رجوی در مانور غرش شیر بازخواست به خاطر خندیدن در مناسبات مجاهدین خلق
این یک دهه بهترین دوران عمرم بوده است پیام جداشده اسماعیل فلاح رنجکش به اسیران رجوی
دوستی در قرنطینه، ملاقات با مادر خاطرات امیر یغمایی کودک سرباز پیشین مجاهدین خلق – قسمت هفتاد و دوم
خاطرات احسان بیدی ـ قسمت اول
اگر چه هنوز در ذهنم سوالاتی بود که هنوز پاسخ نگرفته بودم و همواره با خودم درجنگ بودم. تا اینکه بعد از مدتی رابط سازمان امد و دوباره ارتباطم شکل گرفت ولی وقتی با افراد سازمان چهره به چهره می شدم و به چشم های آنها نگاه میکردم، عدم صداقت می دیدم. دلم قرص نبود که بروم و میگفتم احسان اینها همه اش دروغ است ولی باز میگفتم اگر یک لحظه درست باشه چی؟
مصاحبه با سیروس غضنفری عضو سابق ارتش آزادیبخش رجوی
اوبرای توجیه این کارهای احمقانه ودرعین حال مستبدانه وضد حقوق بشری آشکار خود، ناچار شد دوکتاب علیه خانواده ها بنویسند ویا هواداران خارج کشور را از دست بدهد. به نظر من رهبری که نتواند درشرایط خاص مثل یک ناخدای مجرب، کشتی توفان زده را به ساحل نجات برساند آن سازمان یا گروه آینده ندارند ومثل کشتی توفان زده ای با ناخدای کم مهارت، درمسیر جریانات سیاسی غرق می شوند واز بین می روند واین سازمان فرقه ای مریم هم درحال غرق شدن است.
از یادادشت های سیروس غضنفری عضو سابق ارتش رهائی بخش – قسمت هجدهم
من به آن دسته از بچه های اسیر که الان هم در نزد فرقه هستند و دست های خود را برای دادن شعار مشت می کنند آن دست هایی که در آن زمان که من هم در داخل با آنها بودم و باهم برای شعار بلند می کردیم، همان دست ها باید خود به کمک مغزهایشان راه را انتخاب کنند چنانکه ما کردیم والان با آگاهی کامل راه خود را باز کرده وزندگی خود را دردنیای بدون سران وفشار سران فرقه به پیش می بریم وامیدوارم شما هم قبل از امضای حکم مرگتان به دست مسعود راه خود را جدا کنید چرا که این تنها راه شما ست.
شکایت علیه سازمان مجاهدین نزد ارگانهای امنیتی و قضائی ضد تروریست فرانسه
توطئۀ دیگر این فرقه ضد انسانی چاپ مجدد عکسهای تمام جدا شدگان از این فرقه می باشد که می خواهند آن را به صورت یک بنر در شوی مریم قجر در سالن ویلپنت واقع در حومۀ پاریس روز ۲۳ ژوئن نصب کنند که هدفی جز ترور شخصیت ما جدا شدگان از این سازمان فرقه ای و تروریستی ندارد و ما پیشاپیش قاضی ضد تروریست و مقامات امنیتی فرانسه را در جریان امر قرار داده ایم.
از یادادشت های سیروس غضنفری عضو سابق ارتش رهائی بخش – قسمت هفدهم
خودسوزی , خود کشی , دعوا و… سراپای تشکیلات رجوی را فراگرفت و چون درب بسته بود و قولی که به نفرات داده بودند عملی نشده بود و ایدئولوژی چپ مارکسیست وجود خارجی نداشت وتنها رابطه فرقه ای در مناسبات بود که لمس میشد , دیگر نیاز نبود بگویی سازمان وجود ندارد و ما مثل فرقه ها هستیم چون همه چیز روشن و واضح بود و از تناقضات همه روشن بود که دیگر ایدئولوژی روی نفرات تاثیر ندارد. اگرچه مریم , مسعود را به عنوان رهبرعقیدتی معرفی کرده بود اما چاقوی رهبری عقیدتی دیگر برش نداشت چرا؟
پلیس فرانسه شکایت حسین نژاد را ضمیمۀ پروندۀ تروریستی فرقه ساخت
متعاقب پخش تراکتهای سراسر دروغ و تهمت و اهانت به حاکمیت دولت فرانسه از سوی سردمداران فرقۀ رجوی مستقر در قلعۀ اورسوراواز علیه جدا شدگان از فرقه که پناهنده و مقیم فرانسه هستند از جمله علیه اینجانب با عکسهای ما موقع آکسیون جدا شدگان روز پنجشنبه ۷ ماه می جاری در حمایت از محاکمۀ مهدی ابریشمچی در دادگاه ضد تروریستی فرانسه و سپس حملۀ مزدوران و چماقداران رجوی فردای آن روز به محل اقامت اینجانب در پاریس و پخش تراکتها علیه من در ساختمان محل اقامتم شکایتی تسلیم پلیس محلی کرده
از یادادشت های سیروس غضنفری عضو سابق ارتش رهائی بخش – قسمت شانزدهم
بند”ش” یعنی هزار عضو شورای رهبری سازمان که کل زنان در آن هزارتا نیست ولی این عواقب را داشت که هر کس برای حفظ جان خود تلاش کند که در ماموریتهایی که در پیش بود کشته نشود، چون این انقلابی نبود که سازمان توضیح می داد چرا که کنار زدن یک عنصر و آوردن عنصر دیگر انقلاب نامیده نمی شود یعنی برابری زن و مرد با این کار تأمین نمی شد ودروغی بیش نبود.آیا مردان تحت سیطره باشند خوب است؟! این جا عوض کردن قلابی که برابری زن ومرد نیست!
تبریک به دوست سابق مان آقای شعبانی که زنجیر اسارت ذهنی را شکست
ما اعضای جدا شده از فرقه ی رجوی واعضای فعلی انجمن نجات استان آذربایجان شرقی، صمیمانه آرزومندیم که دیگر دوستان هم که هنوز در اسارت ذهنی فرقه رجوی می باشند، آزاد شده وسرنوشت بهتر و سعادتمندتری را که برای منصور شعبانی آرزو میکنیم، تجربه کنند.
رستم آلبوغبیش – خاطرات تلخ دوران اسارت درفرقه رجوی – قسمت نهم
راههای فراررا می بستند، درکارمصاحبه با کمیساریا اخلال ایجاد کردند ونشست های سرکوب برای ماندن اعضا درعراق را بیشترکردند!! بنابراین وقتی شرایط را اینگونه دیدم احساس کردم که باید طلسم ترس ازجداشدن ازفرقه را درخودم بشکنم وبا خودم گفتم اگر قراراست درمناسبات فرقه روزی صدباربمیرم پس همان بهتر که دربیرون توسط عراقی ها ویا درایران یکباربمیرم.بنابراین تصمیم خودم را گرفتم اما متاسفانه تا مدتی بدلیل اینکه پایم مجروح وبا عصا راه می رفتم نتوانستم تصمیم خودم را عملی کنم وعملی کردن تصمیم خودم را برای روزی گذاشتم که کمی بهترشده وبتوانم حداقل بدون عصا راه بروم.
بازگشت منصور شعبانی به وطن و آغوش خانواده
منصور شعبانی پس از تحمل 27 سال اسارت درفرقه بدنام رجوی و گذراندن 2 سال سرگردانی و بلاتکلیفی درکشور آلبانی بالاخره عصر روز یکشنبه مورخه 20 / اردیبهشت / 1394 به لطف خدا و مساعدت خیرخواهانه مسولین امنیتی کشور به خاک زیبای وطن و کانون گرم و پرمهرخانواده بازگشت.
فرزند یکی از خانواده هایی که به درب لیبرتی رفته بودند (مسعود مشکینیان) از فرقه جدا شد
آقای مسعود مشکینیان نیز به دنبال خودداری از نوشتن مقاله یا مصاحبه علیه خانواده اش به نشستهای فحش و فحاشی و شکنجۀ روانی رجوی کشانده شده که در نتیجه وی اعلام کرده که از فرقه خارج می شود و به ناچار رهبران فرقۀ رجوی او را به عنوان اخراج به نیروهای عراقی تحویل داده اند. این امر نشان می دهد که مراجعۀ خانواده ها در داخل یا خارج ایران و هر گونه تلاش آنها برای دیدار یا تماس با فرزندان و عزیزانشان برای نجات آنها از بند و اسارت فرقۀ رجوی بسیار مؤثر می باشد و فرقه را ناچار به دست برداشتن از این اسرا می کند.
از یادادشت های سیروس غضنفری عضو سابق ارتش رهائی بخش – قسمت پانزدهم
اوج این انقلاب زمانی شد که رجوی دید همه مثل خودش غرق مسائل جنسی نیستند و برای اثبات خود دست به مارک زدن کرد و صحنه های جداسازی با نام ماموریت و یا همان وارد شدن تمام نفرات به انقلاب با شعار خنثی سازی شعبه سپاه پاسداران در درون تشکیلات شروع شد. و این بحث برای کسانی که زندانی سیاسی و هوادار بودند خیلی خوب وخوشایند بود. اول نفراتی راکه بعد از سی خرداد دستگیر شده بودند ولی چندان شناخته و یا لو نرفته بوده و سریع آزاد شده بودند، دچار دردسر شدند!

