وارونه نمایی

خوش نبود که مریدان رجوی، این ستم بزرگ را بر کاشانی متوفی بکنند

کاظم مصطفوی نامی که از مریدان مسعود و مریم است و برابر نوشته اش، زندانی سیاسی دوران شاه هم بوده، خواسته است از آقای محمد سیدی کاشانی که اخیرا در دوران طی هشتمین دهه ی زندگانی اش در قلعه ی آلبانی فوت نمود، در داستان گونه ای بنام” بهترین بابای دنیا”، بشرح آشنایی اش با آقای کاشانی در زندان قصر پرداخته والبته هرچه خصال حمیده ای را که پیدا کرده، به او چسبانده که پر ایراد است ازآن جهت که انسان نمیتواند تمام این مثبت ها را یکجا درخود حرف جمع کند، پر ایراد بودن آن مشخص تر میشود.
کاش آقای مصطفوی به کتاب ها و مصاحبه های منتشر شده درمورد آن دسته از زندانیان سیاسی که تجربه ی 30 سال یا بیشتر زندان کشیدن را داشتند، مراجعه میکرد ومیدید که هم خود آنها وهم نویسندگان ومصاحبه کنندگان آنها، درکنار تعریف از خصوصیات مثبت آنها وتمجید ازمقاومت هایشان، نقاط ضعف موجود را هم به نقد کشیده اند و …
اگر آقای کاشانی ازاین نقاط ضعف ها نداشت، باید اورا درسطح ائمه و … دید که چنین چیزی معمول ودرست نیست.
آقای مصطفوی بدون درنظر گرفتن، همکاری تنگاتگ آقای کاشانی که با رجوی در نشست ها داشت و تاریخ را کم وبیش بنفع او جعل کرده و کمک میکرد که سازمان سیر استحاله شدن وتبدیل به سکت خطرناک گردیدن را سریعتر طی کند، بعد از تعریف وتوصیف های مبالغه آمیز ایام زندان این قربانی رجوی، مینویسد:
” من بارها از خود پرسیده‌ام بابا این‌همه زلالی را از کجا یافته است؟ یک‌بار که صحبتمان گل‌انداخته بود ایستاد و نگاه عمیقی به زیر پایمان کرد و پرسید یادت می‌آید برادر مسعود گفت بهتر است شکست بخوریم ولی رستگار شویم؟ بعد با یقین اضافه کرد این حرف مسعود برای همیشه من کافی است تا سر در پای رهبری بگذارم که خطاب به افسرانش می‌گوید «من مسئول رستگاری شما هستم». و بار دیگر از من پرسید می‌دانی چطور است که این خواهر مریم این‌قدر توان انجام پروژه‌های بزرگ را دارد؟ بعد خودش جواب داد برای این‌که او یک انسان رها است”.
پس تمامی این صغری کبری چیدن های ایشان، تبلیغ بنفع مسعود رجوی متوهم وروان پریش بوده وکاشانی چیزی جز وسیله ای که ازاو سوء استفاده شده، نبوده است.
این مرید رجوی چرا نمیداند که رجوی بارها شکست خورده واگر نمرده درسوراخ موشی خزیده که نامش رستگاری نیست.
این نوع برخورد با افسران، برخوردی پیامبر گونه است و گرنه دراحزاب سیاسی، رهبران و خود رهبر اول، تنها مصوبات پلنوم، کنگره یا قرار کمیته ی مرکزی را اجرا میکنند و جرات ندارند به کسی بگویند که رستگاری او در دست رهبر است واین موضوع نشان میدهد که باند رجوی را نمیتوان سازمان سیاسی مدره حساب کرد و بهترین صفت آن” باند مافیایی” رجوی است که ما برایش انتخاب کرده ایم.
” مریم رهاست”، چه مقوله ای است برادر؟
یعنی او ازتمامی قید وبند های اخلاقی و تشکیلاتی آزاد است ودربرابر هرکاری که میکند، هیچ مسئولیتی ندارد مانند یک فرد دارالمجانین نشین یا یک جوجه دیکتاتور؟!
شما رهائی را اینطور تعبیر میکنید هموطن وخواننده ی عزیز!
نوید

مطالب مرتبط

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

دکمه بازگشت به بالا