شما فعلا مشغول جاسوسی و انتقال اسرای لیبرتی باشید!
خانم مریم رجوی که یک فرد متواری وکلاشی بنام مسعود رجوی اورا از مقام” سر حرمسراداری” به ریاست جمهوی خیالی ایران ارتقاء داده، واقعا هم مسئله را جدی گرفته و دربرابر هر رویداد داخلی وخارجی موضع داشته وشرّ شرّ بیانیه صادر میکند و راهکارهای طلایی؟! خود را که همواره بعلت افکار فرقوی اش، آنها راعلاج هردردی میداند، ارائه میدهد!
نه آن کوبیدن به طبل و دمیدن در شیپور و نه این سکوت رقت بار
روزی به تحلیل آبکی نشست آینده گروه 1+5 میپردازد و سیمای آزادی شروع به سمپاشی زودهنگام نتایجی که هنوز روشن نیست، میکند وفردا کاری دیگر. اصلا شلم شورباست این برنامه ها وهیچ چیزی برمعلومات بیننده وشنونده اضافه نمیکند وبودجه های زیادی است که دراین میان بطور الکی به هدر داده میشود و… کاری با اصل حقایق و واقعیت ها نداشته ومسائل ازدریچه ی تنگ دید رهبران فرقه کوچک نمایی ویا بزرگ نمایی میشود!
این ابراز نگرانی بیمورد نیست!
این صهیونیست ژاپنی، بارها نشان داده که چه مهره ی بی اختیاری دردست نئوکان های آمریکا وصهیونیزم زیر فرمان او بوده و دارای استقلال رای وشخصیت مستقلی نیست وبرخلاف برادعی که مجموعا میخواست سوء تفاهمات هسته ای را بنفع صلح جهانی حل کند که موفق نشد ومدتی بعد ازبازنشستگی اعلام کرد که هدف آمریکا سرنگونی رژیم ایران است و این نیت اصلی خود را در پشت مسائل هسته ای کم اهمیت تر پنهان کرده است!
ازفرط استیصال باند رجوی، لمپن ها هم مقاله نویس شده اند!
اگر خانواده ها خواستار رهائی عزیزانشان ازبند اسارت رجوی هستند، کار غیر طبیعی انجام نمیدهند ومیدانند که شرایط زندگی فرزندان ووابستگان آنها درکمپ لیبرتی و تحت امر پادوهای رجوی، چنان ذلت بار است که گرفتاری درهرزندانی مناسب تر ازآنجاست.
ابر فرقه – قسمت نهم
رهبران فرقه ها سعی می کنند متناسب با زمان و فرهنگ خود را تغییر داده و مثل آفتاب پرست مدام رنگ عوض کنند، بنابراین شیوه های مقابله با فرقه و درمان جدا شدگان نیز باید متناوبا تجدید و تکامل پیدا کند. رهبران فرقه همواره به این می اندیشند که چه سیگنال هایی در صورت ارسال واکنش دلخواه آنها را در شنونده بوجود می آورد.
اعلام افتخار باند رجوی به بازگویی خبرهای دست چندم صهیونیست ها!
ما بعنوان ساکنین داخل کشور که دسترسی کاملی به دنیای رسانه ها داریم، حرف وعملی ازسرنگونی نشنیده وندیده ایم وتعجب میکنیم که شما بعنوان دریافت کنندگان خبر ازیک کانال خاص ودریک محیط کاملا استبدادی چگونه باین تحلیل ها میرسید ودردرستی آنهم شکی ندارید؟!
از یادادشت های سیروس غضنفری عضو سابق ارتش رهائی بخش – قسمت دوازدهم
رجوی با ایجاد رعب و وحشت کمی جلوی ریزش را گرفت. اما وقتی که عراق به کویت حمله کرد و مسعود هم در آن حمله خدمت بزرگی برای دولت صدام انجام داد در مناسبات بعد از این، فرقه گری به اوج خود رسید و اگر خاطرات آن موقع بعضی از جداشده ها را نگاه کنید و یا خوانده باشید می بینید که چطورافراد ناراضی در زندان های انفرادی نگه داشته می شد و به آنها با مجبور کردنشان به تماشای نوار های تصویری مخصوص مغز شویی فشار می آوردند!
رجوی منافع خود را درپیوند با سعودی ها و صهیونیست ها دید!
همه چیز نشان میدهد که فرقه سازمان مجاهدین مانند یک طبل تو خالی شده و در این شرایط دریک بن بست سیاسی است و درعراق هم موقعیتی شدیدا روبه افول دارد. درابتدا بنظر می رسد که برای حفظ نیرو، سواری دادن به عربستان برای رهبران لازم باشد ولی رجوی از این می ترسد که جواب خانواده های نفرات را درکشته سازی دریمن را نمیتواند بدهد و اگر بداند که می تواند به راحتی برای خانواده ها جواب بدهد نیروها را به جای انتقال به آلبانی… ودرصورتی که سایر شرایط مهیا باشد که نمیدانم میشود یانه، به عربستان انتقال می دهد.
منجلاب یا رسالت تاریخی؟!
رجوی با کمک نسل شما به سازمان خیانت کرد وآنرا ازمقام وموقعیت یک سازمان سیاسی کم وبیش مقبول، به یک فرقه ی منحط تبدیل کرد واین را هر نوجوانی درک میکند و متاسفیم که شما دیرتر متوجه آن شدید واگر رسالتی میبنید، همان جاسوسی برای کشورهای متخاصم و خیانت به ناموس همرزمان بوده است و آیا میخواهید کماکان به این رسالت بنازید؟!
به تحریم های غیر اتمی وخارج از شورای امنیت دل نبندید!
با این وجود مقوله هایی مانند” خلق قهرمان ایران” دود شده وبه هوا رفته وعرصه را چندان بر خود تنگ دیده که مجبور شده برخلاف ادعاهای اولیه وبخصوص نظریات بنیانگذاران اولیه اش، بطور علنی و شفاف خودرا در صف نئوکان های خونریز و دوستان تجاوزگر ومرتجع آنها قرار داده وحتی این نزدیکی را افتخاری برای خود بداند! با این وضع ارائه ی تحلیل وپخش اخبار ازطرف فرقه ی رجوی وبانام سازمان مجاهدین خلق عملی مسخره است وما این تحلیل ها را بحساب یک فرقه ی جاسوس ونه مجاهدین خلق چهار دهه پیش میگذاریم!
رهبران فرقه درگیری 19/1/90 را از قبل طراحی کرده بودند!
درمورد این حادثه مشکوک سوال هایی وجود دارد وخواهد داشت. اما رهبران فرقه مجاهدین با این کار چه عایدی نصیب خود کردند وچه کمکی به نفرات در زنجیرشد؟ به نظر من در آن زمان یکی از اهدافی که سران فرقه بخصوص مسعود رجوی داشت خلاصی از مراجعه خانواده ها بود. چرا که خانواده ها از14 ماه قبل دراطراف وجود داشتند و شهود قضیه قبل از درگیری نیروهای محافظ عراقی در دوضلع قرارگاه شاهد گریه و ناله مادران و پدران سالخورده وجوانان و فرزندانی بودند که به واسطه تصمیمات ضدانسانی سازمان از انجام ملاقات منع شده بودند و بنابراین هدف اول رهبران فرقه این بود که ازحضور این خانواده رها شود.
ابر فرقه – قسمت هشتم
حالا کسی جرأت نداشت بگوید: که آخر اگر انقلاب این همه خوب است چرا برای دیگران است و اگر روابط جنسی و حتی نزدیک شدن یک خواهر، انقلاب را سوراخ می کند تو که هر بار دست در دست مریم می آیی و می روی انقلابت سوراخ نمی شود و از همۀ ما هم شاداب تر و سر حال تر هستی و گل می گویی و گل می شنوی! و در حالی که شوهر سابق مریم (مهدی ابریشمچی) نگاه می کند تو با زن او جلو هزاران نفر دعواهای شبانه تان را با کمک اهرم جمع! و تعریف و تمجید از یکدیگر حل و فصل کرده و ادامۀ عشق بازی هایتان را جلو چشم هزاران نفر پی می گیرید!!! واقعا زهی بی شرمی به مهدی ابریشمچی که نظاره گر این منظره ها بود البته شاید او هم منافعی از این گذر داشت و ما هرگز نفهمیدیم.!