جمعه, ۱۰ مهر , ۱۴۰۵
  • ابراز احساسات مردم آلبانی در مواجهه با رنج اسیران مجاهدین 07 مهر 1405

    روایت حمید آتابای
    ابراز احساسات مردم آلبانی در مواجهه با رنج اسیران مجاهدین

    در ترکیب بزرگ سه تیم کاری برای نصب سقف فلاشینگ و متعلقات آن به شهر کوکس رفتیم. صبح زود، ساعت ۵، حرکت کردیم تا بتوانیم از زمان برای کار استفاده بکنیم. تیم سقف، که خیلی بزرگ بود و از قبل امکاناتش را منتقل کرده بود، شروع به نصب کرد. تیم ما فلاشینگ‌هایی را که خودمان […]

با فرزندانم به یاد شهدای میناب 06 مهر 1405

به مناسبت بازگشایی مدرسه ها با فرزندانم به یاد شهدای میناب

سورپرایز تولد در کانون گرم خانواده 05 مهر 1405

به مناسبت سالروز تولدم سورپرایز تولد در کانون گرم خانواده

پیام تبریک به مناسبت رهایی بایرامعلی محمدی از بند فرقۀ رجوی 21 تیر 1394

پیام تبریک به مناسبت رهایی بایرامعلی محمدی از بند فرقۀ رجوی

هنوز مدتی از ایام سال نو نگذشته بود که مطلع شدیم آقای بایرامعلی محمدی که مدت 14 سال در اسارت فرقۀ دروغین رجوی بود از کمپ آلبانی که تحت نظر شدید مزدوران سازمان مخوف مجاهدین میباشد جدا شده و خود را به مقامات معرفی کرده و تمایل دارد به ایران بازگردد وموفق میشود با خانواده ارتباط تلفنی برقرار کند و آزادی اش را اطلاع دهد و بعد از چند ماه به وطن و محل زندگی اش در کرج بازگردد

ازیادادشت های سیروس غضنفری عضو سابق ارتش رهائی بخش – قسمت24 20 تیر 1394

ازیادادشت های سیروس غضنفری عضو سابق ارتش رهائی بخش – قسمت24

در این نشست 15 روزه خود مسعود جلسه را کنترل می کرد. در این مدت نفری که می خواست بروند در جمع 200 نفری می آوردند و او را سوژه آن نشست می کردند و هر چه از دهنشان بر می آمد نثار آن فرد می کردند. نفراتی که در آن جمع سوژه شدند، مهدی افتخاری (فرمانده مهدی)، حمید فلاحت، افشین فیروزه، اردشیر… و اندکی دیگر از نفرات را مسعود در آن جمع برای خودش کمک آموزش کرده بود و با اینکار می خواست همه را بر علیه همدیگر بشوراند تا بچه ها نتوانند برای خودشان یک تصمیم جدی بگیرند

پیام تسلیت به خانواده اتابای 20 تیر 1394

پیام تسلیت به خانواده اتابای

اما مایلم به حمید اتابای و دیگر حمیدهایی که هنوز در فرقه رجوی هستند و براین تصورند که شاید و شاید و شاید آبی از رجوی برای آنهاگرم شود این را بگویم که چطور هنوز نفهمیده اید که رجوی اگر طبابتی بلد بود٬ابتدا دردهای بی درمان خودرا دوا میکرد! رجوی حتی جرات ندارد از مخفیگاه خود خارج شود و یک سخنرانی ساده یا یک مصاحبه معمولی با یک خبرنگار انجام دهد٬ بعد شما چطور هنوز باو دل خوش کرده اید؟!

ملاقات انجمن زنان با خانم یولیا گلوکنر معاون حزب CDU در آلمان 18 تیر 1394

ملاقات انجمن زنان با خانم یولیا گلوکنر معاون حزب CDU در آلمان

اعضای انجمن زنان هشدار دادند با وجود تحویل دهی سلاح و خلع سلاح شدن مجاهدین خلق بعد از حمله آمریکا به عراق اما در محتوی آنها اعتقاد به جنگ مسلحانه با محتوای فرقه گرایانه دارند خطری بسا بدتر از داعش و تأکید روی این نکته که رهبر آنها گفته است سلاح را می دهیم تا سلاحهای مدرن تر بدست بیاوریم و یا اینکه توسط آمریکا دوباره مسلح شویم

خاطرات ورود عبدالرضا آذرمهر به فرقه مجاهدین 14 تیر 1394

خاطرات ورود عبدالرضا آذرمهر به فرقه مجاهدین

با این شیوه ما را مجبور به ماندن در سازمان کردند، چند ساعت بعد ما را به قرارگاه اشرف بردند و در آنجا ما را به پذیرش بردند و لباس های شخصی را از ما گرفتند و لباس های نظامی به ما دادند. من گفتم، ما قرار نیست لباس نظامی بپوشیم. آنها گفتند که اینجا از زندگی عادی خبری نیست و فقط تمام فکر و ذکرت باید ارتش آزادی بخش باشد و اینجوری بود که بدبختی های ما در سازمان شروع شد.

ازیادادشت های سیروس غضنفری عضو سابق ارتش رهائی بخش – قسمت بیست و سوم 14 تیر 1394

ازیادادشت های سیروس غضنفری عضو سابق ارتش رهائی بخش – قسمت بیست و سوم

بالاخره روزی رسید که دولت صدام حسین با حمله آمریکا سرنگون شد و کل سازمان و ارتش به اصطلاح آزادی بخش زیر چتر و تحت کنترل نیروهای آمریکایی قرار گرفت. در این میان خبر دستگیری مریم و برخی اعضای سازمان در پاریس توسط پلیس فرانسه شوک عجیبی به کل تشکیلات وارد کرد و همه جا خوردند که مگر خواهر مریم در فرانسه است , ناگفته نماند اگر مریم دستگیر نمی شد حضور مریم در فرانسه بطور کلی برای اعضای سازمان مخفی می ماند. پس از آن بود که فهمیدیم مریم و مسئولین رده بالای سازمان قبل از شروع جنگ به فرانسه گریخته اند.

به دنبال سراب، خاطرات احسان بیدی ـ قسمت دوم 13 تیر 1394

به دنبال سراب، خاطرات احسان بیدی ـ قسمت دوم

بعد از یک چرخ به اطراف و یک کافه خوردن در یکی از خیابان های استانبول، محسن به من گفت که از این به بعد اسم من بابک کوروش میباشد و می رویم به یک خانه تیمی و کسی نباید تورا بشناسد این برای من قابل درک بود چون به گفته محسن دراین خانه نفرات مختلفی هستند که میخواهند بروند عراق و وضعیت انها مشخص نیست.

زندگی بر باد رفته ـ خاطرات یکی از اعضای جداشده در آلبانی – قسمت سوم 10 تیر 1394

زندگی بر باد رفته ـ خاطرات یکی از اعضای جداشده در آلبانی – قسمت سوم

نمیدانم چه مدتی در فکر بودم، فقط یادم میاید که غرق افکارخودم بودم که دستی روی شانه هایم احساس کردم و یکی ازمسولین گفت محمد باید برویم مقر و من به خودم امدم. وقتی شب با دوستانم صحبت کردم دیدم علی ودیگر دوستانم درشوکی عمیق بودند وبرایشان دیدن این صحنه غیر باور و غیر اخلاقی بود. یادم میاید علی گفت دیدی محمد چطوربه نفر فحش میدادند وچه حرفهای میزدند اخر انقلاب چی هست و ما کجای دنیا امده ایم واین مجاهدین کی هستند و کسی ازمرام اینها خبر ندارد وکسی بداند اینجا چه خبراست هیچ کس نمی اید.

از یادادشت های سیروس غضنفری عضو سابق ارتش رهائی بخش – قسمت بیست ودوم 08 تیر 1394

از یادادشت های سیروس غضنفری عضو سابق ارتش رهائی بخش – قسمت بیست ودوم

این مرحله هزار معبر نامیده شد و ایدئولوژی هزار شین (هزار تا شورای رهبری زن) هم آن بود که در این مرحله پی پی اس PPS می آوردند و از مرز عبور می دادند تا از این طریق از داخل کشور نیرو بیاورد.PPS نیروی جدیدی بود که سازمان آنرا از یک جای دیگر آورده بود و چون شک داشتند که امکان دارد نفوذی باشند آنها را اینطور آزمایش می کردند

خاطرات اسیر دیگری از فرقه رجوی 06 تیر 1394

خاطرات اسیر دیگری از فرقه رجوی

بعد از تسلیم شدن سازمان به آمریکا من درخواست خروج از سازمان را دادم، نشست های زیادی با من گذاشتند و خیلی اسرار داشتند که بمانم ولی زیر بار نمی رفتم. به آنها گفتم یا می گذارید بروم یا فرار می کنم، این درخواست من و پا فشاری آنها حدوداً یک سال طول کشید. در بین این یک سال دو بار مادرم به دیدنم آمد از او شماره تلفن گرفتم و به او گفتم هر لحظه توانستم بیایم بیرون تماس می گیرم، مادرم به ایران باز گشت و پس از مدتی آنها با من موافقت کردند، وقتی آمدم بیرون یک تاکسی گرفتم و به منزل یکی از اقوام که در شهر خالص عراق بود رفتم و مورد استقبال قرار گرفتم.

از یادادشت های سیروس غضنفری عضو سابق ارتش رهائی بخش – قسمت بیست و یک 04 تیر 1394

از یادادشت های سیروس غضنفری عضو سابق ارتش رهائی بخش – قسمت بیست و یک

در این نشستها نرینه های وحشی باید ذهن خود را باز کنند و هر چه مقوله جنسیتی و سکس در ذهنشان موجود است را باید بالا آورده یعنی بیان کرده و جلوی جمع بخوانند. ما مجبور بودیم که تمام جزئیات یک تفکر جنسی خودمان را با تما م ریزه کاریهای ان بطور کتبی نوشته جلوی جمع بخوانیم. باید تمامی لحظات جنسی خود را دستگیر می کردیم و در یک دفترچه کوچک که به همین منظور به تک تک ماها داده شده بود و هدیه خواهر مریم بود یادداشت میکردیم که یادمان نرود. باید تمامی لحظات جنسی خودمان را چه در مورد زنان داخل مناسبات و چه در خارج مناسبات می نوشتیم و می خواندیم. در این نشست ها متاسفانه خیلی حقایق هم از لابلای فاکتها و گزارشات خوانده شده بیرون میزد که بدلایل فشار و سرکوبهای جنسی دردرون این فرقه طی سالیان، افراد زیادی را از مسیر عادی خلقت خارج کرده بود!

مصاحبه ایران ستارگان با محمد حسین سبحانی در مورد آخرین وضعیت سازمان مجاهدین 04 تیر 1394

مصاحبه ایران ستارگان با محمد حسین سبحانی در مورد آخرین وضعیت سازمان مجاهدین

این گردهمایی و به تعبیری خیمه شب بازی هر بار که برگزار می شود، جامعه ایرانی بیشتر به ماهیت سازمان مجاهدین پی می برد. طبیعی است که حتی برای نیروهایی که تحت عنوان” شورای ملی مقاومت” هم این پرسش پیش بیاید که چرا یک ایرانی در این خیمه شب بازی سخنرانی نمی کند؟ چرا حتی یکنفر از اپوزیسیون ایران در این گردهمایی ها وجود ندارد؟ طبق گزارش خود سازمان مجاهدین لیست شرکت کنندگان و سخنرانان خارجی تا دلتان بخواهد هر سال دراز تر می شود، زیرا پول سازمان مجاهدین هم هر سال بیشتر می شود و بیشتر می تواند رسیدگی به این بازنشسته های جنگ طلب بکند.

blank
blank
blank