شنبه, ۱۱ مهر , ۱۴۰۵
  • شکنجه گران سازمان تروریستی مجاهدین را، گریزی از چنگال عدالت نیست 11 مهر 1405

    شکنجه گران سازمان
    شکنجه گران سازمان تروریستی مجاهدین را، گریزی از چنگال عدالت نیست

    در دادنامه به تاریخ بیست و پنجم اسفندماه 1399، اسامی تعدادی از متهمان به شکنجه و سرکوب در سازمان تروریستی مجاهدین خلق قید شده است، اما این لیست ناقص است و البته پیوستهایی دارد که به مرور جریان پرونده تکمیل تر شده است، در این دادنامه اولیه اسامی جمعی از شکنجه گران و سرکردگان خائن […]

بازخوانی برگه‌هایی از کارنامه سیاه مجاهدین خلق 11 مهر 1405

 روایت‌گری عضو جداشده گروه از اشرف تا مانزا بازخوانی برگه‌هایی از کارنامه سیاه مجاهدین خلق

با فرزندانم به یاد شهدای میناب 06 مهر 1405

به مناسبت بازگشایی مدرسه ها با فرزندانم به یاد شهدای میناب

از یادادشت های سیروس غضنفری عضو سابق ارتش رهائی بخش – قسمت 34 04 مهر 1394

از یادادشت های سیروس غضنفری عضو سابق ارتش رهائی بخش – قسمت 34

سازمان از مسئولین شورای رهبری و مسئول کل اشرف قدردانی فراوان کرد به این بهانه که عملکرد های آنها درحمایت از کلیه عملیات برای آزادسازی مریم قابل ستودنی بود. این موضوع نشان می داد سران سازمان تحت رهبری متمرکز و کاملاً کنترل شده تمامی اهداف اعتراضی از جمله خود سوزی ها، اعتراض ها، مواضع و تبلیغات سیاسی، اجتماعی را هدایت کرده اند و هیچ یک از اعضاء خودسرانه دست به عملی نزده اند!!

ننگ و نفرین بر فرقه رجوی 01 مهر 1394

ننگ و نفرین بر فرقه رجوی

اما در خصوص اینکه گفته بودید که بصورت مخفیانه فعالیت میکند٬ آقا دوست دارم اینگونه فعالیت کنم! به شما چه؟!شما از بس در یک فضای بسته و فرقه ای بوده اید٬فکر میکنید که همه چی باید زوری و دستوری باشد. نه خیر! اینگونه نیست! در یک فضای آزاد و دریک جامعه معمولی٬هرکس هرگونه که مایل باشد و تا هر حدی که بخواهد٬و درهر زمینه ای که دوست داشته باشد٬فعالیت میکند! شما متاسفانه چون در زمان اصحاب کهف هستید باینگونه آزادی ها آشنا نیستید! این از این. اما چرا به اسم مراد فعالیت میکنم. خدا رحمت کند سعید سید مراد را! بیاد سید مراد٬ باین اسم می نوشتم!اوهم دل پر خونی از دست شما داشت! چه درد دلها که برای من نمیکرد! چه بلاها که در خروس آباد و به اتهام نفوذی سرش نیآورید؟!

زندگینامه و خاطرات من با مجاهدین ولی نه در اشرف و عراق! – قسمت چهارم 29 شهریور 1394

زندگینامه و خاطرات من با مجاهدین ولی نه در اشرف و عراق! – قسمت چهارم

من از این خانمها پرسیدم اینجا بچه نیست، گفتند حالا به موقعش مفصل بهم توضیح خواهند داد و من را نزد خواهرا خواهند برد، من سعی کردم تحمل کنم و بگذارم بعدا همه سوالاتم را بپرسم، غذا خوردیم و بعد به من گفتند که شب را همانجا استراحت کنم و فرداش اشرف را به من نشان خواهند داد و بعد هم من را برای شام می برند پیش خواهرها. این خانمها هم همراه من بودند و داخل اتاق آمدند پیشم و شروع کردند به صحبت کردن و گفتند که اگر خسته نیستم می توانیم با هم صحبت کنیم که من گفتم خسته نیستم و سوال زیاد دارم. یکی از آنها بهم گفت که پس اونها اول صحبت می کنند و اگر من سوالی داشتم بعدش بپرسم.

پیام تبریک انجمن خوزستان به خانواده های کلبی و قنواتی 28 شهریور 1394

پیام تبریک انجمن خوزستان به خانواده های کلبی و قنواتی

بنا به اخبار دریافتی درنیمه شهریور امسال تعداد دیگری ازاسیران دربند فرقه تروریستی رجوی ساکن کمپ لیبرتی به کشور آلبانی منتقل شدند که درمیان آنها نام خانم محترم قنواتی (پارسی نیا) وآقای سیف الله کلبی دیده می شود.این دو اسیر بیش از 30 سال است که در اسارتگاههای اشرف و لیبرتی بسر می بردند. به همین مناسبت انجمن نجات شاخه خوزستان ضمن تبریک به خانواده های این دو اسیر آرزو می کند که بزودی شاهد آزادی کامل تمامی اسیران دربند فرقه منحوس رجوی باشیم.

از یادداشت های سیروس غضنفری عضو سابق ارتش رهائی بخش – قسمت 33 26 شهریور 1394

از یادداشت های سیروس غضنفری عضو سابق ارتش رهائی بخش – قسمت 33

من که ساکت گوشه ای نشسته و نظاره گر اوضاع بودم بعد از مدتی از سا لن خارج و به بیرون سالن غذاخوری آمدم. چیزی دریافتم که سوا از داخل نشست بود. از چهره های نفرات معلوم بود که یک خوشحالی درونی داخلشان موج می زند. معلوم بود که این موج علتش از کجاست. اینکه تا به حال از مریم خبر نداشتند و یک دفعه سر از فرانسه درآورده و دستگیر هم شده است و آنها با شادی به فروپاشی سازمان و رهایی خودشان فکر می کردند که از این همه فشار تشکیلاتی و روحی و روانی نجات خواهند یافت. از طرفی مریم نشانه و مظهر تشکیلات بود و این چنین در دام افتاده بود و این نشانه ی خوبی بود

بررسی تاسیس سازمان و آینده فرقه رجوی ها – قسمت اول 24 شهریور 1394

بررسی تاسیس سازمان و آینده فرقه رجوی ها – قسمت اول

آقای عین الله شعبانی که از بازگشته استان می باشند در این مورد بیان داشت که ابتدا سازمان قبل از مرگ بنیان گذاران بصورت شورایی اداره می شد ولی با مرگ آنان رجوی همه این مسائل را کنار گذاشت و خود بصورت انفرادی سکان این سازمان را بدست گرفت و در این مسیر هم هر کسی مانع راهش می شد با ترفندهای مختلف او را به کشتن می داد و یا با جعل خبر و دروغ شخصیت او را زیر سئوال می برد و او را خراب می کرد.

نامه سرگشاده زهرا معینی به شهردار اورسورواز 24 شهریور 1394

نامه سرگشاده زهرا معینی به شهردار اورسورواز

به دستور مسعود و مریم رجوی فرزندان را از بچه ۶ ماهه تا بچه‌های قبل از سن بلوغ از پدر و مادرهایشان جدا کردند و به همۀ ما می گفتند که خانواده‌ها با دولت ایران همکاری میکنند و آن‌ها مزدور هستند و انواع دشنامها را به آن‌ها می دادند. خانم شهردار من بارها از خانم مریم رجوی خواستم که با ما در یک مناظرۀ تلویزیونی حتی در تلویزیون به اصلاح آزادی خودشان شرکت کند اما دریغ از پاسخ گفتن.

راوی رازهای مگوی اشرف 23 شهریور 1394

راوی رازهای مگوی اشرف

سازمان در تبلیغات، فعالیت‌های سیاسی و روابط بین‌الملل عینا تاکتیک‌های اسرائیل را دنبال می‌کرد و اتفاقا خیلی از لابی‌های موفق سازمان، همان لابی‌های رژیم صهیونیستی بود. اواخر فعالیت‌های من یعنی سال 82بود که من در انگلستان بودم و آن زمان بحث حمله آمریکا به عراق مطرح بود. سازمان هم مخالف این حمله آمریکا به عراق بود و همصدا شده بود با کسانی که ضدجنگ بودند.

مصاحبه ی آقای عباس صادقی نژاد – قسمت دوم 21 شهریور 1394

مصاحبه ی آقای عباس صادقی نژاد – قسمت دوم

در آخر باز تشکر می کنم از فعالیت خانواده ها در انجمن فراق ولی بعنوان یک پیشنهاد می گویم فعالیت شما باید گسترده تر شود شما خانواده ها خودتان را از رهائیان فرقه جدا نکیند در همه حال در صحنه باشید فضای مجازی محدود فعالیت می کند ولی حضور فیزیکی نامحدود و ویران کننده است ببنید فرقه حتی شده برای چند ساعت حضور در این جشنهای دلقکی چقدر هزینه ژنرالها و مردمان افغانی وچینی و دیگر گدایان می کنند برای چند ساعت حضور که بتواند مانور حقوق بشرانه بدهد همانطور که گفتم دیگر این جشنها و همایشهای فرقه از مد افتاده دیگر

از یادادشت های سیروس غضنفری عضو سابق ارتش رهائی بخش – قسمت 32 18 شهریور 1394

از یادادشت های سیروس غضنفری عضو سابق ارتش رهائی بخش – قسمت 32

سرعت پیشروی آمریکایی ها بسیار بیشتر از تصور مجاهدین بود و به سرعت به اطراف بغداد رسیده بودند و نیروهایی که مواضع دفاعی اطراف اشرف را ترک کرده و به سمت مرز رفته بودند، تحت بمباران قرار گرفتند و قرارگاه های دیگر سازمان که نیروهایشان توانسته بودند به نزدیکی خانقین برسند، تماماً بدون آب و غذا مانده و زیر بمباران هوایی و حتی حملات زمینی گروه های ناشناس و برخی از اهالی که هدفشان غارت بود قرار گرفت..

زندگینامه و خاطرات من با مجاهدین ولی نه در اشرف و عراق! – قسمت سوم 18 شهریور 1394

زندگینامه و خاطرات من با مجاهدین ولی نه در اشرف و عراق! – قسمت سوم

من از وقتی که از شهری به نام کوت حرکت کردیم تا به اشرف رسیدیم هر لحظه فکر می کردم که الان کشته خواهیم شد، با توجه به تعریف و تمجیدهایی که خانم زهرا برای من کرده بود من فکر می کردم که حالا اشرف یک شهر بزرگی است که با عراق فرق دارد، گل و بلبل است و زندگی های مرتب، مدرسه و دانشگاه، خانواده ها و بچه هایشان و خلاصه از این تفکرات داشتم، نزدیک اشرف که شدیم راننده به من گفتم داریم می رسیم، من دیدم که یک جایی هست که اطرافش سیم خارارداره و چند تا درخت هم دیده می شود ولی خبری از آن تعریفهایی که زهرا می کرد نبود

اعلام حمایت از نامه ی سرگشاده 64 عضو سابق مجاهدین به اعضای کنگره آمریکا 16 شهریور 1394

اعلام حمایت از نامه ی سرگشاده 64 عضو سابق مجاهدین به اعضای کنگره آمریکا

ما نیز بنوبه ی خود وبعنوان گروهی ازنجات یافتگان از چنگ مسعود رجوی که سازمان مجاهدین خلق را به تیول شخصی خود بدل کرده، با 64نفر از دوستان جدا شده ی خود در خارج ازکشور همصدا شده ونهایت اعتراض خود را به کارشکنی های کنگرس من های نئوکان وصهیونیست آمریکا وهمفکران ایرانی آنها (سازمان موصوف به مجاهدین خلق ایران)، درامر کارشکنی با توافق هسته ای ایران با گروه 1+5 اعلام نموده

blank
blank
blank