پنجشنبه, ۳۰ مهر , ۱۴۰۵
  • نامه برادر جهانبخش یوسفی از اسیران مجاهدین 27 مهر 1405

    دلتنگی های یک برادر
    نامه برادر جهانبخش یوسفی از اسیران مجاهدین

    دلتنگی های یک برادر سلام بر برادر کوچکترم جهانبخش حالت چگونه است؟ ما که در نگرانی بسر برده و نمیدانم در چه وضعیتی هستی؟ آیا شما هم از ما بیخبر و برای ما نگران می باشید ؟ الان حدود 35 سال است که از تو بیخبر بوده و مادرمان دار دنیا را ترک و نمیدانم […]

دیدار صمیمی اعضای انجمن نجات خوزستان با خانواده یونس مساعدی 05 مهر 1405
پایان سال‌ها بی‌خبری

دیدار صمیمی اعضای انجمن نجات خوزستان با خانواده یونس مساعدی

روز سه‌شنبه 31/6/405، اعضای انجمن نجات خوزستان با خانواده یونس مساعدی، از اعضای گرفتار در کمپ سازمان مجاهدین خلق دیداری صمیمی داشتند. این دیدار در منزل حاج‌حسن، برادر یونس، برگزار شد. رحیم (برادر) و موسی (برادرزاده یونس) نیز در این نشست حضور داشتند و با گرمی از اعضای انجمن نجات استقبال کردند. حاج‌حسن مساعدی در […]

دیدار اعضای انجمن نجات با برادر رحمت محبی 04 مهر 1405

دیدار اعضای انجمن نجات با برادر رحمت محبی

روز پنجشنبه مورخ 2 مهر 1405 اعضای دفتر انجمن نجات استان زنجان با آقای مرتضی محبی، برادر رحمت محبی (از اعضای حاضر در کمپ مانز گروه تروریستی مجاهدین خلق)، در محل کار ایشان دیدار و گفت‌وگو کردند. در این دیدار، آخرین وضعیت اعضای حاضر در کمپ مانز و تحولات پیرامون این گروه در آلبانی مورد […]

نامه حسین رضایی به برادرش حسن رضایی در کمپ آلبانی 01 مهر 1405
روایت دلتنگی

نامه حسین رضایی به برادرش حسن رضایی در کمپ آلبانی

برادرم حسن سلام امیدوارم که حالت خوب باشد . می دانم که تمایلی نداری من برایت نامه بنویسم. زمانی که در عراق بودی من فقط برای نجات شما به عراق سفر می‌کردم. هر چه باشد برادر من هستی و دلم به حالت می‌سوزد. درست حضور ذهن ندارم فکر کنم آخرین سفری که به عراق داشتم […]

نامه فهیم باوی به برادرش سعید در آلبانی 31 شهریور 1405
نامه ای از دلتنگی

نامه فهیم باوی به برادرش سعید در آلبانی

سعید جان، برادر عزیزم؛ سلام. نمی‌دانم این نامه چه زمانی و چگونه به دستت می‌رسد یا از محتوای آن مطلع خواهی شد؛ اما می‌دانم سال‌هاست که حرف‌های ناگفته‌ زیادی میان من و تو باقی مانده است. سال‌هایی که گذشتند و هر روزِ آن، دلتنگی و نگرانیِ من و خانواده را برای تو بیشتر کرد. برادر […]

نامه پدر عباس گلریزان به فرزندش 29 شهریور 1405
فریاد یک پدر در فراق فرزند

نامه پدر عباس گلریزان به فرزندش

سلام پسرم از خداوند بزرگ برایت آرزوی سلامتی دارم. عباس جان، سال‌هاست منتظر تو هستم؛ من پیر شده‌ام و از لحاظ جسمانی وضعیت خوبی ندارم. من به گردنت حق دارم؛ آیا این حق من است که حتی تماسی با من نگیری؟ وقتی دفترچه خاطراتم را در قلبم مرور می‌کنم، لبخند تلخی روی لبم می‌نشیند. چه […]

نامه احساسی سیف الله زیبا به برادرش نصرالله در کمپ مانز آلبانی 28 شهریور 1405
از دلتنگی سالهای سال

نامه احساسی سیف الله زیبا به برادرش نصرالله در کمپ مانز آلبانی

نصرالله جان سلام نمی دانم که این نامه را از کجا شروع کنم؟ از دلتنگی هایی که سالها در سینه ام جمع شده و یا از خاطرات روزهایی که در کنار هم داشتیم؟ هر بار که به تو فکر می کنم هزاران خاطره از جلو چشمانم می گذرد. روزهایی که شاید آن زمان قدر همدیگر […]

پیام ماریا گرفمی به خواهر اسیرش در کمپ مجاهدین خلق در آلبانی 25 شهریور 1405

پیام ماریا گرفمی به خواهر اسیرش در کمپ مجاهدین خلق در آلبانی

فهیمه جان سلام امروز با دیدن عکست از فضای مجازی حس دوگانه ای بهم دست داد. هم خیلی خوشحال شدم و هم خیلی گریستم. حقیقت امر آبان ۱۴۰۲ با مسئول انجمن نجات گیلان ملاقاتی داشتم که از قضا خیلی خوب تو را می‌شناخت و از روحیاتت آگاهی داشت که خبر آن دیدار در سایت نجات […]

گفتگوی فواد بصری با ولی الله گل ریزان 23 شهریور 1405
صحبت های پدری منتظر

گفتگوی فواد بصری با ولی الله گل ریزان

در تاریخ 22 شهریور 1405 فواد بصری به دیدن آقای ولی‌الله گل‌ریزانی، پدر عباس گل‌ریزان، رفت و گفتگویی با ایشان داشت. پس از احوالپرسی، فواد بصری برای آقای گل‌ریزان تشریح کرد که فرقه رجوی از اسیران دربند مانند عباس گل‌ریزان در کمپ آلبانی سوءاستفاده می‌کند و به آن‌ها اجازه نمی‌دهد با خانواده‌های خود ارتباط برقرار […]

نامه علی اصلانی به برادرش سیفعلی اسیر در کمپ آلبانی 22 شهریور 1405
نگرانت هستم برادر

نامه علی اصلانی به برادرش سیفعلی اسیر در کمپ آلبانی

سیفعلی جان سلام خبری ازت ندارم برادر. امیدوارم در صحت و سلامت باشید. بواسطه اتفاقاتی که در سال جدید در منطقه رقم خورد خیلی نگران حال و روزت و سرنوشتت شدم. در تمام سرفصل‌ها سازمان رجوی آلت دست بوده و قربانی شده است از جمله در دوره ای که در عراق بودید که در اثر […]

درخواست خواهر چشم به راه منصور راهدار 21 شهریور 1405
در حصارهای مجاهدین خلق

درخواست خواهر چشم به راه منصور راهدار

سلام منصور جان زهرا هستم خواهر کوچکت امیدوارم خوب و سلامت باشی… آرزویم این است که تو را در میانه غم و اندوه روزگار در آغوش بگیرم یا دست‌کم صدایت را با یک تماس تلفنی بشنوم که سازمان رجوی از تو دریغ کرده است. منصور جان همین ایام پارسال برایت نامه نوشتم و اطلاع دادم […]

استمداد پدری سالمند برای نجات فرزندش از اسارتگاه مانز آلبانی 21 شهریور 1405
نگرانی پدر فرهاد سعادت

استمداد پدری سالمند برای نجات فرزندش از اسارتگاه مانز آلبانی

در روزهای اخیر آقای رضا سعادت ایرانی پدر دردمند سرباز اسیر، فرهاد سعادت با حضور در دفتر نمایندگی انجمن نجات استان آذربایجان غربی با مسئول این دفتر به گفتگو نشست. پدری سلامند با شانه های خمیده، نحیف و لاغر که جز غم دوری فرزندش درد دیگری ندارد. اما با امید به دیدار فرزندش روزهای عمرش […]

دیدار اعضای انجمن نجات زنجان با خواهر حبیب الله قاسمی 18 شهریور 1405
درخواست خواهری چشم‌انتظار

دیدار اعضای انجمن نجات زنجان با خواهر حبیب الله قاسمی

خانم لیلا قاسمی، خواهر چشم‌انتظار حبیب‌الله قاسمی (از اعضای مستقر در کمپ سازمان مجاهدین خلق در آلبانی)، سال‌هاست که بی‌وقفه برای نجات برادر خود از چنگال سران این سازمان فعالیت می‌کند. ایشان با حضور در دفتر انجمن نجات استان و دیدار با مسئول انجمن نجات، مراتب نگرانی شدید خود را از مرگ‌ومیرهای اخیر در درون […]

blank
blank
blank