پشت پرده فتنه ۳۰ خرداد سال ۶۰ – قسمت اول

تشکیلات مجاهدین خلق به مناسبت چهل وپنجمین سال بزعم خودشان “عید مقاومت سراسری ، روز شهیدان و زندانیان سیاسی وتاسیس ارتش آزادیبخش ملی” برای شرکت در تظاهرات در پاریس فراخوان داده است. لازم دیدم به عنوان فردی که در متن اتفاقات قبل وبعد از 30 خرداد سال 60 بودم، مروری داشته باشم به اتفاقات آن […]

تشکیلات مجاهدین خلق به مناسبت چهل وپنجمین سال بزعم خودشان “عید مقاومت سراسری ، روز شهیدان و زندانیان سیاسی وتاسیس ارتش آزادیبخش ملی” برای شرکت در تظاهرات در پاریس فراخوان داده است. لازم دیدم به عنوان فردی که در متن اتفاقات قبل وبعد از 30 خرداد سال 60 بودم، مروری داشته باشم به اتفاقات آن سالها تا ضمن یک تحلیل منصفانه و بی‌طرفانه مشخص شود که سرفصل 30 خرداد سال 60 را می‌توان “عید خون مقاومت سراسری” و یا “فتنه” نامید.

تشکیلات مجاهدین خلق از همان ابتدای پیروزی انقلاب در سال 58 و بازگشایی دفاتر در شهرهای مختلف ایران وشروع فعالیت‌هایش مواضعی دوگانه اتخاذ کرد. در ظاهر از رهبری امام خمینی و دولت موقت حمایت  و در رفراندم به جمهوری اسلامی رای مثبت داد. در انتخابات مجلس کاندیداهای خود را از شهرهای مختلف معرفی نمود. در موضع گیری های ظاهری چنین وانمود می کرد که ساختار سیاسی جمهوری اسلامی و نهادهای برآمده از آن را به رسمیت شناخته است. اما علیرغم این مواضع ظاهری در درون مناسبات تشکیلاتی، هوادران واعضا را تشویق به اعتراض ومخالفت می‌کرد.

ترفند مجاهدین خلق در این سرفصل ودر عرصه اجتماعی مظلوم نمایی بود. برسر میزهای کتاب  و بساط نشریه ومیتینگ‌ها هواداران را تشویق به استفاده از شعارهای تند وبکارگیری الفاظ توهین آمیز نسبت به مسئولین دولتی، رهبران انقلاب و نهادهای نظامی برآمده از انقلاب می‌کرد تا نهادهای نظامی را تحریک به خشونت کند. سپس با هیاهو وجنجال، گرفتن عکس وانتشار در نشریه‌اش توجه افکار عمومی جامعه را متوجه مظلوم‌نمایی‌های خود نماید.

در سرفصل فاز سیاسی در حالیکه انقلاب پیروز شده بود و با استقرار نهادهای قانونی و ارگان‌های نظامی نیازی یه مسلح بودن گروه های سیاسی نبود، مجاهدین خلق در قبال خلع سلاح مقاومت کرد و بر مسلح بودن اعضایش اصرار ورزید.

در آن زمان، فضای سیاسی جامعه باز وتمامی احزاب وگروه‌ها آزادانه فعالیت داشته و افکار و موضع‌گیری‌های خود را بیان می‌کردند. شرایط آزادی احزاب وگروه های سیاسی به گونه ای بود که در سطح دانشگاهها ومراکز آموزشی بیشترین دفاتر وستاد متعلق به نیروها و هواداران مجاهدین خلق و دیگر گروه‌های چپ وغیر مذهبی بود. نشریه مجاهد با تیراژ بالا وآزادانه در پیشخوان روزنامه فروشی‌ها عرضه می‌شد. بسیاری از ساختمان‌های دولتی توسط مجاهدین خلق تصرف و فعالیت‌هایشان بدون هیچ گونه محدودیت در آن مکان‌ها انجام می‌شد.

مجاهدین خلق در تمامی انتخابات شوراها، مجلس و ریاست جمهوری کاندیدا معرفی می‌کردند و آزادانه به تبلیغ برای آنها می‌پرداختند. این تشکیلات حتی از ارگان‌های تبلیغاتی دولتی همانند رادیو وتلویزیون استفاده می‌برد.

مسعود رجوی که سودای کسب قدرت در سر می‌پروراند و تبلیغ می‌کرد که رهبری انقلاب توسط روحانیت به سرقت رفته و خود را رهبر واقعی انقلاب می‌دانست در نقطه‌ای که در تمامی انتخابات‌ها شکست خورد و مردم در تمامی آزمایشات انتخاباتی دست رد به سینه او و دیگر کاندیداهای سازمانش زدند،  بنای ناسازگاری را گذاشت.

وی پس از جریان خط خوردن نامش از انتخابات ریاست جمهوری که با دلایل قانونی و براساس قانون اساسی صورت گرفت، به فکر عبور از جمهوری اسلامی و کسب حمایت خارجی افتاد. مسعود رجوی به قانون اساسی رای نداده بود و آیت‌الله خمینی بدرستی اعلام کرد کسی که قانون اساسی کشور را قبول نداشته و به آن رای نداده چگونه می‌تواند مجری همان قانون اساسی باشد.

مسعود رجوی در اولین قدم برای مقابله با دولت قانونی واقدام خودسرانه، با اعزام یکی از مسئولین رده بالای خود بنام محمدرضا سعادتی  به سفارت اتحاد جماهیر شوروی در تهران به مبادله یک سری اسناد رسمی و درخواست تجهیزات مخابراتی پیشرفته از سفارت این کشور دست زد. این عضو سازمان بدلیل اقدام به ارتباط با سفارت یک کشور بیگانه و تحویل اسناد مهم، بدون اطلاع دولت، به عنوان جاسوس دستگیر شد.

ادامه دارد

علی اکرامی