حکایت مریم قجر با دست پیش می کشد و با پا پس
تا بحث انتقال آنها به کشور آلبانی بود تلاش می کردند به هر نحوی شده تاخیر در انتقال بیاندازند و همکاری نکنند.حال که تمام افراد از کشور عراق جارو شدند و به آلبانی و کشورهای دیگر رفتند مریم خانم برای اینکه از غافله تزویر و دروغ دور نماند جشنی برپا نمود و تعداد افراد آتل و باتل را جمع و سخنرانی تاثیر بر انگیزی ایراد نمود که فقط خودش فهمید چه گفت و هدفش چه بود.
کوهها می جنبد ولی این رجویست که تکان نخورده
براستی رجوی در این سالیان چه بدست آورد و چه از دست داد، تعداد بیشماری را به کشتن داد، افرادی را قطع عضو نمود، و خانواده هائی را از هم پاشید و به حریم آنان تجاوز کرد و بین خانواده و اعضا جدایی انداخت و مورد تنفر و انزجار قرار گرفت وقتی دست در دست استکبار، امپریالیسم، صهیونیسم و صدام دیکتاتور نهاد. در حال حاضر هم عروسک دست کوک خود،مریم قجر دارد همان راه را طی می کند ارتباط با شیخ های مرتجع و وهابی عرب که در شنائت و رذل بودن گوی سبقت ربودن
پدرانی که حرف نا گفته دارند – چشم انتظار
او می گفت پسرم کمک کارم بود، رجوی خائن او را فریب داد و سالیان سال است از پسرم بی خبرم. من شغلم دامداری بود ولی دیگر نمی توانم به تنهائی از عهده آن بر آیم آرزوی من هم مثل سایر پدر و مادرهای دیگر اینکه خانواده ام در کنار هم باشند و تکیه گاهی در پیری ما باشند ولی افسوس!! که فریب رجوی را خورد.چندی پیش رجوی از پسرم خواسته بود تا با ما تماس بگیرد و دو پسر دیگرم را که به دنبال زندگی شخصی خود هستند به بهانه ی فعالیت اقتصادی و شغلی به عراق بکشانند و جذب فرقه خود کنند که ما با هوشیاری متوجه شدیم و جلوگیری کردیم
فرقه رجوی از گذشته تا حال
در شرایط فعلی این فرقه با بحرانهای جدی روبرو می باشد و تلاش می کند تحولی در ماهیت خود ایجاد کند.و خود را مورد قبول غرب و اسرائیل و عربستان نشان دهد و دست از تمام شعارهائی که می داد بر دارد و نقاب اصلی ماهیت خود را هویدا کند.در حال حاضر هم دست از پا کوتاه تر و شکست خروج از عراق و هزار اشرف و…به آلبانی منتقل می شود.روزی رجوی وقتی خود را سوار بر اسب سفید می دید با توهمات کودکانه خود مستمر می گفت راه حل سومی وجود ندارد.منظور یا ما از بین می رویم و یا ایران را می گیریم،کجاست که با یک غلط کردن باید در کشوری بنشیند و خاطرات دوران حضور در عراق را برای خود تعریف کنند.
پرده نشین خود را نمایان می کند
این روزها خبر انتقال سران رده بالای ترور و خشونت فرقه رجوی از مهمترین خبرهای این گروه می باشد افرادی که در این چند سال هیچ ردی و نام و نشانی نداشتن و مثال رجوی مفلوک در انزوای کامل بسر می بردند و به ناگهان اسامی آنها جهت انتقال آورده شد. رجوی در حضیض ذلت دست به دامان آمریکا شد تا بتواند افرادی که در کشتار درونی و بیرونی و خشونت علیه نیروهای خود و ملت ایران و عراق دست داشتند را از عراق خارج کند.هراس و نا امیدی و کوتاه آمدن از شعارهای پوچ و بی محتوا هزار اشرف میسازیم، دود شد و الان بیشتر بفکر بیرون بردن خود می باشند.
دوام و بقای فرقه رجوی تا حال
رجوی در این سالها که از قبل برنامه آن را ریخته بود خانواده را ضد مبارزه و فاصله انداختن بین خود آنها می دانست و اینگونه اشخاص را ضد خانواده کرد.از طرف دیگر هم با توهمات خاص خود و خلاف میل اخبار و شایعات خود ساخته را به خورد اعضا داد و آنها را از ملت و مملکت دور و کینه درون آنها را شعله ور می ساخت و اینگونه کور کورانه قبول می کردند هر آنچه او می گفت را آری رجوی بعد از این اعمال خیانت خود را با دست باز در راستای مبارزه توجیه می کرد و ذهن افراد کشش فکر کردن به اقدامات خائنانه وی نبود.
فرار را بر قرار ترجیح دادن مجاهدین
اما یک نکته جالب تر وجود دارد آنهم خروج افراد رده بالای این فرقه فرتوت و مضمحل که چه طوفانی شده و به هیاهو افتادند و اینگونه مسئولین رده بالای خود را با عناوین مختلف از لیبرتی بیرون می برند اگر گناهی ندارند چرا آهسته آهسته بقول معروف شتر سواری که دلا دلا نداره اگر این افراد ریگی به کفش ندارند که مخفی خارج شدن ندارد.
رسوائی بزرگ مریم قجر در ویلپنت با حضور ترکی فیصل
سالهای زیادی هست که جدا شده ها و مسئولین ایران اعلام می کردند که سازمان مجاهدین وابسته به شوروی و اسرائیل، آمریکا و شیخ های مرتجع عربستانی است. امروز دیگر رسما خود مریم قجر با آوردن ترکی فیصل به گردهمائی و دعوت از وی نشان داد که تمام حرف و حدیث ها واقعیت دارد و این فرقه اگر تا امروز توانسته بایستد مدیون کمک رسانی و پشتیبانی همین کشورها بوده که با حمایت مالی کلان از وی ابراز وجود کند البته آنها هم مفت به سازمان خدمت رسانی نمی کنند
بالا کشیدن در فرقه رجوی به چه قیمتی
فرار زهره اخیانی یکی از عوامل سر سپار فرقه رجوی به آلمان آنهم با نام مستعار زهره اخویی بیانگر ترس و وحشت فرقه رجوی است که اینگونه آنان را فراری می دهد. جای تعجب ندارد چرا که رجوی هر کدام از نیروها را که بخواهد می تواند از عراق خارج کند اما!!!! سئوال این که چرا پس نفرات ساده و رده پائین را به حال خودشان گذاشته و می گوید منتظرم تا کمیساریا و یا مسئولین امر اقدام کنند. اگر این زنان کاری نکرده اند و جرمی مرتکب نشده اند از چه هراس دارید که با اسم مستعار فراریشان می دهید.
پای صحبت خانواده ای که رجوی را خائن و مکار نامیدند
طی زمانی که در خدمت این خانواده بودیم مادر ابوالفضل سعداله بسیار از حضور ما در منزلشان استقبال کردند و آرزو کردند که تمام نفرات منجمله پسرش ابوالفضل و دو برادرانش آقایان دارائی که گرفتار فرقه رجوی هستند آزاد شوند و به زندگی بر گردند و گفتند ما خانواده همه جوره از آنها حمایت می کنیم تا روزی که از این فرقه جدا شوند.
فراق تا کی خواهر گلم؟!
من برای رهایی تو از فرقه مریم قجر جانم را می دهم. امیدوارم این نامه به دست تو برسد و همه را از چشم انتظاری در بیاری.آنچه که از تو سراغ داشتم مهر و محبت به خانواده و وطن خود بود. فقط کافیست اراده کنی و عزم خودت را جزم و به آغوش گرم خانواده ات برگردی.حال که در آلبانی هستی فکر می کنم شرایطش با عراق و اشرف متفاوت باشه و می توانی خود را نجات دهی. همینطور که سایر دوستانت چنین کردند. آینده در انتظار توست. ما همه بی صبرانه چشم انتظار تو هستیم، از هیچ چیز نترس و برگرد.
نشست چندتن از اعضای جداشده از فرقه رجوی در استان سمنان
زمانیکه اسیر فرقه مجاهدین شدیم اعضای فرقه به بهانه ی آزادی و بازگشت به کشور و با خدعه وفریب از ما خواستند در عملیات هایی علیه نظام شرکت کنیم سپس به ما گفتند اگر به ایران بازگردید به علت همکاری با ما اعدام می شوید… و به ما وعده های سرخرمن زیادی می دادند مسعود رجوی هر نوروز وعده پیروزی داده و می گفت امسال کار نظام تمام است ولی هیچ اتفاقی نمی افتاد.