رجوی در مانور غرش شیر بازخواست به خاطر خندیدن در مناسبات مجاهدین خلق
این یک دهه بهترین دوران عمرم بوده است پیام جداشده اسماعیل فلاح رنجکش به اسیران رجوی
دوستی در قرنطینه، ملاقات با مادر خاطرات امیر یغمایی کودک سرباز پیشین مجاهدین خلق – قسمت هفتاد و دوم
رستم آلبوغبیش: خاطرات تلخ دوران اسارت در فرقه رجوی – قسمت سوم
تا قبل ازعملیات به اصطلاح مروارید رجوی فقط لایه های بالای فرقه را وارد انقلاب به اصطلاح ایدئولوژیک کرده بودند.اما با بالا گرفتن موج تناقضات اعضا دردرون فرقه بخصوص بعد ازعملیات وآشکارشدن دروغ های رجوی حدودا سال 71یا 72 بود که سران فرقه ابتدا تعدادی ازاعضای معترض به اقدامات رجوی را به زندانهای چک امنیتی فرستادند
روشنگریهای اعضای جدا شدۀ مجاهدین در جلسۀ پارلمان اروپا در مورد ماهیت فرقۀ رجوی
اعضای هیأت جدا شدگان سازمان مجاهدین در سخنرانیها و اظهاراتشان در پارلمان اروپا با افشای روابط و مناسبات به غایت بسته و ضد دموکراتیک در داخل سازمان مجاهدین خلق اعلام کردند که این سازمان به علت سیاستهای تروریستی و فرقه گرایانه و ضد ملی رهبری آن دیگر هر گونه پایگاه خود در میان مردم ایران را از دست داده و به یک سکت و فرقۀ خطرناک ضد انسانی تبدیل شده و ابتدایی ترین حقوق بشر را نقض کرده
بصیرت بازیافته – قسمت هفتم
همچنانکه فوقا اشاره کردم بعد از تجاوز رژیم صدام به خاک کویت ومتعاقب آن، حملات بسیارشدید قوای آمریکایی با همیاری 32 کشورجهان ازجمله کشورانگلیس علیه عراق که فقط مردم محروم و بیدفاع عراق قربانیان آن بودند، ارتش شکننده صدام بتدریج متلاشی شد و صدام با توان نظامی ضعیف، عملا نمی توانست پاسخگوی تهاجمات هوایی آمریکا وچه بسا تهاجمات احتمالی زمینی برآید. لذا با توسل به سازمان مجاهدین، نیروهای خودرا ازمناطق شمالی کشوربه مناطق جنوبی گسیل داشت وبدین طریق ارتش آزادیبخش! رجوی، جایگزین ارتش صدام درمناطق شمالی عراق بمنظورسرکوب نیروهای بومی وخصوصا گروهای کردی شد و عملا درآن برهه، کمک قابل توجهی به بقای صدام داشت که امروزبایستی پاسخگوی آن جنایات باشد.
از یادادشت های سیروس غضنفری عضو سابق ارتش رهائی بخش – قسمت هشتم
اگر به سوابق موجود در سازمان نگاه کنیم انقلاب را برای همین اسرا اعلام کرد و گفت این انقلاب برای اردوگاهی ها می باشد و درمان درد شما همین انقلاب است و هر چی بعد از این پیش آید به پای انقلاب می کشانند حتی اگر یکی می گفت سر استراتژیک سازمان حرف دارم و یا در تشکیلات به یکی از مسئولین انتقاد دارم سریعاً به نفر می گفتند مشکل تو «زن» است نه خط مشی تشکیلات سازمان.
در حسرت دیدار دوست خوبم اصغر واحد رضایی
درنشست آخری که من درآن حضور داشتم، بطور خیلی خصوصی ازاو سئوال کردم که تاکی دراین سازمان میمانی. من شاید بروم ودوست دارم که همراهم باشی که جواب داد من جایی برای رفتن ندارم وجوانی ام را هم ازدست داده ام وتوان انتخاب مجدد زندگی جدید را ندارم وفقط این را هم اضافه کنم که من کسی را درایران ندارم. فکر میکنم که پدر ومادرم فوت کرده اند و بنابراین آینده ی روشنی برایم وجود ندارد!
رستم آلبوغبیش:خاطرات تلخ دوران اسارت درفرقه رجوی – قسمت دوم
تعدادی را به قرارگاه دیگری در”دبس”که مربوط به فرقه برده بودند!! متاسفانه من براثر مغزشویی های سران فرقه به نمایندگان صلیب گفتم چون ممکن است بعد ازبازگشت به ایران اعدام شوم می خواهم بمانم! اما تعداد زیادی ازاسرا که بهترازمن وبقیه به فریبکاریها ودروغ های سران فرقه پی برده بودند خوشبختانه توانستند همراه با نمایندگان صلیب سرخ ازکمپ اشرف خارج شوند تا درجریان تبادل به ایران بازگردند. متاسفانه بعد ازاتمام تبادل اسرا فکر می کردیم که دیگر راه بازگشتی برایمان متصور نیست!!
مصاحبه با آقای جمشید دهمرده
این یک واقعیت بود که سازمان همه را مجبور کرد همسران خود را طلاق بدهند، حتی به امثال من که مجرد بودیم می گفتند شرایط برای شما شدید تر است و شما باید فکر ازدواج را طلاق بدهید وابستگی به خانواده و نزدیکان را طلاق بدهید و نتیجه این شد که خیلی ها مجبور به طلاق شوند و تعداد زیادی از فرزندان اعضاء به خارج از اشرف منتقل شدند.
بصیرت بازیافته – قسمت ششم
ما جملگی براساس یک سناریوی ساخته وپرداخته شده سازمان که برایمان دیکته میکردند، تلاش کردیم که با بیان خاطرات ازصحنه های دروغین اثبات کنیم که شاهد حضورفعالانه علی زرکش که النهایه منجربه شهادت دررکاب رجوی! شده است را بوده ایم وبدینوسیله اعلام شودکه برخلاف ادعاهای مغرضین، علی زرکش نه تنها بتوسط خودسازمان کشته نشده، بلکه درصفوف سازمان شهید هم شده است.
از یادادشت های سیروس غضنفری عضو سابق ارتش رهائی بخش – قسمت هفتم
رجوی در آن زمان که مست تثبیت خود در عراق بود امروز در یک کمپ خودش را زندانی کرده و به آن هم افتخار می کند. در اینجا باید گفت آقای رجوی مزدوری افتخار نیست بلکه می بایست آن موقع یک هدف را از دست نمی دادید حتی اگر به نابودی گروه شما تمام می شد، آیا آبرومندتر نبود که صدام بعد از آن داستان شما را از خاک خود اخراج می کرد، حداقل شما امروزبه دست خودت زندانی نبودی و در یک کشور دیگر، هم نیروها و هم خودت آبرومندانه از حقوق خود بهره مند بودی ولی الان حرفی برای گفتن نداری
شکایت از فرقه رجوی
از خیلی از هم سن هایمان، عقب تر هستیم، رشد فکری کافی در فرقه نداشتیم و اغلب از اداره امور شخصی در جامعه ناتوان و عاجز هستیم، اگر بنا به گفته روانشناسان و فرقه شناسان ایجاد فرقه جرم است و گرفتار کردن افراد برای سالهای متمادی در آن نیز جرم است پس حتماً باید یک ارگان بین المللی به داد ما برسد و حق ما را از فرقه رجوی بگیرد.
رستم آلبوغبیش:خاطرات تلخ دوران اسارت درفرقه رجوی – قسمت اول
درنهایت آنها به عنوان ماموران شیطان که معلوم بود خیلی خوب هم درمکتب او درس فریبکاری وشیادی را آموخته بودند طی چندین نوبت رفت وآمد به اردوگاه وایراد سخنرانی فریبنده والبته با سوء استفاده ازشرایط بد اردوگاه وضعف ما متاسفانه توانستند عده ای ازاسرا ازجمله اینجانب را که به واقع هیچ شناختی نسبت به این فرقه نداشتیم فریب داده وبا خود به کمپ فرقه به نام اشرف ببرند وبه واقع نمی دانستیم که تازه این آغازیک اسارت دیگر است…
از یادادشت های سیروس غضنفری عضو سابق ارتش رهائی بخش – قسمت ششم
در آخر هرسال این نشست توسط مسعود رجوی گذاشته می شد و یک سری اخبارهایی که در تعریف سازمان بود و همچنین اخبارهایی که بر علیه نظام بود مطرح ودر مورد اخبار توضیح داده میشد. در این نشست فقط مسعود صحبت می نمود و مریم از او (مسعود) تعریف می کرد مثلا اینکه اگر چنین رهبری نبود، ما پیش از آنکه به اینجا برسیم از بین می رفتیم و یا، این شخص بود که در عرصه سیاسی، ایدئولوژیکی، تشکیلاتی در مقابل نظام جمهوری اسلامی ایستاد وگرنه ما بدون اواز بین می رفتیم.

