جناب سناتور لیندزی دروغ نگویید: اگر ازداعش میترسیدید، آنرا تولید نمیکردید!
اما داعش برای شما نباید ترسی نداشته باشد که مولود خودتان است که به بهانه ی مبارزه با آن، حضورتان درخاورمیانه را موجه جلوه داده وبه تفتیش عقاید هموطنان خود ازطریق شنود مداوم تلفنی و… – که گویا قصد خیر؟! ره گیری اقدامات افراطیون را دارید ومیخواهید خنثی سازی شان بکنید- مشروعیت بخشید!
از وقاحت و بی شرمی مسعود و مریم متعجب می شوم
دور تا دور کمپ را دیوار بلندی کشیده اند و چندین لایه نگهبان گمارده اند. در آسایشگاهها موقع خواب بپا گذاشته اند تحت عنوان هوشیار – پست های نگهبانی ضلع قرارگاهها 4 نفره هستند تا حتی نگهبانان خودشان هم فرار نکنند. این ناجیان خلق ایران اکنون خود آزادی شان سلب شده و ورق برگشته خلق قهرمان به درب قرارگاه اشرف رفتند و تلاش کردند تا کسانی که مدعی رهایی خلق هستند را برهانند وامروز هم همان خلق قهرمان بیانیه ودرخواست آزادی شیر مردان وشیر زن میدهند.
تحلیلی ازحال وآینده سازمان – قسمت دوم
چند روز قبل سازمان مجاهدین با یک حرکت که در همسویی با مخالفان مذاکره با نشان دادن یک سایت که آن هم محل کارگاه درست کردن گاو صندق بوده است، خودزنی کردند واز طرفی این خودزنی نشان دادکه رجوی امروزه نان دولت اسرایئل را می خورد واین برای ملت ایران چندش آور است واین مسئله خانواده ها را مصمم کرد دست بکار شوند واگر بیانیه های خانواده ها را درسایت انجمن نجات یا دردیگر سایت ها خوانده باشید می بینید که آنها درپی دست یافتن به راه حل هایی هستند تا فرزند خود را از دست رجوی رها کنند. این نوع حرکت اگر کمک کننده داشته باشد به افشاگری بین الملی می انجامد وفکر می کنم لیبرتی با دست همان خانواده ها که رجوی آنها را نقطه فساد می داند بسته خواهد شد.
مهدی پور واحد هم؟
من شخصا که شما را میشناسم، باور ندارم با صمیم قلب این حرف ها را نوشته باشی وحداکثر حکم مامور ومعذور بودن را با خود حمل میکردی که باعث شده به سازمان های حقوق بشری که دائما ازوجود آنها سوء استفاده میکنید تا خیمه وبارگاه رجوی را همچنان حفظ کنید، این قدر مورد حمله قرار گیرند و بازهم تکرار اتهام معروف” مماشات” است که به اربابان رجوی چسبانده اید. (من فعلا جرات نمیکنم که آنها را ارباب شخص شما خطاب کنم).
نامه سرگشاده سیروس غضنفری به وزیر خارجه ایالات متحده
بما درسازمان گفته بودند که هر روز باید به پاسگاه رفته خودتان را معرفی کنید که ابدا چنین نبوده است. خلاصه بعد از 11 سال به این نقطه رسیدم که القای فکری مسعود رجوی برعلیه من و امثال من برای این بود که ما را در آن کمپ نزد خود نگه دارد و خودش را به عنوان رهبر سیاسی به دنیا معرفی کند و امروز من هم به شما این نامه را می نویسم که شما کمک کنید دیگر دوستان در اسارت ما که توسط رهبران این گروه مغزشوئی شده اند و القای فکری آنها باعث شده فقط کمپ های اشرف ولیبرتی را سمبل هستی دنیا بدانند، آزاد شوند.
آقای مسعود یکبارهم شده شما هم پروسه خود را درمقابل جمع بخوانید؟
مسعود با ریاکاری و جاه طلبی از نیروهایش استفاده ابزاری می کند و تبلیغات سیاسی راه می اندازد و از اربابان خود پول می گیرد. حال ببینید در آن بیابانهای خشک و خالی بایستی بچه ها بالاترین فشارهای طاقت فرسای روحی و جسمی را بپذیرند و تحمل کنند و خانم مریم قجر و جمعی از نزدیکان خود در پاریس و اروپا در رفاه و خوش گذرانی باشند. بنظرم مسعود کثیف ترین آدمی است که هم ردیف هیتلر وگوبلز قرار گرفته
تحلیلی ازحال وآینده سازمان – قسمت اول
سازمان تا امروز که درعراق مانده از اشرف به لبیرتی انتقال یافته والان نمی خواهد لبیرتی را به هر قیمتی از دست بدهد به خاطر حفظ روحیه نیروهای دربند واسیرشده ها وهواداران که الان هنوز به آن مبلغ های داده شده از طرف سران فرقه چشم دوختند درکنار آنها هستند و به همین خاطر بود که سال گذشته توانست از تمام نیروها بعداز نشست های درونی تعهد بگیرد…..همیشه در سازمان این رسم بوده که برای خاموش کردن تضاد های درون تشکیلاتی از اتفاق های داخل کشورسوء استفاده می کنند وچون نفرات درآن حصار بسته زندگی می کنند به رسانه و… دسترسی ندارند، به آن بزرگ نمایی ها که انجام می شود خود بخود در درون تشکیلات باور پیدا می کنند
ابر فرقه – قسمت سوم
در نشست های فرقه، ما اغلب می بایستی حتی نبردن رهبری را به تهران در نتیجۀ کم کاریها و اشکالات ایدئولوژیک خودمان جلوه می دادیم. باید می گفتیم قدرت رهبری سیاسی وایدئولوژیک حکومت ایران حق مسلم رجوی بوده که به سرقت رفته است ولی اینکه این همه سال رهبری را در عراق زمین گیر و ماندگار کردیم محصول کارکردهای غلط و انتقادات و اشکالات ما در مناسبات و روابط فرقه بوده و کم کاریهای ما و پرداختن به مسئله”دوران” یعنی” زن و زندگی” باعث شده حق رهبری را بخوریم!
نامه ای به دوست عزیزم و هم شهری مهربان ام آقای میرمحسن مرتضوی
آقای مرتضوی می دانم تو این نامه من را هرگز نخواهی دید اما در سینه فضای مجازی این را ثبت کردم تا روزی که رها شدی بگویم من برای تو هم نامه نوشتم که از آن جهنم خود ساخته رجوی بیرون بیا وتو مال آن گروه نیستی وبیشتر از این عمرات را به پای مریم هدر نکن تا آنجا که من می دانم آنها می خواهند شما درلیبرتی بمیرید وبعضی کشورها اعلام آماده گی کردند که شما را قبول کنند اما سران خارج نشین و خوشگذران مانع خروج شما هستند وبا حفظ شما درآن زندان آنها می توانند بیشتر عمر کنند.
متن نامه میر یوسف تارا به برادر لیبرتی نشین اش سید رضا تارا
برادر جان دلمان برایت خیلی تنگ شده. هروقت دوستانت ازعراق یعنی پادگان اشرف (بغداد) آزاد میشوند وبه تبریز میآیند سریعا جویای حال شما میشدیم وهمیشه چشم براهت هستیم وامیدواریم خدا کند هرچه سریعتر شما هم آزاد بشوی وبه تبریز برگردی وشما هم مارا خوشحال کنی.
بیانیه جمعی از خانواده های آذربایجان شرقی خطاب به مسئول صلیب سرخ جهانی
ما به عنوان گروهی از خانواده های افراد گرفتار در لیبرتی عراق که این گرفتاری حاصل نقض خشن ابتدایی ترین حقوق انسانی از طرف مسعود رجوی و همسرش می باشد، بارها با ارسال طومارهایی خدمت ان مقام محترم مشکلات خود را با شما در میان گذاشته…
بت پرستی” جانان” بادروغ گوییهای یحیی زارع همخوان است!
فشار های بی پایان برعلیه او ازبابت نظر فرماندهش بود که اعتقاد داشت که گل محمدی مسائل جنسی خود را حل نکرده و مرحله ی انقلاب بند” ج” را نتوانسته طی کند و این مقتول مظلوم هرچه حاشا میکرد، دست ازسرش بر نمی داشتند و نهایت اینکه وقتی دید که میخ آهنین برسنگ نمیرود،راهی جز خود سوزی برای خود باقی ندید!