ما خانواده ها اگر همت کنیم می توانیم سر این مار را قطع کنیم تا بچه هایمان رها شوند. من قبل از رفتنم به اشرف فکر می کردم که رهبران فرقه مثل سال 82 اجازه می دهند که برادرمان را ببینم ولی وقتی که به جلوی درب اشرف رفتیم و وضعیت آنها را دیدیم به حقیقت دیگری پی بردیم و به این باور رسیدیم که به این سادگی مسئولین اشرف اجازه ملاقات نمی دهند مگر با همت و تلاش همه خانواده ها
خانواده ها: تا زمانی که عزیزان مان را از دهان مار دو سر مسعود و مریم رجوی بیرون نکشیم از تلاش و حضورمان در جلوی اشرف دست بردار نیستیم.
آقای محمد علی صمدی که برادرش اسیر جنگی صدام بود و امروز گرفتار فرقه رجوی در اشرف است در رابطه با فریبکاری های رجوی ملعون بیان داشت:
هر چند رجوی در تلاش است بچه ها را در اشرف وادار کند تا به خانواده یشان توهین نمایند ولی به نظرم عملا این اتفاق نمی افتد و شاهد بودیم که بعضی از بچه ها با حرکات و تکان دادن دست و… نسبت به حضور خانواده ها ابراز احساسات می کردند و رجوی فقط از طریق سی دی ها یا نوارهایی که توسط مسئولین از قبل ضبط شده بود به خانواده ها توهین می کردند و این گونه وانمود کنند که همه بچه ها قصد توهین دارند در صورتی که سایر بچه ها در نگهبانی ها عکس العمل خاصی نداشتند و علی رغم کنترل دائمی و ترس از سایرین در فرصت های مناسب عکس العمل مثبت نشان می دادند ما از مجموع حرکات بچه ها و نوارهای توهین اشرف می توانیم نتیجه بگیریم که این حرف ها و نظر عزیزان مان در اشرف نمی باشد بلکه این ها موضوع خواسته های رجوی پلید و فرماندهان فرقه در اشرف است تا ما را نسبت به آنها بیزار کنند.
خانم کبوتر صمدی نیز ضمن تشکر از زحمات دوستانی که در این سفر با آنها همراهی و همکاری کردند اظهار داشت در این مسافرت با حضور در جلوی درب اشرف و مشاهده وضعیت افراد اشرف حتی نسبت به سال 82 که برای ملاقات رفتیم امیدوار تر شدیم و اینکه توانستیم گامی بر داشته تا راهی برای نجات عزیزان مان باز شده و نباید آن ها را فراموش کنیم.
باید برای نجات آنها و بطور مستمر به جلوی درب اشرف برویم. تازه برای ما خانواده ها روشن شده است که چه کسی مانع اصلی این ملاقات با عزیزان مان است و فهمیدیم که مسعود و مریم رجوی همانند مار دو سری هستند که در حال بلعیدن عزیزان مان در اشرف می باشند.
ما خانواده ها اگر همت کنیم می توانیم سر این مار قطع کنیم تا بچه هایمان رها شوند. من قبل از رفتنم به اشرف فکر می کردم که رهبران فرقه مثل سال 82 اجازه می دهند که برادرمان را ببینم ولی وقتی که به جلوی درب اشرف رفتیم و وضعیت آنها را دیدیم به حقیقت دیگری پی بردیم و به این باور رسیدیم که به این سادگی مسئولین اشرف اجازه ملاقات نمی دهند مگر با همت و تلاش همه خانواده ها که رجوی خائن را مجبور کنیم حتی اگر هم به زور باشد تا اینکه اسرای ما را رها کند و به همین دلیل مجددا به جلوی درب قرارگاه اشرف خواهم رفت.
خودم شاهد بودم که بعضی از افراد از جمله یک خانمی برای ما دست تکان می داد و همه نشانه این است که آنها پیام ما را می گیرند و شاید منتظر اقدامات نجات باشند.
البته این فضا در رابطه با سایر خانواده های که همراه بودند نیز مشاهده می شد و همین نظر را داشتند که نبایستی این درب را رها کنیم.
به دنبال بیانات خانم صمدی مجری نشست با توضیح کوتاهی از تبلیغات سازمان علیه خانواده ها در اروپا اظهار داشت به دلیل کمی وقت این جلسه و توضیحات شما مجال آنرا نداریم که تا همه آنچه را که سازمان در اروپا با دجال گری از خانواده ها می گویند یا اطلاعیه می دهند به عرض شما برسانیم به عنوان مثال مدتی که خانواده ها از 11 ماه گذشته در پشت درب اشرف هستند و در نزدیکترین فاصله خواهان ملاقاتند مسئولین فرقه در اروپا شکایت می کنند مبنی بر اینکه دولت عراق نمی گذارد تا خانواده ها با عزیزانشان در اشرف ملاقات نمایند.در صورتی که در همان لحظه ای که آنها در حال دادن اطلاعیه و شکایت از دولت عراق هستند حدود 70 خانواده در جلوی درب اشرف با بلندگو خواهان ملاقات با عزیزان خود می باشند و یا در پشت سیم خاردار در انتظار ملاقات یک لحظه و دیدن چهره بچه هایشان می باشند مگر این ها پدران و مادران پیر 80 ساله و عصا بدست اعضا خانواده اسیران تو نیستند؟ یا مگر فیلم تعدادی از خانواده ها را نگرفتند و در سیمای باصطلاح آزادی پخش نکردند و نام آنها را نبردند؟ پس آنها بهتر از همه می دانند که خانواده های اسیر در قلعه اشرف هستند و این موضوع برای مسئولین یونامی هم روشن است و خودشان در نزد خانواده های جلوی درب اشرف اذعان کردند که برای ما مسئولین یونامی کاملا مسجل است که شما همگی از اعضای خانواده های مجاهدین هستید!!
پس رجوی دجال چاره ای جز این ندارد و به خانواده ها توهین نموده و آنها را مزدور جمهوری اسلامی می خواند چون کفگیر شان به ته دیگ خورده است و اگر به یک نفر اجازه ملاقات بدهد دیگر آن عضو به سمت آنها بر نمی گردد همان طوری که در 11 ماه پیش به 3 نفر ملاقات دادند که 2 نفر به نزد خانواده ها بر گشتند.
آقای علی اکبر باباپور هم در رابطه با مشاهدات خود در بهداری قرارگاه گفت: به نظرم شرایط مناسبات داخل قرارگاه خیلی خراب باشد چون در روزهای یکشنبه و چهارشنبه خیلی از افراد را برای بهداری می آوردند همگی مریض و فرتوت و شکسته بودند و برایم سئوال بود که چرا اکثر افرادی که به بهداری مراجعه می کنند پاهایشان شکسته بود؟ بنظرم سازمان پای کسانی را که قصد فرار داشته اند را می شکند تا نتوانند اقدام به فرار نمایند چون تا زمان درمان کامل آنها ستون به ستون فرج است.. ادامه دارد…
برچسب ها
صحبت های پدری منتظر گفتگوی فواد بصری با ولی الله گل ریزان
نگرانت هستم برادر نامه علی اصلانی به برادرش سیفعلی اسیر در کمپ آلبانی
پیام ماریا گرفمی به خواهر اسیرش در کمپ مجاهدین خلق در آلبانی
فهیمه جان سلام امروز با دیدن عکست از فضای مجازی حس دوگانه ای بهم دست داد. هم خیلی خوشحال شدم و هم خیلی گریستم. حقیقت امر آبان ۱۴۰۲ با مسئول انجمن نجات گیلان ملاقاتی داشتم که از قضا خیلی خوب تو را میشناخت و از روحیاتت آگاهی داشت که خبر آن دیدار در سایت نجات […]
گفتگوی فواد بصری با ولی الله گل ریزان
در تاریخ 22 شهریور 1405 فواد بصری به دیدن آقای ولیالله گلریزانی، پدر عباس گلریزان، رفت و گفتگویی با ایشان داشت. پس از احوالپرسی، فواد بصری برای آقای گلریزان تشریح کرد که فرقه رجوی از اسیران دربند مانند عباس گلریزان در کمپ آلبانی سوءاستفاده میکند و به آنها اجازه نمیدهد با خانوادههای خود ارتباط برقرار […]
نامه علی اصلانی به برادرش سیفعلی اسیر در کمپ آلبانی
سیفعلی جان سلام خبری ازت ندارم برادر. امیدوارم در صحت و سلامت باشید. بواسطه اتفاقاتی که در سال جدید در منطقه رقم خورد خیلی نگران حال و روزت و سرنوشتت شدم. در تمام سرفصلها سازمان رجوی آلت دست بوده و قربانی شده است از جمله در دوره ای که در عراق بودید که در اثر […]
ثبت دیدگاه
- دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط تیم مدیریت در وب منتشر خواهد شد.
- پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
- پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط باشد منتشر نخواهد شد.
