گفتگوی فواد بصری با محمد نجفی برادر حسن نجفی

با عرض سلام و عرض ادب به آقای محمد نجفی. امیدوارم سالم و تندرست باشید. چند دقیقه ای می خواستم مزاحم شما شوم و در واقع می خواهم در رابطه با برادر شما حسن که الان در کمپ آلبانی بسر می برد صحبتی با هم داشته باشیم . محمد نجفی: من هم سلام خدمت شما […]

با عرض سلام و عرض ادب به آقای محمد نجفی. امیدوارم سالم و تندرست باشید. چند دقیقه ای می خواستم مزاحم شما شوم و در واقع می خواهم در رابطه با برادر شما حسن که الان در کمپ آلبانی بسر می برد صحبتی با هم داشته باشیم .

محمد نجفی: من هم سلام خدمت شما دارم. من در خدمتم .

فواد بصری: ممنون از شما. نمی خواهم وقت شما را زیاد بگیرم، مختصر برای ما بگویید . چی شد که حسن سر از تشکیلات رجوی در آورد .

آقای نجفی: در آن زمان من سن زیادی نداشتم. یادم می آید آن موقع که حسن پیش ما بود از طرفی انقلاب شده بود و حسن را می دیدم با مردم خوش برخورد بود و در حد توانش به لحاظ مالی و صنفی به خانواده های نیازمند کمک می کرد و فعال بود. ما که خانواده حسن بودیم اطلاعی نداشتیم با کدام ارگان فعالیت می کند. حسن در کارهایش منظم بود و معمولا به موقع به منزل می آمد. مدتی بود که حسن به موقع به منزل نمی آمد! فکر می کردیم مثل مابقی جوانها آن زمان که جنب و جوشی داشتند، مشغول کار است.

نیامدن حسن به منزل طولانی شد و یک بار از او سئوال کردیم که کجایی؟ در جواب گفت مشغولم . توسط یکی از دوستانش با خبر شدیم که حسن در سازمان مجاهدین فعالیت می کند. دوستانش به ما گفته بودند که سازمان مجاهدین راه درستی را انتخاب نکردند و از ما خواستند با حسن صحبت کنیم که از سازمان مجاهدین دوری کند و فعالیتش را با آنها قطع کند. ولی دیر شده بود و سال 61 وقتی سازمان مجاهدین از ایران رفت، حسن هم همراه آنها رفت و دیگر از حسن خبری نبود. ناپدید شدن حسن را دنبال کردیم که احتمال دادند حسن از مرز پاکستان به سازمان مجاهدین خلق پیوسته است.

چندین سال است از حسن خبری نداریم و تماسی با ما نگرفته است. برادرم فریب خورد.

دوستان حسن را که می بینم وضعشان به هر لحاظ خوب است. چون راه درست را انتخاب کردند . ولی برادرم حسن راه اشتباهی را انتخاب کرد. چند وقت پیش عکس او را به نشان دادید خیلی شکسته شده معلوم نیست به لحاظ جسمی در چه وضعیتی قرار دارد .

آیا او در این سالها به نتیجه ای رسیده؟! فقط بهترین دوران جوانی خودش را از بین برد . و به نظر من سازمان مجاهدین کارت سوخته هستند و به مرور زمان در کشور آلبانی از بین می روند.

فواد بصری: آقای نجفی زمانی خانواده ها به عراق سفر می کردند و در کنار پادگان اشرف در عراق مسقر می شدند شما به عراق سفر کردید ؟

آقای نجفی: خیر . خیلی دلم می خواست به عراق سفر کنم و برای آزادی برادرم گامی بر دارم ولی متاسفانه کارم طوری بود که مرخصی دراز مدت نداشتم.

فواد بصری: آقای نجفی چرا رجوی و سرانش به اعضای خود اجازه نمی دهند با خانواده هایشان تماس بگیرند .

آقای نجفی: من نشریه انجمن نجات را می خواندم و به این نتیجه رسیدم که اگر رجوی اجازه دهد حسن و حسن های دیگر با خانواده هایشان تماس بگیرند عاطفه بین خانواده و اعضاء وصل می شود و آن موقع است که رجوی و سرانش نمی توانند اعضاء را کنترل کنند. رجوی عاطفه ها را در درون اعضاء از بین برده است. و در مطالب انجمن نجات بارها خوانده ام که رجوی به خانواده بد و بیرا می گوید و رجوی ضد خانواده است .

فواد بصری: آقای نجفی حرف شما کاملا درست است. رجوی ضد خانواده است. اواخری که در پادگان اشرف در عراق بودم رجوی پیام داده بود و در پیامش گفته بود حاضرم بمب اتم به اشرف بخورد ولی یک خانواده وارد اشرف نشود. او از حضور خانواده ها ترس داشت.
فواد بصری: آقای نجفی چه پیامی برای برادرتان در کمپ آلبانی دارید .

نجفی: ای کاش می توانستم به کشور آلبانی سفر کنم و با برادرم دیدار داشته باشم. به برادرم می گفتم مسیری که انتخاب کردی. مسیر خوبی نبود جوانی خودت را از بین بردی و خانواده ات را رها کردی. بیشتر از این در کمپ نمان و خودت را نجات بده . آزاد زندگی کن .

فواد بصری: با تشکر از آقای نجفی .

نجفی: ممنون از زحمات شما