت را صمیمانه و از ته دل بتو تبریک میگویم و امیدوارم که هرچه زودتر با شرایط جدید آشنا شوی و بقول معروف روی ریل و پیشرفت بیفتی!
بازگشت آقای علی اصغر باباپور به کانون گرم خانواده
آقای علی اصغر باباپور طی سخنان کوتاهی گفت: ابتدا از خانواده خودم که سالیان سال برای ملاقات با من به اشرف و لیبرتی می آمدند تشکر نموده و بسیار خوشحال هستم که توانستم از فرقه جهنمی رجوی جدا شده و به نزد خانواده خود بازگردم و از اینکه مرا در جمع انجمن نجات و سایر خانواده ها قبول نموده بسیار تشکر کرده و آرزو می کنم روزی شاهد رهایی همه افراد از تشکیلات فرقه رجوی جنایتکار باشیم.
خاطرات عبدالرضا آذرمهر از استان ایلام
در مطالب قبلی گفتم که بعد از اصرار و پافشاری زیاد ما، سازمان ناچار شد اولین گروه 150 نفری ما را به امریکائیها تحویل داد که من هم جزو آن افراد بودم که به کمپ امریکائیها رفتیم. امریکائیها حدوداً شش ماه ما را در نزدیکی انبارهای مهمات عراقی که در نزدیکی قرارگاه اشرف بودند جا دادند، در کمپ امریکائیها چند نفر مترجم داشتیم که ایرانی بودند، به نام های فرانک و آریا که یک سرهنگ از ارتش ایران بود که به ارتش امریکا پیوسته بود.
ادامه خاطرات تلخ عبدالرضا آذرمهر
بعد از این بچه ها را به دو دسته تقسیم کردند، تشکیلاتی و غیر تشکیلاتی که من جزو غیر تشکیلاتی ها بودم که هر فرمانده به من می گفت این کار را بکن می گفتم نمی کنم و اصلاً توی هیچ نشستی شرکت نمی کردم، همیشه با من صحبت می کردند که راضی به ماندن در مناسبات بشوم و وارد تشکیلات بشوم که من قبول نمی کردم تا این که بعد از چهار ماه امریکائیها اعلام کردند که می خواهیم برای شما کارت صادر کنیم.
بازگشت اسماعیل فلاح رنجکش به وطن و کانون پر مهر خانواده
اسماعیل فلاح رنجکش بالغ بر27 سال ازعمر و جوانی خود را در اثر خیانت تامل برانگیز رجوی وطن فروش دریک فرقه مخرب و کنترل ذهن به تباهی گذراند و سرانجام با یک” نه” قاطع به رجوی والبته به همت خانواده چشم انتظارش از شر رجوی و تشکیلات مافیایی اش رهایی یافت وبه دنیای آزاد خاصه وطن زیبای خود وکانون گرم و پرمهر خانواده بازگشت.
نگاهی به آکسیون اعتراضی منتقدان فرقه رجوی در شهر کلن آلمان
و اما سوال اساسی اینست که چرا رجوی همزمان با اجازه ندادن به خانواده ها برای ملاقات با عزیزان شان در کمپ لیبرتی یک سری محدویت های تماس با بیرون و بطور خاص با خانواده ها را برای نیروهایی که به کمپ تیرانا منتقل شده اند اعمال کرده است؟و اصولا چرا رجوی از خانواده ها و تماس نیروها با خانوادهای شان وحشت دارد و به شدت می ترسد؟
حمایت از خانواده های اعضای اسیر فرقه رجوی
روز شنبه به تاریخ چهاردهم ماه می، تعدادی از گروههای حقوق بشری و منتقد فرقه رجوی، به دنبال حمایت از خانواده های اعضای اسیر فرقه، در مرکز شهر کلن واقع در میدان دم، گرد هم آمدند. گروههای معترض و جداشده، در میان ازدحام مردم به نمایش پلاکارد و اطلاعیه، پرداخته و با مصاحبه هایی خواستار همدردی مردم و نهادهای حقوق بشری با خانوادههای مجاهدین در عراق و لیبرتی شدند.
ملاقات ممنوع!! یک استکان چای هم ممنوع!!
مادربا استرس زیاد حرفش را به اتمام رساند وداشت با گوشه روسری خود اشکهایش را پاک میکرد که فرزندش گفت” ما خوزستانی هستیم. من ومادرم دو روز تو راه بودیم. نصفه شبی رسیدیم. خیلی خسته وگرسنه هستیم ولی اینها مهم نیست. مادرم میخواهد برادرم را ببیند. برادرم اسیرجنگی بوده ونمی دانیم چطوری سراز پایگاه شما درآورده است. پدر نداریم وعمرخود را به شما داده. میشود لطف کنید برادرم را یک ساعت بیاورید اینجا تا خودم و مادرم ملاقاتش کنیم.”
تاج محمد گل چشمه یکی دیگر از آسیب دیدگان فرقه رجوی
هنگامیکه با تاج محمد در مورد جابجایی عناصر فرقه رجوی به آلبانی صحبت نمودم، او در همان اول حرف دل من را زده و گفت حتما مسعود رجوی خائن ابتدا کسانیکه در رده های بالای سازمان قرار داشتند را منتقل نموده و افرادی مانند من را که تنها عروسکهای خیمه شب بازی آنها بودیم را در عراق جا گذاشتند که من حرفهای او را تایید نمودم و او در ادامه افزود که این شگرد این جنایتکاران میباشد که در تمامی عملیاتهایی که احتمال شکست میدادند، ابتدا عوامل زیر دستی و کسانیکه با اهداف پوچ آنها تضاد داشتند را جلو میفرستادند و سران خائن و بزدلشان را در پشت اجساد کشته شده مخفی مینمودند و سر آخر هم میگفتند شما با رهبری که سگ محلش نمیگذارد مشکل داشتین.
آکسیون اعتراضی در مرکز شهر کلن علیه فرقه رجوی
روز گذشته شنبه چهاردهم ماه می شخصیتهای منتقد فرقه رجوی در حمایت از حق مسلم دیدار خانواده ها و هشدار به جامعه بشری گردهم آئی و تظاهرات داشتند این گردهمائی به مدت دو ساعت در مرکز شهر کلن در مقابل کلیسای مشهور دم، برگزار شد. در این آکسیون که ساعتها ادامه داشت صدها نسخه از بروشورهای افشاگرانه به زبان آلمانی و انگلیسی در اختیار علاقمندان و شهروندان آلمانی قرار گرفت تا آنها چشمهایشان را باز کنند و نسبت به یک فرقه مافیائی سازمانیافته بی تفاوت نباشند.

