خواب یا کابوس برای فرقه رجوی
فرقه رجوی که خود به خوبی می داند هیچگونه جایی در عراق ندارد و دولت های مستقر در عراق یکی بعد از دیگری از بعد از سقوط صدام حسین همواره بر طرد این فرقه از عراق رای داده و به لحاظ قانونی هم راهی برای ماندن آنها در عراق موجود نیست تلاش زیادی کرد تا بلکه بتواند در این انتخابات تاثیری به هر میزان ولو اندک بگذارد و از این منظر حتی به سراغ افرادی که بستگی های واضح و مشخصی با دولت ساقط شده صدام و حزب بعث داشتند رفت
فریب کاری رسانه ای فرقه رجوی
سیمای فرقه در یک اقدام عجولانه اقدام به پخش یک ویدیویی از مسعود رجوی کرده که گویا طبق زیر نویس آن مربوط به چند ماه پیش و بهمن ماه است در حالی که صحبت هایی که در آن می شود مربوط به همین خانواده ها و حضور دادخواهانه و حق طلبانه آنها در مقابل درب کمپ اشرف است و به بیننده اینطور القاء می شود که گویا تمام حقایقی که در این فاصله افتاده
انتخابات عراق و فرقه رجوی
مسلماً هر دولت دیگری که در عراق بر سر کار بیاید نیز بطور اصولی همین خط را دنبال خواهد کرد مشروط بر اینکه بصورت جدی خواهان مبارزه با تروریسم و فرقه گرایی در همه اشکال آن باشد کما اینکه دست کم در شعار هم که باشد تمام این گروههای حاضر در انتخابات و از جمله همین گروه فعلاً برنده نیز روی این شعار مشترک بوده اند که خواهان فرقه گرایی نیستند و روی آن تاکید دارند. و از این حیث هم باز فرقه رجوی جایی در عراق ندارد حال چرا از این نتایج استقبال می کنند یک تناقض بزرگ است.
مجاهدین خلق: مارکسیست های حقیقی
سازمان مجاهدین ممکن است بتواند عده ای را با شعارهای ظاهراً دمکراتیک بفریبد اما تنها تفاوت ایدئولوژی آن با مارکسیسم، جایگزینی فرهنگ واژگان مارکسیسم با فرهنگ واژگان مجاهدین است. سیستم سازمانی همواره مبتنی بر انکار فردیت، سانسور اخبار و تفتیش عقاید، نقض حقوق فردی، نقض آزادی اجتماعی و نقض قوانین مدنی است.
پایان هیاهو و جنجال مجاهدین
از روزهای قبل و شاید هم از ماههای قبل بویژه بعد از واقعه انتخابات دهم ریاست جمهوری در ایران و حتی قبل از برپایی انتخابات پروژه ای کلید خورد مبنی بر بحران حداکثر در ایران، اما بازتاب این ضربه، خود فرقه را فرا گرفته است. بطوری که آثار آن را از حمله خانواده هایی که عزیزانشان در فرقه رجوی به اسارت گرفته شده اند را بخوبی می شود دید. آخر دیگر کاسه صبرشان به سر آمده است و هیچ مانعی در برابر خود، نه می بینند و نه به رسمیت می شناسند و نه آداب دیپلماتیک به خرجشان می رود.
نقابی که مریم رجوی بر چهره می زند
چگونه جناب عالی دمکراسی ماندگار را برای ایران تضمین می کنید در حالی که اعضای سازمان خود شما همه مجبور هستند حجاب داشته باشند و حتی یونیفرم نظامی بپوشند. بله بگذارید خود انتخاب کنند که چه بپوشند و چه نپوشند. چنانچه عکس ها، گزارش ها و شهادت های اعضای جدا شده نشان می دهند، هیچ زنی در قرارگاه اشرف اجازه ندارد عادی ترین پوشش یک زن را داشته باشد.
مجاهدین و پایان موج سواری مذبوحانه
در شرایط کنونی مجاهدین خلق در عراق و روند رو به افزایش جدا شدن اعضاء از گروه و بحران های داخلی سازمان از جمله نارضایتی اعضاء و مشکلات روانی آن ها به دلیـل سرخوردگی ها و افسردگی ها و با توجه به ماهیت اپورتونیستی (فرصت طلب) سازمان، بعید نیست که آن ها امواج اعتراضات را در ایران فرصتی دیده اند تا از روش های غالباً خشونت آمیز و غیردمکراتیک خود برای گرفتن ماهی از آب های گل آلود آن روزها، استفاده کنند.
حمایت فرقه رجوی از ریگی
موضوع اصلی بحث ما موضعگیری فرقه و دلسوزی فرقه رجوی از این مزدوری است که حتی کشوری مثل انگلستان که کلی آلاف و علوف برای او تهیه کرده بود نه تنها همکاری خودش را محکوم کرد بلکه حتی ابراز خوشحالی نیز نمود. اما جای شگفتی است که فرقه حتی محکوم هم نکرد و به صورت کلی و خلاصه خبر دستگیری را داد و پیشاپیش هم نسبت به نقض حقوق پناهندگی هشدار داد و خبری هم از اعترافات احتمالی، و این در حالی است که تصاویر جنایات ریگی وجدان هر انسانی از هر نوع سنخ فکر و اندیشه را به درد می آورد و می آزارد.
مجاهدین خلق ؛ ایدئولوژی علیه ایدئولوژی – قسمت اول
. سازمان مجاهدین خلق، نیز که مفتخر به ایدئولوژی خود هستند و همواره وفادار به انقلاب های ایدئولوژیک خود، جدیدترین نسخه یک ایدئولوژی بسته و جنایتکار است که مخالفان خود را قربانیانی می بیند که لاجرم باید از صحنه روزگار محو شوند. آن ها هرگز به مخالفان خود به عنوان کسانی که می شود آن ها را تحمل کرد و با بردباری با آن ها به مدارا پرداخت، نگاه نکرده اند. چنین ساز و کار ایدئولوژیکی تنها فهرستی سیاه از فعالیت های خشونت آمیز در سابقه خود بایگانی می کند.
سران مجاهدین از چه می هراسند؟
مریم رجوی، که نتیجه دیدار خانواده ها در قرارگاه اشرف را دیده بود، از دیدارهای بیشتر وحشت دارد. او به خوبی می داند که دیدارهای خانوادگی عواطف و احساسات را در دل ساکنان در بند اشرف زنده می کند و سئوال هایی تازه را در اذهان آن ها به وجود می آورد و این که چرا آن ها در چنان شرایطی در سازمان هستند.دیدارهای خانواده ها بارقه ای در دل های ساکنان اشرف روشن می کند که باعث فاصله گرفتن آن ها از فضای فرقه می شود و این همان چیزی است که سران فرقه از آن هراس دارند.
فرقه رجوی در بیست و دوم بهمن 88
این فرقه که همان سالها در ایران ترد شد و با قرار گرفتن در کنار صدام حسین دیکتاتور سابق عراق و شرکت در جنایات این دیکتاتور هم بر علیه عراقیان و هم بر علیه هموطنان خودشان برای همیشه در صحنه سیاسی ایران طومارش بسته شد و به لحاظ تاریخی سوخت و خاکستر شد.اینکه تعدادی هنوز به این نام و نشان زندگی می کنند یا لباس آنرا بر تن می کنند بیانگر موجودیت سیاسی آن نبوده بلکه تنها یک موجودیت فیزیکی است، چرا که در ایران برای همیشه محو شده و از خاطر نسلهای ایران یکی بعد از دیگری برای همیشه رخت بربسته است
حکومتی که مجاهدین در سر می پرورانند
آن ها گذشته ی مارکسیستی خود را انکار می کنند و اینکه ریشـه هـای سازمـان در جناح های چپ و کمونیستی در دهه ی شصت میلادی شکل گرفت را نفی می کنند. هنگامی فردی به عضویت سازمان مجاهدین خلق در می آید، به محض ورود اموال شخصی اش ضبـط می شود، چرا که مجاهدین معتقد به مالکیت شخصی نیستند. این جامعـه ی کوچک اشرف نمونه ای از نظام اقتصادی که مجاهدین باور دارند، ارائه می دهد.