از یادادشت های سیروس غضنفری عضو سابق ارتش رهائی بخش – قسمت چهارم
در محیط بسته، خانم رجوی وخود رجوی به نفرات القا کردند که حنیف قبل از اعدام من را صدا کرد وگفت تو دیگر رهبری سازمان را بعهده می گیری ومن هم با آن مسئولیت سنگین پابه میدان گذاشتم و درآن زمان که نفرات در زندان واو شده بودند با بیانیه 12 ماده ای آنها را زنده کردم ومهدی ابریشمچی هم در آن زمان در زندان وکیل آباد بود ایشان هم یک بیانیه داده بود است وبه گفته خود بیانیه ما کار را خراب کرد تا اینکه بیانیه مسعود به دست ما رسید وبا آن نفرات در زندان وکیل آباد آکتیو شدند.
خانواده کماکان در پی فرزند اسیر در فرقه رجوی است!
آیا ما حق نداریم به حداقل حقوق خود که خواستار ملاقات با فرزندان خود هستیم توجه شود؟ آیا رجوی که خود را رهبر ایران می داند چگونه میتواند خانواده های مربوطه را دشمن خود اعلام کند؟ ما از آن ایرانی هستیم که او در همه جا خود را خواهان بدست آوردن حقوق ایران ها جا میزند ولی درآن سو نمی گذارد ما با فرزند خود ملاقات کنیم این چه تناقضی است که او درادعا وعمل دارد؟
نامه ای به عبدالله سبزچی از اسیران فرقه رجوی
من طی نامه هایی که برایت فرستاده ام و نمی دانم که بدستت رسیده است یا نه شماره تماس خودم را برایت فرستاده ام و اگر خواستی شماره تماس تک تک خانواده را هم برایت می فرستم و باز تاکید میکنم تماس گرفتن تو با ما هیچ مشکلی را برای ما ایجاد نمی کند ما منتظر تماس شما هستیم چرا که علیرغم تفاوت سلیقه ها و دیدگاهها عضو یک خانواده بخصوص عضو یک خانواده بزرگ یعنی ایران هستیم. با امید حاکمیت مهر و محبت خدا بر دلهای همه مردمان روی زمین، منتظر تماس هرچه زودتر تو هستم
نامه یک مادر به فرزند اسیر در بند فرقه رجوی
سلامی مادرانه از دل وبطن مادری که چون درشکمم بودی با نازکردنهای فراوان همواره بفکرت بودم وگاهی بهت سلام می کردم وعزیزم،عزیزم میگفتم ومنتظرتولدت بودم، تولدی که برای هر مادری شیرین ترازآن لحظه که حس مادرشدن هست نیست،درآن موقع که شیرت میدادم وبه آغوش میگرفتم تا نازت میکردم هزارسلام وصلوات زمزمه میکردم وفکر بزرگ شدنت را میکردم، بزرگ شدی، بزرک شدی با هزاران، هزارمشکلات وسختیها که خود به برخی از آنها واقف هستی
خواهری درحسرت دیدار برادر
خواهر یوسف با بغض می گوید که الان پاسپورت ام را آماده کردم شاید راه ملاقات باز شود ومن یک بار با یوسف دیدارکنم! شاید یک روز یوسف هم بیاید ودر کنار هم در همان منزل زندگی کند آرزوی هر خواهر است که با برادراش درد دل کند و یا فرزند برادرش را به آغوش بگیرد این حقوق ابتدائی را رجوی از ما خانواده ها ربوده است سالها در حسرت دیدار با برادرم هستم وچنانکه مادرم در حسرت دیدار ازاین دنیا رفت.
وقت دفاع از جنایات عربستان هم رسید!
وبسایت اصلی باند رجوی دمی آرامش ندارد و بقول ما آذربایجانی ها، آبرو را خورده وحیا را انداخته است! تقلاهای مذبوحانه ی این باند وطن فروش بجایی رسیده است که حتی حاضر شده اند به عربستان بعنوان مرتجع ترین کشور جهان هم صدآفرین بگویند که بخاطر خیانت در کاهش قیمت نفت، ضربتی برملت خود ودیگران وازجمله” خلق قهرمان ایران”میزند.
پدر در انتظار رهایی فرزند خود از فرقه رجوی است
من به او می گویم پدر! به او اجازه ملاقات نمی دهند اگر بروی وقتت هدرمی شود که باز جواب میدهد: بهترین آرزوی من دیداربا آن فرزندم درساعت های آخرعمرم است! بقیه بچه هام همگی تشکیل خانواده داده وخیالم از آنها راحت است واز این فرزندم که درآن محل اسیر شده نگران هستم ومی ترسم که نتوانم برای آزادی اش کاری کنم. چرا که آرزوی یک پدر ومادر این است که ببیند فرزندش یک زندگی مناسب دارد که برای اسدالله این زندگی وجود ندارد.
مصاحبه با سیروس غضنفری در حاشیه همایش انجمن نجات استان آذربایجان شرقی
آنها بوی فرندانشان را ازما میگیرند وازدیدن ما خوشحال میشوند. شما شخصا این عواطف خانواده ها را دربرخورد با آقای امیر رضا رحیمی که 6 ماهی است وارد ایران شده، ملاحظه کردید ودیدید که خانواده ها بادیدن اوچه چهره ی بشاشی پیدا کردند وساعاتی غم وغصه ی فرزندان اسیر خود رافراموش کردند و دراصل این ما هستیم که عملا تبدیل شده ایم به فرزندان” خلق قهرمان ایران”!
از یادادشت های سیروس غضنفری عضو سابق ارتش رهائی بخش – قسمت سوم
در آن زمان من به خاطر مجروحی پا نتوانستم جدا شوم و همان باعث شد 17سال از عمرم در آن قرارگاه سپری شود ولی در همان موقع برای من و خیلی هاروشن شد که سازمان خط مزدوری را پیش گرفته است. در آن زمان حدود 2هزار نفر جدا شدند و بعد از آن جدا شده ها هرگز به خارج نرفتند تا اینکه صدام سرنگون شد وبه همین خاطر بعضی جنایات فراموش شد و یا طوری وانمود کردند که مردم عراق هم جزئی از رژیم است یعنی آنقدر اعتماد را سلب کرده بودند که کسی نمیتوانست فرار کندویا خودش را تسلیم آنها نماید اگر چه درپیام های رهبر سازمان می آمد که شما با خون خودتان وکشتن دیگران (مزدوران) ارتش آزادی بخش را درعراق بیمه کردید که من وامثال من بعد ها متوجه شدیم که با کشتن کردها، رجوی در نزد صدام خودشیرینی می کرد تا به بهای این مزدروی تمام عیار خود، کاخ های افسانه ای بسازد وما را تبدیل به برده هایی کرد تا نتوانیم برای خود اراده داشته باشیم!
سیاست های اصولی تر اخیر آرژانتین، راه این سوء استفاده ها را بسته است!
رسیدن باند رجوی به آن نهایت ازخودفروشی است که با اعلام این اخبار بی سند برای حادثه ای که هنوز ثابت نشده که ایران در آن نه سر پیاز است ونه ته پیاز، خواسته است که کشور خودش را به تروریزم متهم کند تا بموجب آن، چاقوی سلطه گران جهانی را دربریدن رگ وریشه های مردم ایران با اعمال تحریمات ظالمانه تر وبیشتری را که دودش دردرجه ی نخست وبیشتر ازهمه بچشم” خلق قهرمان ایران” میرود، تیزترکند و بر استمرار نقش رذیلانه ی خود بعنوان” سخن چین بدبخت وهیزم کش” ادامه دهد!
وشما هم بخاطر این سخنان نمیخواهید لیبرتی را ترک کنید؟!
بعضی ازدوستان ما ازمدت ها پیش این پیش بینی را کرده بوده وگفته بودند که با حضور 1500نفر از نیروهای زمینی کانادا- که این یکی چاکری خوبی را درمقابل مسئولین آشکار ونهان آمریکائی بنمایش میگذارد – طلیعه ی حضور نیروهای زمینی آمریکا هم آشکار شده واین اعزام نیروی کانادایی به عراق، برای برآورد عاقبت کار واطلاع از واکنش افکار عمومی بوده است تا بتوانند نظر مردم ودولت های دیگر را درمورد حضور مجدد نیروهای ارباب بزرگتر- آمریکا- را به محک تجربه زنند!
همایش سه روزه ی انجمن نجات استان آذربایجان شرقی
همایش سه روزه ی این انجمن با حضور آقای امیررضا رحیمی، عضو رها یافته ی اخیر از مناسبات فرقوی رجوی که ازاستان زنجان متقبل زحمت شده بودند، با حضور پرشور و مشتاقانه ی اعضای خانواد های اسرای لیبرتی، از صبح 12/11/1393 در محل این انجمن برگزار شده و ادامه دارد!