پنجشنبه, ۳۰ بهمن , ۱۴۰۴
  • مسیری که اعضای جدا شده برای بازگشت به زندگی مستقل پیمودند 29 بهمن 1404

    بحران بازسازی پس از جدایی از مجاهدین خلق
    مسیری که اعضای جدا شده برای بازگشت به زندگی مستقل پیمودند

    ترک ساختار کنترل گر رجوی، اقدامی جسورانه برای دستیابی به آزادی است، که در عمل می‌تواند بسیار دشوار باشد. آغاز دوره‌ای احتمالی از بی‌ثباتی روانی و اجتماعی که پیمودن آن اگر چه سخت اما نتیجه آن بسیار شیرین و گواراست. در جهان آزاد خارج از حصارهای تشکیلاتی مجاهدین خلق، همراهی و همدلی با فرد جدا […]

بازخواست به خاطر خندیدن در مناسبات مجاهدین خلق 29 بهمن 1404

رجوی در مانور غرش شیر بازخواست به خاطر خندیدن در مناسبات مجاهدین خلق

پیام جداشده اسماعیل فلاح رنجکش به اسیران رجوی 28 بهمن 1404

این یک دهه بهترین دوران عمرم بوده است پیام جداشده اسماعیل فلاح رنجکش به اسیران رجوی

گفتگوی بنیاد خانواده سحر با خانم ها بتول سلطانی و میترا یوسفی – قسمت چهاردهم 28 دی 1393

گفتگوی بنیاد خانواده سحر با خانم ها بتول سلطانی و میترا یوسفی – قسمت چهاردهم

اگر در رابطه با ازدواج مسعود با اشرف روی محورها و اشتراکات فکری و قابلیت های فکری و تشکیلاتی اشرف صحبت می شد، در مورد فیروزه تعمد بود که اصلا در این باره صحبت نشود. از قرار آنچه بعضا مطرح می شد اینها هیچ وجه اشتراکی با هم نداشتند.

نامه حسین نژاد به رئیس دانشگاه الازهر 27 دی 1393

نامه حسین نژاد به رئیس دانشگاه الازهر

برایم این سؤال مطرح است کسی که ادعا دارد یک روحانی مسلمان است چگونه می تواند دروغ بگوید و چنین دروغ رسوا و آشکاری را روز روشن به قلم بیاورد. وی این دروغ را خطاب به جنابعالی شیخ الازهر مرجع اعلای مسلمانان و در نامه ای که به صورت علنی برای همگان و افکار عمومی مسلمانان منتشر شده نوشته است که یک گناه کبیره و توهین به مقدسات و شخصیتهای مسلمین و توهین به شعور آنان و قدرت فهم و درک افکار عمومی است به علاوۀ اینکه وی به عنوان یک پدر ایرانی مقیم فرانسه فرزند نوجوان خودش را از پاریس به عراق فرستاد تا در جنگ در کنار نیروهای عراقی علیه میهنش شرکت کند و درحالیکه هنوز به سن بلوغ نرسیده کشته شود

بیانیه ی جمعی از رها شدگان از اسارت فرقه ی رجوی درآذربایجان شرقی 24 دی 1393

بیانیه ی جمعی از رها شدگان از اسارت فرقه ی رجوی درآذربایجان شرقی

این تصمیمات رجوی ها کاری جز اسارت بیشتر دوستان ما وفرزندان شما درمناسبات اهریمنی رجوی نداشته و صرف درخواست سلاح بمنزله ی تحریک گروههای افراطی عراقی برای کشتار این دوستان سابق ما وفرزندان شما بوده و نقشه ی پلیدی است که رجوی برای لاپوشانی اسرار مگو وجنایاتی که درحق این فرزندان میهن ومردم عراق کرده، کشیده و هدف دیگرش کشته سازی بیشتر واستفاده های تبلیغاتی ازاین جنایت است!

گفتگوی بنیاد خانواده سحر با خانم ها بتول سلطانی و میترا یوسفی – قسمت سیزدهم 23 دی 1393

گفتگوی بنیاد خانواده سحر با خانم ها بتول سلطانی و میترا یوسفی – قسمت سیزدهم

معتقدم اصلا رابطه مسعود با اشرف از اساس فاقد انگیزه های معمول بوده است. یعنی یک رابطه صرفا تشکیلاتی، سیاسی و آنطور که مسعود و مهدی ابریشم چی می گفتند ماهیتا تشکیلاتی بوده است. چون طرف او هم آدمی نبوده که بطور معمول معیارها و ملاک ها و مناسبات جامعه عادی را با خود حمل کند.

گفتگوی بنیاد خانواده سحر با خانم ها بتول سلطانی و میترا یوسفی – قسمت دوازدهم 21 دی 1393

گفتگوی بنیاد خانواده سحر با خانم ها بتول سلطانی و میترا یوسفی – قسمت دوازدهم

هر کسی در درون خودش یک پیشوا و رهبر خودبخودی درست کرده است. این را رجوی به قبر تعبیر می کند و می گوید برای رستگاری و هدایت باید این سنگ قبر برداشته بشود تا افراد بتوانند خودشان را به آن رهبر واقعی بیرونی وصل کنند. به قول خودش دوشاخه شان را به پریز رهبری وصل کنند و از او انرژی بگیرند. این صورت مسئله ای است که رجوی از وضعیت خودش و ملاء اش ارائه می دهد. اما به دنبال همین صورت مسئله رجوی یک راه حل را مطرح می کند به این معنا که اگر قرار باشد از این قبر بیرون بیاییم و از نور آن رهبری منتفع بشویم، قبلش باید یک کسی آن سنگ قبر را از روی قبر ما بردارد. اگر چنین کسی نباشد بخودی خود ما نخواهیم توانست از این قبر بیرون بیاییم. کسی که این سنگ قبر را بر می دارد، همین مریم است. کسی که ما را به آن نقطه آرمانی و پریز رهبری وصل می کند همین مریم است. شاید یک جمله ای از قول مهدی ابریشم چی که خوشبختانه همراهم دارم بتواند کلیت این مفهوم را بیان کند.

خاطرات دوازده سال اسارت در فرقه رجوی از زبان علیرضا رحمانی مقیم درآلمان – قسمت دوم 17 دی 1393

خاطرات دوازده سال اسارت در فرقه رجوی از زبان علیرضا رحمانی مقیم درآلمان – قسمت دوم

نفرات را برای شعار دادن علیه خانواده ها به زور بسیج می کردند یادمه یکبار فرمانده قسمت ازمن خواست که درشعار دادن برعلیه خانواده ام شرکت کنم من قبول نکردم سراین موضوع تحت فشار روحی زیادی قرار گرفتم حرفهای تکراری وخسته کننده پوچ وبی محتوا جلسات همه ساختگی برپایه توهمات همه چی جبر؛ نه من بلکه خیلی از نفرات به سیم آخر زده بودیم یادمه موقع حمله پلیس عراق خودم را چند بار جلوی گلوله قرار دادم که شاید گلوله به من بخورد واز این مرگ تدریجی رها شوم ولی گویا سرنوشت بازی دیگری داشت

اسیران بیمارساکن لیبرتی قربانی دروغ و شیادی های فرقه رجوی 16 دی 1393

اسیران بیمارساکن لیبرتی قربانی دروغ و شیادی های فرقه رجوی

یکی از خصایص ضدانسانی فرقه تروریستی رجوی دروغگویی و هوچیگری درنشر اخبار دروغ درمورد وضعیت جسمی وروحی اعضای خود بخصوص درمورد رسیدگی ومداوای اعضایی که بیمار و یا مجروح هستند می باشد سران این فرقه جنایتکار اسیرکش با یک دروغپردازی مضحک بطور مرتب از طریق شورای دست ساز خود عنوان می کند که ارتش و دولت عراق درانتقال بیماران و مجروحان فرقه کارشکنی می کند!! تا به نحوی جنایتی که خود در حق اسیران بیمار روا می دارد را بپوشانند

گفتگوی بنیاد خانواده سحر با خانم ها بتول سلطانی و میترا یوسفی – قسمت یازدهم 16 دی 1393

گفتگوی بنیاد خانواده سحر با خانم ها بتول سلطانی و میترا یوسفی – قسمت یازدهم

این درست است که همه میز این ازدواج به قول شما روی همین ضرورت ها طراحی و متمرکز می شود، اما وقتی مریم و مسعود برای نهادینه کردن این ترکیب به عقد شرعی و رایج متوسل می شوند، خودبخود این مناسبات را تداعی می کند. البته آنچه در بیرون از مناسبات روی آن بحث می شود همان محرمیت ایدئولوژیک است، اما آنچه در وهله اول در درون تشکیلات مطرح است. یک رابطه زناشویی معمولی و البته از جنس ازدواج های تشکیلاتی است. منتهی فرقش با بقیه ازدواج های تشکیلاتی در این است که مریم از مهدی طلاق گرفته و بلافاصله همسر مسعود شده است.

فائزه خانم آیا مرا بیاد می آوری؟ من زهرا میرباقری هستم! 09 دی 1393

فائزه خانم آیا مرا بیاد می آوری؟ من زهرا میرباقری هستم!

با اینکه پرده گوش چپم در اثر رفتارهای سرکوبگرانه در مناسبات فاشیستی رجوی پاره شده و به عفونت سختی دچار شده بودم، آنها از بردن من نزد پزشک و دادن دارو خودداری می کردند. همان زمان زهره قائمی توسط فاطمه همدانی به من پیام رساند که:”ما برای خودمان بریده ایم که تو بمیری!”. و بدینوسیله حکم مرگ مرا صادر کردند!.

آفای اولاند! جلوی ضرب و شتم ما در خیابانهای پاریس را بگیرید 08 دی 1393

آفای اولاند! جلوی ضرب و شتم ما در خیابانهای پاریس را بگیرید

اینجانب نادر نادری که بیش از بیست سال در فرقه سازمان مجاهدین بودم و در فرصت بدست آمده از آن سازمان فرار کرده و به کشور شما پناهنده شدم که مهد آزادی و دمکراسی است اما متاسفانه بدلیل وجود جرثومه ترور و فناتیک در کشور شما باز در این کشور از آزادی بیان در محدودیت قرار گرفتیم و هر بار که افشاگری در مورد تروریسم و فرقه گرائی از طریق مصاحبه های تلویزیونی یا توسط وبلاگ های شخصی یا سایت های فعال حقوق بشری اقدام به افشاگری می کنیم

گفتگوی بنیاد خانواده سحر با خانم ها بتول سلطانی و میترا یوسفی – قسمت دهم 07 دی 1393

گفتگوی بنیاد خانواده سحر با خانم ها بتول سلطانی و میترا یوسفی – قسمت دهم

این دستگاه آنقدر سخت گیرانه و سفت و سیستماتیک عمل می کند که اجازه نمی دهد آن بی اعتمادی که اتفاقا زمینه های مادی و بالقوه زیادی هم دارد، خودش را به فعل و عمل برساند. پس می شود نتیجه گیری کرد که همه این دستگاه به دلایلی غیر از آنچه در بیرون از مناسبات روی آن تکیه می شود، تنظیم می گردد. در درون تشکیلات هدف اش تحقیر کردن و همچنین راه حل بی اعتمادی به مناسبات را دنبال می کند و در بیرون از تشکیلات همانطور که اشاره کردم برای پز دادن و برطرف کردن عقده های حقارت و بزرگ کردن رجوی در نزد مخاطبان بیرونی و رسانه ها و دولتمردانی که رجوی می خواهد به نوعی خودش را پیش آنها لوس کند.

نامه میر باقر صداقی به برادرش میر واقف صداقی در آلبانی 03 دی 1393

نامه میر باقر صداقی به برادرش میر واقف صداقی در آلبانی

داداش حضور شما در آلبانی مبین شکست استراتژی و ایدئولوژی فرقه رجوی و جنگ آزادیبخش نوین هست متاسفانه مسعود رجوی در غیبت هستند و فرصت پاسخ دادن به این شکستها را ندارند در مقابل این همه شکست آرمانی که , تک تک ما روزی تمام عمر و جوانیمان را وقف و فدای آن کردیم رجوی همیشه با یک لبخند تمام شکستها را به پیروزی تبدیل کرده است.

blank
blank
blank