مادرت دلتنگ توست نامه فواد بصری به محمد جعفر نجفی در کمپ آلبانی
در کنار هم برای ایران برای ایران باید برخاست
چند کلامی تامل برانگیز پیام علی پوراحمد به اسیران رجوی در اسارتگاه مانز آلبانی
گفتگویی دوستانه با آقای فواد بصری، مسئول دفتر انجمن استان مرکزی
فقط این سخن ازاین بابت منطقی میتواند باشد که” کافر همه را به کیش خود پندارد” ورجوی سانان براین تصور اند که دست زدن به تروریزم دردی ازکسی را علاج میکند چنانکه برای مجاهدین کرد؟؟!! درمورد صدور بنیاد گرایی که چه عرض کنم، اما میدانم که مادر وسرمنشا بنیاد گرایی خودهمان کسانی هستند که بخاطر منافعشان وعقب نگه داشته کردن کشورهای پیرامونی این کار رانشو نمو داده اند و قربانیان (عاملان) این بنیاد گرایی، تکفیری ها هستند که خون ایرانیان شیعه را حلال میدانند!
از یادادشت های سیروس غضنفری عضو سابق ارتش رهائی بخش – قسمت پنجم
رهبران فرقه برای اینکه بتواند برای خودشان مرید و پیرو داشته باشند دست به کارهای وسیع ایدئولوژیکی در درون تشکیلات زدند. مریم ومسعود را رهبران معنوی نامیدند. بعد از آن تلاش کردند تا خودشان رابه عنوان یک رهبر سیاسی و معنوی به دنیا اثبات کنند اما به دلیل افشای کارهای انجام شده در درون تشکیلات که توسط رها شده ها انجام میشد، هرگز کسی درخارج مناسبات مسعود را رهبر معنوی برای تشکیلات فرقه مجاهدین خلق برسمیت نشناخت و فقط در درون تشکیلات تا حدودی بین لایه های پایین توانسته خودش را بعنوان رهبر معنوی تثبیت کند.
از یادادشت های سیروس غضنفری عضو سابق ارتش رهائی بخش – قسمت چهارم
در محیط بسته، خانم رجوی وخود رجوی به نفرات القا کردند که حنیف قبل از اعدام من را صدا کرد وگفت تو دیگر رهبری سازمان را بعهده می گیری ومن هم با آن مسئولیت سنگین پابه میدان گذاشتم و درآن زمان که نفرات در زندان واو شده بودند با بیانیه 12 ماده ای آنها را زنده کردم ومهدی ابریشمچی هم در آن زمان در زندان وکیل آباد بود ایشان هم یک بیانیه داده بود است وبه گفته خود بیانیه ما کار را خراب کرد تا اینکه بیانیه مسعود به دست ما رسید وبا آن نفرات در زندان وکیل آباد آکتیو شدند.
نقد و رنجش! این چه حکایت باشد؟
نوشته های من”یادآوری گذشته” برای تحقیر و طعنه نبود، همانطور که ذکر کردم به نظر می رسد به محتوای مقاله اینجانب نظر عمیق صورت نگرفته است، چرا که آنچه یادآوری شد بدین منظور بود که اگر قرار است ایشان منتقد رجوی باشند ابتدا لازم است گذشته های خویش را نقد، و ضعف های خود را کنار گذاشته و برای مردم ایران و همه کسانی که تا چندی قبل زیر ضرب ایشان بودند روشن کنند که آیا با اعتقاد به همان دیدگاه های کهنه خود می خواهند منتقد رجوی باشند و یا به واقعیت ها و ادراکات جدیدی رسیده اند که ناشی”از دعواهای مالی و خانوادگی” نیست و با رسیدن به این نقطه (بدون ابراز ضعف تدافعی)، به دستگاه استثماری و خیانت پیشگی رجوی مهر بطلان بزنند؟
بصیرت بازیافته – قسمت چهارم
عملیات بی حاصل گردانی وحتی قرارگاهی رجوی را برآن داشت که درسطحی بالاتر و گسترده تر بخواهد در هماهنگی با صدام ماکزیمم فشاررا برنیروها ومرزبانان غیورایران بیاورد وبه زعم خودش راه را برای یک عملیات سرنگونی! بازکند. لذا درملاقات با صدام وافسران مخابرات واستخبارات وبا دریافت انبوه تسهیلات جنگی درصدد برآمد که دست به عملیات گسترده مشترک با استفاده ازتمام پتانسیل قرارگاههای موجود درجبهه های مختلف درکنارارتش صدام بزند که دراین راستا تمام نیروهای خود را درقرارگاه اشرف متمرکزکرد و راسا با تشکیل جلسه دربزرگترین سالن اجتماعات اشرف (چند دوبلکس پیوسته) خبرعملیات موسوم به آفتاب را به نیروهای خودش داد.
رهایی ملک جمشید ده مرده از تشکیلات مافیایی رجوی مبارک
ملاقات خانم ده مرده به اتفاق خانواده خود با جداشده های گیلان ازجمله آقایان پوراحمد، اکبرمحبی، محمدباقرکشاورز و حمید حاجی پور از جمله زحماتی بود که این خانواده دردمند رنج آنرا طی مسافرتی از زابل به گیلان به خود هموارکرده بودند طوریکه خوشبختانه فعالیتهای این خانواده به ثمرنشست وعزیزشان بالاخره توانست ازشررجوی رهایی یافته وبه دنیای آزاد وکانون پرمهرخانواده قدم بگذارد.
مصاحبه با سیروس غضنفری در حاشیه همایش انجمن نجات استان آذربایجان شرقی
آنها بوی فرندانشان را ازما میگیرند وازدیدن ما خوشحال میشوند. شما شخصا این عواطف خانواده ها را دربرخورد با آقای امیر رضا رحیمی که 6 ماهی است وارد ایران شده، ملاحظه کردید ودیدید که خانواده ها بادیدن اوچه چهره ی بشاشی پیدا کردند وساعاتی غم وغصه ی فرزندان اسیر خود رافراموش کردند و دراصل این ما هستیم که عملا تبدیل شده ایم به فرزندان” خلق قهرمان ایران”!
از یادادشت های سیروس غضنفری عضو سابق ارتش رهائی بخش – قسمت سوم
در آن زمان من به خاطر مجروحی پا نتوانستم جدا شوم و همان باعث شد 17سال از عمرم در آن قرارگاه سپری شود ولی در همان موقع برای من و خیلی هاروشن شد که سازمان خط مزدوری را پیش گرفته است. در آن زمان حدود 2هزار نفر جدا شدند و بعد از آن جدا شده ها هرگز به خارج نرفتند تا اینکه صدام سرنگون شد وبه همین خاطر بعضی جنایات فراموش شد و یا طوری وانمود کردند که مردم عراق هم جزئی از رژیم است یعنی آنقدر اعتماد را سلب کرده بودند که کسی نمیتوانست فرار کندویا خودش را تسلیم آنها نماید اگر چه درپیام های رهبر سازمان می آمد که شما با خون خودتان وکشتن دیگران (مزدوران) ارتش آزادی بخش را درعراق بیمه کردید که من وامثال من بعد ها متوجه شدیم که با کشتن کردها، رجوی در نزد صدام خودشیرینی می کرد تا به بهای این مزدروی تمام عیار خود، کاخ های افسانه ای بسازد وما را تبدیل به برده هایی کرد تا نتوانیم برای خود اراده داشته باشیم!
نامۀ ۷۸ نفر از اعضای سابق و منتقدین مجاهدین خلق در مورد تهدیدات رجوی
تنها جرم اعضای جدا شده از این سازمان و نیز منتقدین و مخالفان آن که این همه تهدید به مرگ می شوند و مورد ضرب و شتم قرار می گیرند این است که قلم به دست گرفته اند و آنچه را که خودشان در طی سالیان متمادی حضورشان در داخل تشکیلات آن دیده اند و مشخصا اقدامات سرکوبگرانه و تروریستی آن و واقعیتهای درون این فرقۀ افراطی و بنیادگرای مذهبی را برای هموطنان خود بیان می کنند. مسعود رجوی همچون تروریستهای بنیادگرایی که روزنامه نگاران فرانسه را به جرم آزادی بیان ترور می کنند تمام تلاش خود را می کند که این قلم ها را بشکند و دهان ها را ببندد تا واقعیت وحشتناک درون این فرقه برملا نشود.
بازگشت ملک جمشید ده مرده به میهن
روز سه شنبه 14 بهمن ماه 1393، آقای ملک جمشید ده مرده، پس از گذشت 27 سال اسارت با گسستن بندهای ذهنی فرقه رجوی توانست به آغوش میهن و خانواده بازگردد. ایشان در سال 66 و در جریان جنگ تحمیلی در عملیات مجاهدین موسوم به حنیف که بر علیه رزمندگان جمهوری اسلامی ایران شکل گرفته بود اسیر این فرقه گردید.
به دوستان و همبندان سابقم در آلبانی
اکنون زمان تصمیم گیری است. در برابر جنایتها و دروغ گوییهای رجوی و مشخصا تهدیدات توخالی و قمپزی او به قتل جدا شدگان و نیرنگهای او و همپالگی هایش و فریبکاریها و وعده های دروغین رهبران این فرقه و تطمیع های مالی و رفاهی و… که در آنجا برای هرچه بیشتر نگهداشتنتان در زیر فشارهای روانی تشکیلاتی فرقه گرایانه برای جلوگیری از فروپاشی دم و دستگاه پوچ و یاوه شان تحت عنوان توخالی”مبارزه”! به عمل می آورند تسلیم نشوید و برای یک زندگی جدید به دور از تشکیلات جهنمی رجوی با جرأت و شجاعت تمام و با استفاده از امکانات بین المللی و نهادهای پناهندگی سازمان ملل که در آلبانی بیشتر و بهتر از لیبرتی در دسترس می باشند تصمیم گیری کنید و نگذارید رجوی و دارو دسته اش بیش از این از شما ها سوء استفاده کند.
بصیرت بازیافته – قسمت سوم
مطابق طرح, عملیات با عبورازراههای سخت وصعب وصخره ای واستقراردرنزدیکی پایگاه درحالیکه نیروهای ایرانی مطلقا احتمال حمله مجدد را نمی دادند,غافلگیرانه شروع شد وپس ازآتش اولیه دسته نفوذ توانست خودرا به داخل سنگرهای سربازان رسانده وبا به شهادت رساندن شماری ازآنان , 11 نفررا به اسارت خود درآورند و النهایه تحت پوشش آتش توپخانه عراقی سریعا اقدام به ترک منطقه وعقب نشینی وبازگشت به حجاب بنمایند. خودم با گروه تحت مسولیتم درحدفاصل حجاب ونقطه عملیات بعنوان گروه حفاظت منطقه استقرارداشتم وطبق طرح می بایست تا پایان عقب نشینی نیروها ورسیدن به نقطه الحاق درموضع خود درانتظار می ماندیم. دراین وانفسا که نیروها خام خیالانه وسرمست ازپیروزی درخط الراس به عقب نشینی مشغول بودند با شلیک اولین گلوله تانک ازپایگاه سورین متلاشی شده ودرجا پنج نفرکشته و دومجروح دادند که حالشان بسیاروخیم بود.

